مطالب علمی,تاریخی و هرچی که بخوای.........
وبلاگی پر از مطالب علمی,تاریخی و...
 
 
پنجشنبه 19 فروردین 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی

عیدتون مبارک!

اینو تو یه وبی خوندم دیدم خیلی قشنگه گفتم بذارم شما هم بخونید:

 در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."

   آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت:   " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."

   بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

   آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"

خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.

خاطرات مهندس ایرج حسابی 

منبعhttp://www.ali-saremi.blogfa.com





نوع مطلب : غیره، عجایب، مخترعین و کاشفان، 
برچسب ها :


پنجشنبه 19 فروردین 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی

الماسهای مصنوعی ابر سخت ، یک روزه و تقریبا از هوایی رقیق ساخته می‌شوند. راسل هملی ، سرپرست گروهی در موسسه کارنگی در واشنگتن دی سی که این الماسها را ساخته‌اند، می‌گوید: «بر اساس دانسته‌هایمان ، اینها سخت‌ترین بلورهای الماس هستند که ساخت آنها گزارش شده است.»

آزمایشها نشان داده است که بلورهای جدید حدود 50 درصد سخت‌تر از مجموعه‌ای از الماسهای طبیعی و مصنوعی هستند. همچنین آنها بزرگترین تک بلورهایی هستند که تاکنون با روش رسوب دهی بخار شیمیایی ، ساخته شده‌اند. اکثر الماسهایی که با این روش ساخته می‌شوند به صورت لایه‌هایی با ضخامت یک میلیمتر می‌باشند.

الماسهایی که گروه کارنگی ساخته‌اند، ضخامتی حدود 4.5 میلیمتر دارد که پس از برش و تراش به صورت سنگهای جواهر با با ضخامت 2.5 میلیمتر در می‌آید. این الماسها طی دو مرحله ساخته می‌شوند. ابتدا بارانی از کربن گازی شکل بر سطح الماس اولیه داده می‌شود تا لایه‌ای از الماس بر آن تشکیل شود.

این باران از پلاسمایی سرچشمه می‌گیرد که از برانگیزش مخلوطی از متان و هیدروژن با ذرات باردار حاصل شده است. سپس این لایه به صورت جواهر برش داده می‌شود و در دمای دو هزار درجه سانتیگراد و فشار 50000 تا 70000 اتمسفر قرار داده می‌شود. این مرحله عامل سختی فوق‌العاده الماسها محسوب می‌شود. این الماسها را می‌توان در ابزارهای برش و سایش بکار برد.

 

منبع:http://newshimi.blogfa.com





نوع مطلب : شیمی، غیره، عجایب، اختراعات واکتشافات، 
برچسب ها :


پنجشنبه 19 فروردین 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی
پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین و آخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود , در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسوراینشتن تماس بگیرد بنابراین ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی با دستیار اینشتن برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور اینشتن تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید. پروفسور حسابی این ملاقات را چنین توصیف می کنند: وقتی برای اولین باربا بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت اینشتن روبه رو شدم ایشان را بی اندازه ساده , آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش , به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفتر کارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مبل نشست , نظریه خود را در ارتباط با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم ، بعد از اینکه نگاهی به برگه های محاسباتی من انداختند ، گفتند که ما یکماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد یکماه بعد وقتی دوباره به ملاقات اینشتن رفتم به من گفت : من به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چه شنیده ام , دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم , در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوز متقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند, به این ترتیب با پی گیری دستیار و ارسال نامه ای با امضا اینشتن، بهترین آزمایشگاه نور آمریکا در دانشگاه شیکاگو، باامکانات لازم در اختیار من قرار دادند و در خوابگاه دانشگاه نیز یک اتاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند , اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم , متوجه شدم یک دسته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است , بسرعت آن را نزد رئیس آزمایشگاه بردم و مسئله را توضیح دادم , رئیس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشگاه فراهم شده است , گفتم اما با این روش امکان سواستفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقابل خطا های احتمالی همکاران خیلی ناچیز است بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد , با تشویق حاضرین در جلسه , وارد سالن شدم و با کمال شگفتی دیدم اینشتن در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اساتید و دانشمندان هم برخواستند , من که کاملا مضطرب شده و دست وپای خود را گم کرده بودم با اشاره اینشتن و نشتستن در کنار ایشان کمی آرام تر شده، سپس به پای تخته رفتم شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و سعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور اینشتن من را صدا کرده و گفتند که چرا اینهمه با عجله ؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیرالان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هستیم و وقت ما کاملا در اختیار شماست آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود من در نزد بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت اینشتن از نظریه خودم دفاع می کردم و و مردی با این برجستگی من را استاد خود خطاب کرد و من بزرگترین درس زندگیم را نیز آنجا آموختم که هر چه انسانی وجود ارزشمندتری دارد همان اندازه متواضع، مودب و فروتن نیز هست . بعد از کسب درجه دکترا اینشتن به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم.



نوع مطلب : غیره، مخترعین و کاشفان، 
برچسب ها :


پنجشنبه 19 فروردین 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی

آیا می دانستید که فیل بالغ در روز 220 كیلوگرم غذا و 200 لیتر آب مصرف میكند؟

- آیا می دانستید که روزانه فقط در قاره آفریقا سه هزار نفر جان خود را در اثر ابتلا به بیماری مالاریا از دست میدهند و به طور سالانه یک میلیون کودک در دنیا جان خود را بر اثر این بیماری از دست میدهند؟

- آیا می دانستید کهکشان راه شیری تقریبا" صد میلیارد ستاره دارد؟

- آیا می دانستید که کره مریخ 687 روزه به دور خورشید میچرخد؟

- آیا می دانستید جرم زمین 6 هزار میلیارد میلیارد تن میباشد؟

 - آیا می دانستید که زرافه تار صوتی ندارد و لال است و نمیتواند هیچ صدایی از خود در آورد؟

- آیا می دانستید در سال 1987 خطوط هوایی «امریكن ایرلاینز» توانست با حذف یك دانه زیتون از هر سالاد سرو شده در پروازهای درجه یك خود، چهل هزار دلار صرفه‌جویی كند؟

- آیا می دانستید که خورشید ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از کره زمین است؟

- آیا می دانستید که دلفین‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب یك چشمشان را باز می‌گذارند؟

- آیا می دانستید تنها غذایی كه فاسد نمی‌شود، عسل است؟

- آیا می دانستید که انسان سالانه بیش از ۱۰ میلیون مرتبه پلک می زند؟

- آیا می دانستید پلک زدن خانمها تقریبا" دو برابر آقایون هستد؟

- آیا می دانستید قدیمی ترین بنا در شمال توکیوست که پانصد هزار سال قدمت دارد؟

- آیا می دانستید در جهان به 6000 زبان تکلم میشود؟

- آیا می دانستید اعصابی كه در بدن شما وجود دارد به اندازه فاصله زمین تا ماه است؟

- آیا می دانستید که فک انسان میتواند هنگام جویدن 200 پوند فشار وارد کند، در حالی که فک یک سوسمار میتواند 2000 پوند فشار وارد کند؟

- آیا می دانستید دما در کره ما بین 100+ تا 200- درجه سانتیگراد در نوسان است؟

- آیا می دانستید که شن خیس از شن خشک سبکتر است؟

 - آیا می دانستید که نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است؟

- آیا می دانستید که حلزون می‌تواند سه سال بخوابد؟ - آیا می دانستید روزانه 14000 نفر در جهان به بیماری هولناک ایدز مبتلا میشوند؟

- آیا می دانستید زمانیکه عطسه می‌كنید قلب شما به اندازه یك میلیونیم ثانیه می‌ایستد؟

منبع:http://avalrahnamaiha.blogfa.com





نوع مطلب : غیره، عجایب، کیهان,کهکشان,سیاره ها، 
برچسب ها :


سه شنبه 17 فروردین 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی

در حقیقت کسی به تنهایی اتومبیل را اختراع نکرده است. این دستگاه از گاری های اسب دار به کالسکه های بخاری و شاید در قرن نوزدهم به نوع سه چرخ  تکامل یافت , اما با گذشت زمان به تدریج شباهتش را با مدل های قدیمی از دست داد و روز به روز تغییرات اساسی در آن به وجود آمد.

 

پیدایش موتور

حماسه اتومبیل در واقع در سال 1860 شروع می شود که در آن جین اتین لینورا مخترع  بلژیکی  اولین موتور گازی را اختراع کرد که از روی آن تمام  موتورهای درون سوز توسعه پیدا کرد.

اما در اولین موتور مخلوط گاز ذغال سنگ و هوا قبل از جرقه متراکم نمی شدند و در نتیجه این موتور موثر نبود.

تلاش بعدی در سال 1876 بود هنگامی که کانت نیکلاس اتو مهندس آلمانی توانست بطور موفقیت آمیز اصول چهار زمان  را که  توسط  بودا روکاس(Beauda Rochas) فرانسوی پیشنهاد شده بود را به کار برد. سیکل چهار زمانه قادر می سازد که مخلوط پر شده در سیلندرمتراکم شود و عملکرد قابل توجه بیشتری فراهم گردد.

در همین زمان بنزین یکی از فراورده های تقطیر شده از نفت خام به جای گاز ذغال سنگ به کار گرفته شد.  در طول 1880 بیشترین پیشرفت در آلمان توسط گوتیب دیملر وکارل بنز صورت گرفت. دیملر که با ویلهلم می باخ کار(Wilhelm may bach )  می کرد , اولین موتورش را در سال 1883 تولید کرد این موتور که با سرعت 900 دور در دقیقه کار می کرد در حدود 4 برابر بیشتر از موتورهای اتو سرعت داشت که شگفتی خلق کرد.

از سوی دیگر بنز با موضوع ساختن وسایل نقلیه با نیروی جلو برنده خودی کار را شروع کرد و در سال 1885 او اولین موتورش را در عقب یک اتو مبیل سه چرخ نصب کرد.

در حدود یک سال و اندی بعد هر دو اتومبیل هایشان را برای فروش عرضه کردند سپس در سال 1890 رنه پانهارد(Rene pan hard ) و امیل لواسار(Emilelevossor) با کسب مجوز ساخت موتورهای دایملر در کشور فرانسه شروع به کار کردند. در اولین موتورهایشان , موتوردر وسط اتاق قرار داشت  اما در سال 1891 اتومبیل کاملتری ساختند که در آن موتور اتومبیل در جلو اتاق  نصب شده بود و بدین ترتیب طرح اتومبیل برای سالیان دراز ریخته شد. لواسار سهم زیادی در تکامل صنعت اتومبیل دارد. اوتوانست سیستم انتقال قدرت  را که تا آن زمان تسمه ای بود بصورت کلاچ و گیربکس  در آورد. به علاوه سیستم موتور جلو و چرخ عقب محرک را طرح نمود و مهم تر از همه اتومبیل به عنوان واحد محرکه مطرح شد نه یک سه چرخه یا چهار چرخه و یا کالسکه غیر اعتماد و نا امن .

با چرخش قرن , برای بدست آوردن قدرت بیشتر , طراحان شروع به افزایش تعداد سیلندرها کردند. موتورهای آزمایشی 6 سیلندر ردیفی در سال 1902 ظاهر شدند و ناپیر(Napir )در انگلستان با چنین طرحی در سالهای بعد شروع به تولید کرد. اما راندن اتومبیل در انگلستان توسط مجلس وقت در سال 1896 منع شده بود برای لکوموتیوها سرعت حد مجاز در سال 1865 برابر 6 کیلو متر در ساعت  در جاهای باز و بدون تردد و 3 کیلومتر در ساعت برای داخل شهرها و روستاها تعیین شده بود.

اتومبیل ها موظف بودند پشت سر یک نفر پرچم سرخ بدست با فاصله حدود 50 متر از او برای آگاه  کردن گاریهای اسب دار حرکت کنند.

هر چند که در سال 1878قانون در دست داشتن پرچم لغو شد, ولی تا 18سال دیگر قانون مجبور می کرد که یک نفر پیشاپیش  اتومبیل حرکت کند. تا اینکه در سال 1896 , در روزی که به نام روز آزادی نامیده شد, مردم به خاطر صدور اجازه حذف پیاده در جلوی اتومبیل و سرعت حیرت انگیز 18 کیلومتر در ساعت بین لندن و برایتون جشن گرفتند.

علی رغم این دلسردیها, یک مهندس انگلیسی به نام فردریک لنکستر تا سال 1897 جعبه دنده سیاره ای را ابلاغ نمود , محرک زنجیری متداول آن زمان زا به یک محور متصل به دیفرانسیل حلزونی واقع در اکسل عقب تغییر داد و یک موتور دو سیلندر تقریبا متعادل با میل لنگ ها طرح کرد و سیستم روغنکاری تحت فشار را ابلاغ کرد.

سوای تلاش لنکستر در انگلستان , در دهه اول سال 1900 فرانسویها نیز تلاش می کردند. کانت آلبرت دی دیون (Cant Albert de Dion) یک جوان اشرافی علاقه مند تصمیم گرفت به مشارکت با جورج بوتان (George Bouton ) گرفت و کمپانی  دی دیون بوتان را تاسیس کرد.

خدمات دی دیون به اتومبیل:

1-     پایه گذاری سیستم تعلیق و محرک عقب

2-     طراحی سیستم جرقه پلاتین دار

اما سال 1908 نقطه عطفی در تاریخ صنایع اتومبیل بود, در این سال اولین مدل آفورد در آمریکا عرضه شد . فورد علاوه بر انبوه سازی توانست برای اولین بار سرسیلندر و بدنه سیلندر را جداگانه ریخته گری نماید که بطور گسترده موسوم شد.

تا سال 1911 موتور اتومبیل ها با دست روشن می شدند. یک کار دشوار و بعضی اوقات خطرناک  که قطعا بسیاری از خانم ها را از رانندگی مایوس می کرد



ادامه مطلب


نوع مطلب : اختراعات واکتشافات، 
برچسب ها :


شنبه 14 فروردین 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی

آب و هوای آسیا

چنانکه می دانیم آب وهوا وضعیت غالب جو در نقطه معینی از زمین را شامل می شود. یعنی حالت ها و شرایطی كه در آن منطقه حكم فرماست. از طرفی عناصر اصلی آب و هوا كه تمام شرایط را در دست دارند و در بررسی آب و هوای یك منطقه مورد بررسی قرار می گیرند عبارتند از :

  • 1- درجه حرارت

  • 2- رطوبت و ریزش های جوی ( باران، برف…. )

  • 3- فشار هوا و بادها

عناصر فوق به نام عناصر آب و هوایی معروف هستند و در ارتباط با هم عمل می كنند، اما در بین این عناصر، درجه حرارت  اساسی ترین عنصر آب و هوایی به شمار می رود.به طوری كه بارش و فشار، هر یك تحت تاثیر درجه حرارت می باشند.

 

بر اساس دما آسیا را می توان به سه بخش متفاوت تقسیم كرد.

  • 1- سرزمین های مجاور قطب شمال و سیبری با روزهایی سرد و یخبندان در تمام سال.

  • 2- سرزمین های جنوبی كه در مجاورت دریاها واقع شده اند، از دریای سرخ در غرب تا جزیره ی تایوان در شرق.

  • 3- بخش های داخلی آسیا كه دارای سرمای سخت و خشن در زمستان ها و گرمای زیاد در تابستان ها هستند.

 

بر اساس بارش نیز آسیا را می توان در این سه بخش بررسی نمود.

  • 1- سرزمین های مجاور قطب شمال و سیبری با توجه به نحوه ی تابش خورشید و گرمای ناچیز، رطوبت و بارش را نداشته و خشك است.

  • 2- سرزمین های جنوبی كه در مجاورت دریاها واقع شده اند، چنانچه عوامل دیگر دخالت نداشته باشند، از رطوبت و بارش كافی برخوردارند.

  • 3- بخش های داخلی آسیا كه از دریاها و منابع رطوبتی دور هستند و بنابر این از رطوبت و بارش نیز بی بهره و خشك هستند.

بر این اساس آسیا را به دو قسمت آسیای مرطوب و آسیای خشك تقسیم می كنند.

چنان كه در تقسیمات بالا دیده می شود، موارد یك و سه از بارندگی بی بهره اند و تنها سرزمین هایی كه در مورد دوم نام برده شده اند از بارندگی كافی برخوردار هستند. بنابراین:

 

  • 1- آسیای مرطوب

شرق، جنوب و جنوب شرق آسیا كه از بادهای مرطوب موسمی بهره مند هستند، مرطوب ترین بخش آسیا را تشكیل می دهند.

  • 2- آسیای خشك

تمام آسیای مركزی، غرب و جنوب غرب آسیا كه از دریا دور یا مانع كوهستانی دارند و از ورود بادهای باران آور جلوگیری می كنند، از نواحی خشك آسیا محسوب می شوند. همچنین سرزمین های مجاور قطب شمال و سیبری.

 

 

آب و هوای آسیا

به دلیل وسعت زیادی كه این قاره دارا می باشد، اقلیم های گوناگونی نیز در آن وجود دارد. تنوع اقلیمی در آسیا از سرمای سخت و خشن قطب شمال، محیط بیابانی گرم و خشك مركز و جنوب غرب، تا شرایط گرم و مرطوب حاره ای جنوب را شامل می شود.

آسیا حدود 5000 مایل از دایره ی قطبی در شمال تا خط استوا در جنوب كشیده می شود. از شرق تا غرب نیز تقریباً در نیمی از گرداگرد كره ی زمین امتداد می یابد. این سرزمین پهناور انواع بسیار گوناگونی از اقلیم های گوناگون را دربرمی گیرد. آسیا، سردترین، گرم ترین، مرطوب ترین و خشك ترین مكان ها را در روی زمین از آن خود كرده است.

سرزمین های وسیع داخلی آسیا از اقیانوس ها به دور هستند. وجود كوهستان ها و طرز قرار گرفتن آن ها كه مانع عبور توده های هوایی می گردند كه از سمت اقیانوس ها می وزند، تفاوت اقلیم بین سواحل و نواحی داخلی را در این قاره تشدید می كند. به همین دلیل اقلیم آسیای مركزی یكی از اقلیم های سخت و افراطی به شمار می رود، چرا كه زمستان های آن با توجه به بادهای سردی كه از مناطق قطبی می وزد، سرد و طولانی است، از طرفی تابستان های آن نیز در همه جا جز ارتفاعات بسیارگرم و كوتاه می باشد. به جز كوهستان ها، در این منطقه از آسیا بسیار ناچیز است. در نتیجه بیشتر این منطقه بیابانی محسوب می شود.

آسیای شمالی، از نظر اقلیمی با آسیای مركزی شباهت بسیار زیادی دارد. تنها میزان بارندگی است كه از مقدار بیشتری برخوردار می باشد. زمستان های  شمال آسیا فوق العاده سرد است، به طوری كه سردترین مكان سكونتی جهان در این منطقه، ورخویانسك در سیبری واقع است. برخی اوقات درجه حرارت تا 90 درجه ی فارنهایت زیر صفر كاهش می یابد.

آسیای جنوبی، اقلیم كاملاً متفاوتی را داراست. به جز نواحی كوهستانی بقیه ی این منطقه در سراسر سال گرم است، چنان كه در نواحی پست درجه حرارت تا 125 درجه ی فارنهایت می رسد. در این منطقه تابستان و زمستان مطابق آن چه كه ما می شناسیم وجود ندارد. در عوض دارای یك فصل بارانی و یك فصل خشك می باشد.

فصل بارانی معمولاً از ژوئن تا اكتبر ادامه دارد. طی این مدت بارش زیادی هر روز اتفاق می افتد. بارندگی های زیادی در این بخش از آسیا نسبت به سایر مناطق جهان صورت می پذیرد. برخی نقاط هند بیش از 450 اینچ بارش را در فصل بارانی دریافت می كنند. فصل های بارانی و خشك توسط بادهایی ایجاد می شوند كه به موسمی ها شهرت دارند و از آسیای مركزی به سمت حاشیه ی جنوبی و شرقی این قاره می وزند. موسمی های زمستانی بادهای خشكی هستند كه از روی خشكی های آسیا می وزند. این بادها به دلیل این كه از مناطق سرد ( خشكی ها در زمستان سرد می باشند.) سرچشمه می گیرند، سرد و خشك می باشند. موسمی های تابستانی به درون قاره و از اقیانوس ها می وزند، به همین دلیل نیز رطوبت را تا جایی كه پیش می روند به درون قاره حمل می نمایند.

فصل بارانی برای میلیون ها نفری كه در جنوب و شرق آسیا زندگی می كنند اهمیت بسیاری دارد. فعالیت های كشاورزی در این نواحی بستگی بسیار فراوانی به ریزش باران های موسمی دارد. بدون بارندگی رشد گیاهان متوقف خواهد شدو فعالیت كشاورزی صورت نخواهد گرفت. در این صورت خشكسالی موجب قحطی و گرسنگی هزاران نفر خواهد گردید. گاهی اوقات باران های موسمی به موقع نمی بارد یا با تاخیر روبروست، در این صورت محصولات در زمانی كه باید به عمل آیند كاشته نمی شوند. ریزش باران های موسمی گاهی موجب به راه افتادن سیل در این نواحی می شود.

آسیای جنوب غربی نسب به دیگر مناطق بسیار خشك است. تابستان های این قسمت از آسیا طولانی و بسیار گرم است. زمستان ها نسبتاً معتدل تر است. مگر در نواحی داخلی و دور كه هوا سردتر خواهد بود. نقاط خاصی از جنوب غرب آسیا زمستان فصل بارندگی است. زمستان فصل رشد گیاهان نیز می باشد، به خاطر این كه محصولات در تابستان های گرم و خشك این سرزمین ها قادر به رشد و نمو نمی باشند.

 

 

آب و هوای آذربایجان

آب وهوای آذربایجان از جنب حاره ای و خشك در مركز و شرق آذربایجان تا جنب حاره ای و مرطوب در جنوب شرقی آْن، همچنین در سواحل دریای خزر كه از آب و هوایی معتدل برخوردار بوده و در نواحی بلند كوهستانی سرد است، متفاوت می باشد. شهر باكو در كنار دریای خزر از هوای معتدلی بهره مند است، به طوری كه متوسط دما در ژانویه 4 درجه سانتی گراد و در ماه ژولای 25 درجه سانتی گراد ثبت شده است. به دلیل این كه بیشتر سرزمین آذربایجان بارندگی كمی را دریافت می كند، زمین های كشاورزی نیازمند آبیاری است. متوسط بارندگی سالانه در این سرزمین 152 تا 254 میلیمتر می باشد. بیشترین بارش سالانه را بلندیهای قفقاز و لنگورن در جنوب شرقی دارند كه متجاوز از 1000 میلیمتر است.





نوع مطلب : قاره ها و کشور ها، 
برچسب ها :


شنبه 14 فروردین 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی

پارسه یا تخت جمشید نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که در روزگار باستان پایتخت شاهنشاهی ایران بوده است. تخت جمشید محل برگذاری آیین‌های بهاری هخامنشیان بوده است. اسکندر مقدونی سردار یونانی به ایران حمله کرد و این مکان را به آتش کشید. امّا ویرانه‌های این مکان هنوز هم در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس برپا است. این مکان هم‌اکنون از مکان‌های باستانی ایران است.

نام تخت جمشید:
تخت جمشید نام امروزی «پارسه» است. «پارسه» از زبان پارسی باستان است و یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه شهر») خوانده‌اند.
مردم محلی این مکان را جایگاه تاجگذاری پادشاه باستانی جمشید پیشدادی می‌‌دانسته‌اند.

پیشینه:
بر فراز تپه‌ سنگی‌ کوه‌ رحمت‌ در جلگه ‌مرودشت‌، ویرانه‌های ‌بجامانده‌ از کاخ‌ تخت‌ جمشید نمایان‌ است‌. کاخ‌های‌ بزرگ‌ تخت‌ جمشید از زمان‌ داریوش‌ اول (521 پیش‌ از میلاد) تا صد و پنجاه‌ سال‌ بعد از وی‌ بنا شده‌اند.

چگونگی سازه:
وسعت‌ کامل کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید 125000 متر مربع‌ است که بر روی سکوئی که ارتفاع آن بین 8 تا 18 متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، بنا شده‌اند و از بخش‌های‌ مهم‌ زیر تشکیل‌ یافته‌ است‌:
• کاخ‌های‌ رسمی‌ و تشریفاتی‌ تخت جمشید (کاخ دروازه ملل)
• سرای‌ نشیمن‌ و کاخ‌های‌ کوچک‌ اختصاصی‌
• خزانه‌ٔ شاهی‌
• دژ و باروی‌ حفاظتی‌


پلکان‌های ورودی سکو و دروازهٔ خشایارشا:
راه‌ ورود سکو‌، دو پلکان‌‌ است‌ که روبروی یکدیگر و در بخش شمالغربی مجموعه قرار دارند. این پلکان‌ها‌ از هر طرف ‌111 پله پهن‌ و کوتاه‌ دارند. بالای‌ پلکان‌ها، بنای‌ ورودی‌ تخت‌ جمشید،‌ «دروازه‌ بزرگ‌» یا «دروازه خشایارشا»، قرار گرفته‌است. ارتفاع این بنا 10 متر است.

 این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته‌است که امروزه بقایای دروازه‌های آن برجاست. بر دروازه غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی‌ با سر انسانی‌ حجاری‌ شده‌ است‌. این دروازه‌ها در قسمت فوقانی با شش کتیبه میخی به زبان‌‌هایی چون بابلی و عیلامی تزئین یافته‌اند. این کتیبه‌ها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان می‌کند که : «هر چه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفته ‌است.»
دو دروازه‌ خروجی‌ یکی‌ رو به‌ جنوب‌ و دیگری‌ رو به‌ شرق‌ قرار دارند و دروازه جنوبی‌ رو به‌ کاخ‌ آپادانا، یا کاخ‌ بزرگ‌ بار، دارد.

 

پلکان‌های کاخ آپادانا:
کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکان‌های شرقی این کاخ که از دو پلکان - یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب - تشکیل شده‌اند، نقوش حجاری‌شده‌ای را در دیوار کناره خود دارند. پلکان رو به شمال نقش‌هایی از فرماندهان عالی‌رتبه نظامی مادی و پارسی دارد در حالی که گل‌های نیلوفر آبی را در دست دارند، حجاری شده است. در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده می‌شوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می‌شوند، دیده می‌شود.
بر دیواره پلکان رو به جنوب تصاویری از نمایندگان کشورهای مختلف به همراه هدایایی که در دست دارند دیده می‌شود.

کاخ آپادانا:
کاخ آپادانا از قدیمی‌ترین کاخ‌های تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش کبیر بنا شده است، برای برگزاری جشن‌های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده می‌شده است.
این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط می‌یابد.

کاخ تچر:
تچر به معنای کاخ میباشد. این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده است. روی کتیبه ای آمده : «من داریوش این تچر را ساختم.»
این کاخ یک موزه خط به شمار می رود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستون ها از نمای گیلویی های مصری استفاده شده است

 

کاخ هدیش:
این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا بوده است در مرتفع‌ترین قسمت صفه تخت جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد. احتمال میرود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتی که آتنی ها از خشایارشا داشتند به خاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ زرد سنگ ها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگ ها به خاطر حرارت است. اینجا مکان کوچکی بوده 6x6 ستون قرار داشته است. به خاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست خیلی ها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام برده اند.

کاخ ملکه:
این کاخ توسط خشایارشا ساخته شده است و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایین‌تری قرار گرفته است. بخشی از این کاخ در سال 1931 توسط شرق‌شناس مشهور، پرفسور هرتزفلد، خاکبرداری و از نو تجدیدبنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته است.

ساختمان خزانهٔ شاهنشاهی:
این ساختمان که شامل چندین تالار، اطاق و حیاط تشکیل شده است با دیوار عظیمی از بقیه تخت جمشید جدا می‌شود.

 

کاخ صدستون:
وسعت این کاخ در حدود 46000 مترمربع است و سقف آن به‌وسیله صد ستون که هر کدام 14 متر ارتفاع داشته‌اند، بالا نگه داشته می‌شده است.

کاخ‌ شورا:
به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی میگویند. احتمالا شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت می پرداخته است. با توجه به نقوش حجاری شده از یکی از دروازه ها شاه وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج می شده است. به این دلیل به این جا کاخ شورا می گویند که در اینجا دوسر ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است.

سرانجام تخت جمشید:
مجموعه‌ کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید، در سال ‌330 (پیش‌ از میلاد) به‌ دست‌ اسکندر مقدونی به‌ آتش‌ کشیده‌ شد و تمام‌ بناهای‌ آن‌ به‌ صورت‌ ویرانه‌ در آمد. از بناهای‌ بر جای‌ مانده‌ و نیمه‌ ویرانه‌، بنای‌ مدخل‌ اصلی‌ تخت‌ جمشید است که‌ به‌ کاخ‌ آپادانا معروف‌ است‌ و مشتمل‌ بر یک‌ تالار مرکزی‌ با 36 ستون‌ و سه‌ ایوان 12 ستونی‌ درقسمت‌های‌ شمالی‌، جنوبی‌ و شرقی‌ است‌ که‌ ایوان‌های‌ شمالی‌ و شرقی‌ آن‌ به‌وسیله‌ پلکان‌هایی‌ به‌ حیاط‌های‌ مقابل‌ متصل‌ و مربوط‌ می‌شوند. بلندی‌ صفه‌ در محل‌ کاخ‌ آپادانا 16 متر و بلندی‌ ستون‌های‌ آن ‌18 متر است‌. این‌مجموعه‌ در فهرست‌ آثار تاریخی‌ ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌.
 




نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :


سه شنبه 3 فروردین 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی

والیبال درسال 1895 میلادی مطابق باسال 1274 شمسی توسط ویلیام .ج . مورگان مدیر Y.m.c.a در هولیک ایالت ماساچوست آمریکا ابداع شد. درابتدا این ورزش مینتونت نام گذاری شده بود ودلیل انتخاب این نام برای همگام نامعلوم بود. تحت تأثیر محبوبیت فراوان بسکتبال در بین عامه، مورگان تصمیم گرفت برای دانشجویان خود ورزشی را به وجود آورد که بازی ازروی تور انجام گیرد و لذت بخش باشد. مورگان با استفاده ازتوئی توپ بسکتبال که به دلیل سبکی وزن به دست ها آسیب نمی رساند بازی را شروع کرد. با وجود اینکه به طور آهسته و کند از Y.m.c.a آغاز شد ولی طولی نکشید که در کلیه شهرهای ماساچوست و نیوانگلاند عمومیت یافت.



دراسپرینگ فیلد، دکتر ت-آهالستیگ با مشاهده بازی، مینتونت را به والیبا ل تغییر نام داد، زیرا قصد اساسی از بازی کردن، فرستادن و برگشت دادن (ردو بدل کردن) توپ از روی تور است که کلمه والیبال در معنا این نیت را مشخص می سازد. با اینکه والیبال در آغاز ورزش سالنی بود و در محل های سرپوشیده بازی آن انجام می شد و اساساً برای فعالیت های سرگرم کننده پیشه وران و تجّار اختصاص یافته بود ولی کم کم به زمین های روباز کشیده شد و به عنوان یکی از فعالیت های جالب توجه تابستانی درآمد و به شدّت تعقیب می شد. در آغاز برای بازی والیبال قوانین خاصی تدوین نشده بود، هر فرد و در هر کشوری به میل خود و به طریق مختلف با توپ بای می کردند. رفته رفته والیبال در مناطق و نواحی مختلف جهان گسترش می یافت. همچنان که هر ابداع یا اختراعی در آغاز با نواقص همراه بوده و به مرور زمان تکمیل و رفع نواقص می شود، والیبال نیز ازاین قاعده مستثنی نبود و کم کم قوانین برای این بازی وضع شد و روش ها و حرکات تکنیکی جایگزین حرکات قبلی گردید.



درسال 1900 پذیرفته شد که امتیازات هر ست بازی 21 پوئن (امتیاز) باشد.

درسال 1912 سیستم چرخش به تصویب رسید.

درسال 1917 پذیرفته شد که هر ست بازی 15 پوئن (امتیاز) باشد.

درسال 1918 تعداد بازیکنان هر طرف زمین 6 نقر پیشنهاد شد که مورد قبول عامه قرار گرفت.

درسال 1921 موافقت شد که هرتیم با سه ضرب توپ را به طرف دیگر بفرستد.

درسال 1923 اندازه زمین بازی 9×18 متر تعیین شد.



به مرور در سال های بعد، قوانین فراوانی برای این بازی وضع شد و در بسیاری از قوانین قبلی نیز تغییراتی حاصل گشت که هنوزهم این تغییرات (سال2000) ادامه دارد و هر چهار سال یک بار در کنگره بین المللی والیبال تغییراتی در قوانین بازی به تصویب می رسد و در آخرین کنگره جهانی که درسال 1998 میلادی (1377 شمسی) هم زمان با برگزاری چهاردهمین دوره مسابقات والیبال جهانی مردان و سیزدهمین دروه زنان در ژاپن برگزار شد با تصویب و تغییر قوانین مانند روش امتیاز گیری با برد رالی، امتیازات 25 برای ست های اول، دوم، سوم و چهارم و امتیازات 15 برای ست پنجم و همچنین تصویب بازیکن دفاعی لیبرو، به کار بردن روش جدید دگرگونی و هیجان فراوانی دربازی والیبال به وجود آورده است. اولین کشور خارجی که والیبال را پذیرفت، کشور کانادا و به سال 1900 بود. اساساً نهضت Y.m.c.a (سازمان جوانان مسیحی) در معرفی این ورزش به دیگر کشورهای جهان و تعمیم آن سهم فراوانی دارد. بازی والیبال در پایان سال1900 به هندوستان و در سال های 1905 به کوبا، 1909 به پورتریکو، 1910 به فیلیپین، 1912 به اوروگوئه، 1913 به چین و 1917 به ژاپن و به تدریج ازسال 1914 به بعد توسط سربازان قوای آمریکا و مستشاران و اشخاص دیگر به کشورهای اروپائی از قبیل فرانسه، چکسلواکی، لهستان، شوروی و بلغارستان و سایر کشورهای اروپائی معرفی شد و تعمیم یافت. ولی بسبب بیگانه بودن این ورزش برای اروپائیان درابتدا امر قبول آن به کندی صورت می پذیرفت. فرانسه، چکسلواکی و لهستان سه کشوری بودند که قبل ازدیگران اقدام به تشکیل فدراسیون ملّی والیبال در کشور خود نمودند. کشور شوروی که در سال1923 اقدام به تأسیس انجمن ملّی والیبال نمود برای پیشرفت و دگرگونی آن فعالیت زیادی به عمل آورد. اصولاً شوروی از کشورهائی است که در پیشرفت تکنیک و تاکتیک والیبال و تنظیم قوانین درجهان سهم به سزائی دارد و برای قهرمانی در مسابقات است که قدرت بزرگ جهانی به حساب می آید. کشورهای فرانسه، چکسلواکی و لهستان پس از تشکیل فدراسیون ملّی مصمم شدند که با کمک کشورهای دیگر فدراسیون بین المللی را تأسیس نمایند و در سال 1936 بینگام بازی های المپیک در برلین آلمان در این زمینه فعالیت زیادی نمودند ولی با آغاز جنگ بین المللی دوّم و طغیان آن در اروپا اقدامات آنان متوقف شد. به طور کلّی تغییرات و پیشرفت والیبال را میتوان به سه دوره تقسیم نمود، دوره اوّل ازسال آغاز تا سال 1918، دوره دوّم ازسال 1919 تا سال 1946 و دوره سوّم از سال 1947 به بعد که تغییرات و پیشرفت اساسی والیبال در دوره سوم صورت پذیرفته است. پس از جنگ بین المللی دوّم، فعالیت های فراوان برای حرکت جدید به والیبا ل مجدداً آغاز شد و اولین مسابقه بین المللی درقاره اروپا بین دو کشور فرانسه و چکسلواکی در شهر پاریس برگزار گردید. پیگیری برای تأسیس فدراسیون بین المللی والیبال ادامه یافت. مذاکرات بین سه کشور فرانسه، چک و لهستان منتج به موافقت در جهت تشکیل کنگره ویژه برای تأسیس اتحادیه بین المللی والیبال گردید.





نوع مطلب : ورزش، 
برچسب ها :


کیش شاهراه تجاری ایران از قرن پنجم

اكونیوز: شاید کمتر کسی می‌داند که منطقه آزاد تجاری کیش كه امروز تنها یک سفر تفریحی و خرید از فروشگاه‌های پرزرق‌وبرق خارجی‌فروش را به خاطر می آورد، از روزگاران بسیارقدیم زمانی که هنوزساختمان‌های سربه فلک کشیده در این منطقه ایجاد نشده بود، مورد توجه تجار ایرانی و خارجی بوده است.

تصمیم به ایجاد منطقه آزاد تجاری پس از سال‌ها خاموشی و فراموشی، باعث توجه مجدد به كیش به‌عنوان نخستین منطقه آزاد تجاری ایران شد، زیرا این جزیره علاوه بر داشتن موقعیت جغرافیایی مناسب جهت تبدیل شدن به منطقه آزاد تجاری از جذابیت‌های خاص طبیعی و تاریخی جهت جذب گردشگران نیز برخوردار است، اما امروز کمتر گردشگری به بهانه دیدن آثار تاریخی به این منطقه سفر می‌کند.

علی لگزیان مسئول میراث فرهنگی منطقه کیش می گوید: در عصر باستان محدوده سكونت اقوام اصیل ایرانی مناطق وسیعی را شامل می‌شده و امپراتوری بزرگ ایران از شرق به ارتفاعات حاشیه سند (مرزهای چین امروزی ) و از غرب تا كرانه‌های شرقی قاره آفریقا و قلب اروپای امروز گسترده بود.

خلیج‌فارس و جزایر آن در طول تاریخ همواره جزء جدایی‌ناپذیر این امپراتوری بزرگ و محل تلاقی راههای دریایی بین شرق وغرب، در مسیر قدیمی‌ترین جاده تجارتی جهان - یعنی جاده ابریشم بوده است. جزیره كیش به‌ویژه پس از وقوع زلزله در بندر تاریخی سیراف به سال 365 هجری قمری - بیش از 1000 سال قبل مورد توجه قرار گرفته و رو به عمران و آبادی نهاد ، تا جایی كه از اوایل قرن پنجم تا اواسط قرن دهم هجری به‌عنوان مهمترین مركز تجاری و بازرگانی منطقه خلیج‌فارس شناخته شده و در برقراری ارتباط بین اقوام وملل مختلف نقش اساسی داشته است.

لگزیان ضمن اشاره به آثار و شواهد موجود به‌صورت تپه‌های تاریخی در كرانه شمالی این جزیره خاطرنشان می‌کند: این تپه‌های تاریخی بیانگر وجود شهری بزرگ و آباد است که امروزه به‌نام شهر تاریخی حریره معروف است.

وی ادامه می‌دهد: در اسناد و متون تاریخی اشارات فراوانی به رونق چشمگیر جزیره كیش شده است. ابن‌بطوطه، استاد سخن سعدی (گلستان )، یاقوت حموی و دیگر مورخان، به كیش سفر كرده و یا از عظمت و اهمیت آن نوشته‌اند.

همزمان با حكومت اتابكان ( قرن 6 و 7 هجری قمری )، كیش در اوج رونق و عظمت به‌عنوان خزانه اتابكان فارس شهرت یافت و حداقل تا دو قرن بعد از آن نیز مورد توجه خاص حكومت مركزی بود، اما با بروز انقلاب صنعتی در اروپا و كشف راه‌های دریایی جدید(به‌منظور تجارت انبوه و صدور محصولات به ممالك شرقی)، دامنه برتری جویی و سلطه استعمار به منطقه خلیج فارس نیز كشیده شد و جزیره كیش تا مدتی (سال‌های 912 تا 926 هجری قمری (در تسخیر استعمارگران اروپایی قرار گرفت.

مسئول میراث فرهنگی کیش ادامه می‌دهد: شورش عمومی مردم منطقه علیه استعمار در سال‌های 925 تا 928 هجری قمری و رشادت‌های تاریخی ایشان به‌دلیل عدم حمایت حكومت مركزی نتیجه مطلوبی نداشت و كماكان پرتغالی‌ها به حضور خود ادامه دادند. حضور طولانی استعمارگران در كیش نیز باعث ترك و مهاجرت ساكنان به مناطق دیگرازجمله پالایشگاههای تازه تاسیس نفت و دیگر صنایع وابسته به آن شد و تمدنی به عظمت و شكوفایی كیش رو به افول و فراموشی نهاد تا آنجا كه والادا نایب كنسول فرانسه در سال 1339 هجری قمری در كتاب خود درباره كیش می‌نویسد:

قیس( كیش ) جزیره‌ای است دارای 500 تن جمعیت، كه بازرگان، صیاد مروارید و ماهیگیرند.

علی لگزیان درخصوص زمان دقیق کاوش‌های باستان‌‌شناسی در این منطقه می‌گوید: سال‌های پیش از انقلاب اسلامی، باستان‌شناسان داخلی و خارجی در كیش به بررسی و شناسایی پرداختند و در همان سال‌ها باستان‌شناسی به‌نام هامیلتون ازسوی سازمان عمران كیش (سابق) مامور انجام پژوهش‌های باستان‌شناسی در كیش شد. وی در یك دوره بررسی و شناسایی اقدام به جمع‌آوری و طبقه‌بندی سفال‌ها و آثار سطحی جزیره كرد.

كمی بعد فردی انگلیسی به‌نام دیوید وایت هاوس كه سرپرستی هیأت باستان‌شناسی بندر سیراف بوشهر را به‌عهده داشت، به دعوت هامیلتون به كیش آمده و پس از بررسی سطحی آثار تاریخی و سفال‌های موجود، مقاله‌ای كوتاه راجع به این آثار در مجله ایران به چاپ رساند(سال 1355).

در سال 1370 در راستای پیشبرد برنامه‌های توسعه سیاحتی كیش و ایجاد جاذبه‌های فرهنگی، تاریخی سازمان عمران كیش (سابق) با سازمان میراث فرهنگی (سابق) قرارداد انجام یك سلسله كاوش‌های باستان‌شناسی و مرمت بناها و مساجد تاریخی كیش را امضا كردند.

به گفته لگزیان هیأت كارشناسی در چند نقطه از محدوده اقدام به كاوش کرد كه در نتیجه آن بخشی از آثار معماری مدفون در تپه‌های تاریخی نمایان شد.

عمارت اعیانی ، حمام ، مجموعه بندرگاه شهر تاریخی حریره و مسجد كهن آثاری است كه تاكنون در این شهرتاریخی شناسایی و ازدل خاك بیرون آمده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :


یکشنبه 1 فروردین 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی

آریائیان هنگام ورود به سرزمین‌های آریایی نیروهای طبیعت مثل خورشید و ماه و ستارگان و آتش و خاك و باد و آب را مى‌پرستیده‌اند. آنها خدایان متعددی را که به‌صورت ارباب انواع آفریننده یا نابودکننده مى‌شناختند، باور داشتند. این خدایان مظهر قواى طبیعت مانند میترا (خدای خورشید)، ورونا (خدای آسمان)، ایندرا (خدای جنگ) و ... بودند، که ظاهراً "دئوه" (خدا) نامیده مى‌شدند. در چنین دورانی، بیشتر مردم آریایی که در نواحی شمال افغانستان امروزی مى‌زیستند، پیرو آیین میترایی بودند. در این آیین خورشید نماد مهر است.

خورشید برای انسان بدوی قوی‌ترین عنصر وجود و مهربان‌ترین قوای طبیعت بود و قاعدتاً می‌بایست جزو اولین خدایان و معبودان او بوده باشد. سنت پرستش مهر (خورشید) به دوران‌های بسیار کهن بر می‌گردد. تقدس خورشید در اقوام متعددی رواج داشته و در برخی از فرهنگ‌ها نشانه‌های این اعتقاد باقی مانده است. در بین‌النهرین "شمس یا شاماش" ایزد خورشید را می‌پرستیدند، این ایزد در دستش شیئی را نگاه می‌داشت که به تیغهٔ اره همانند بود و سوار بر گردونه‌اش به‌سوی باختر می‌راند. در مصر خورشید، عنوان بزرگ‌ترین خدا را داشت و به‌نام رع (Re) مشهور بود. "قوم سلت EOL یعنی ستاره خورشید را پرستش می‌کردند و خدای خورشید فنیقیان همانند نام ستاره خورشید در لغت قوم سلت EL می‌باشد. قوم اینکا دارای معبد خورشید بوده که دیوارهایش پوشیده از ورقه‌های طلا بوده و الان در سرزمین پرو واقع است. همچنین هرم خورشیدی بسیار با شکوهی از تمدن قوم ازتک در مکزیک باقیمانده است.

در هند دوران ودایی نام او به‌صورت "میتره" با مفهوم پیمان و دوستی ظاهر می‌شود و یکی از خدایان گروه فرمانروا است و با "ورونه" جفت جاویدانی را تشکیل می‌دهند که از سوی مردم به‌یاری خوانده می‌شوند در سنت هندی نیز میترا گردونه‌ای درخشان و اقامتگاهی زرین دارد. میترا در سنت دینی زردتشتی در مقامی پایین‌تر از اهورامزدا قرار می‌گیرد و آفریدهٔ او محسوب می‌شود تا از آفرینش او پاسداری کند. او خدای پیمان است و وظیفهٔ مهم او نظارت بر همهٔ پیمان‌هاست. او ایزد فروغ و روشنایی و از بزرگترین ایزدان آیین زردتشتی محسوب می‌شود.


[] پیشینه

درباره پیشینۀ آیین مهر، ذکر این نکته لازم [به یادآوری] است که گرچه برخی منابع لوح‌های متعلق به ۱۴٠٠ سال پیش از میلاد مسیح را ـ كه سال ۱۹٠٧ میلادی در بغازكوى واقع در كاپادوكیا كشف شده [منظور الواح خط میخی مربوط به اقوام باستانی هیتی هستند که از بغازكوی در كشور تركیه به‌دست آمده است] و نام مهر (میترا) در آن آمده ـ كهن‌ترین سند می‌دانند، اما روشن است که صرفاً به استناد این لوح‌ها نمی‌توان پیشینه آیین مهر را از ۱۴٠٠ سال پیش از میلاد به این‌سو تخمین زد؛ چرا که با‌توجه به رشد و بالندگی این آیین که در گستره‌ای پهناور از شرق تا غرب پیروان فراوان یافت، می‌توان پیشینه‌اش‌ را چند هزار سال پیش‌تر از آن‌چه در اسناد به‌دست آمده در نظر گرفت و چه‌بسا در آینده اسنادی کهن‌تر به‌دست آید که این دیدگاه را تائید کند.[پایکوبی و ترانه‌خوانی، از سنت‌های جشن یلدا، گفتگوی مریم رئیس دانا با شاهین سپنتا، وب‌سایت شهرزاد نیوز: ٣٠ آذر ١٣٨٨]
 
منبع:http://avalrahnamaiha.blogfa.com




نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :


شنبه 29 اسفند 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی
در‌مورد بنیاد جشن نوروز مطالب بیشماری بیان شده كه در این‌جا نمونه‌هایی از آنها را ذكر می‌نماییم.
1. در روایات زرتشتی و بیشتر نویسندگان ایرانی و عرب و شاعران از‌جمله فردوسی، بنیاد آن را به جمشید پادشاه پیشدادی نسبت می‌دهند و می‌گویند: جمشید شاه تختی بساخت كه دیوان آن‌را بدوش گرفته به هوا بردند و به یك روزه از كوه دماوند به بابل فرود آوردند، مردم با مشاهده این عمل در شگفت شدند و آن روز خاص را نوروز خواندند.
فردوسی می‌گوید:

چـو خــورشیــد تـابـان میــان هــوا
نشستــه برو شــــاه فـــرمـــــانـــروا
جهـــان انجمن شــد بر آن تخت او
شــگفتی فــرو مــانــده از بخت او
بــه جمشیــد بر گــوهـر افشـانـدنـد
مرآن روز راروز نوروز خــوانــدنــد
ســر ســال نـو هـرمـز فــــرودیـــن
بر آســـوده از رنـــج روی زمیـــن
بـــزرگان به شـــادی بیـــاراستنـــد
مـی و جـام و رامشگـران خواستنـد
چنیــن جــشن فــرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار(1)


2. حكیم عمر خیام در نوروزنامه راجع به جشن نوروز می‌گوید:
از آن بوده است كه آفتاب در هر 365 شبانه‌روز و ربعی به اول دقیقه حمل بازآید و چون جمشید از آن آگاهی یافت آن را نوروز نام نهاده پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان به او اقتدا كردند و آن روز را جشن گرفتند و به جهانیان خبر دادند تا همگان آن را بدانند وآن تاریخ را نگاهدارند و بر پادشاهان واجب است كه آیین و جشن و رسم ملوك را به‌جای آرند. از بهر مباركی و خرمی‌كردن در اول سال هر‌كسی در نوروز جشن كند تا نوروز دیگر عمر در شادی گذراندند.

3. این فصل «فروردگان» است كه جشن‌آوری اجداد و نیاكان بود و چنان می‌پنداشتند كه در پنج شب متوالی، ارواح طیبه مردگان، برای دیدار وضع زندگی و احوال باز ماندگان به زمین فرود آمده و در خانه و آشیانه خویش مشغول تماشا و سركشی می‌شوند، اگر خانه تمیز و پاك بود، ارواح مسرور بر می‌گردند، اما در غیر این صورت، آنان غمگین و ناراحت بر‌می‌گردند.
4. روایتی دیگر می‌گوید كه نیشكر را جمشید(2)، در این روز پیدا كرد و مردم از كشف و خاصیت آن متحیر شدند. سپس جمشید دستور داد تا از شهد آن شكر ساختند و به مردم هدیه دادند. آن روز را «نوروز» نامیدند.
5. می‌گویند: اهریمن، بلای خشكسالی و قحطی را بر كره زمین فرو نشانید، اما جمشید به جنگ با اهریمن پرداخت وعاقبت اورا شكست داد. آن‌گاه خشكسالی و قحطی را از ریشه خشكانید و به زمین باز گشت. با بازگشت وی، درختان و هرنهال و چوب خشكی سبز شد. بسا مردم این روز را «نوروز» خواندند و هر كس به یمن و مباركی، در تشتی جو كاشت و این رسم سبزی نشانیدن درایام نوروز از آن زمان تا به امروز باقی مانده است.
6. بیرونی در آثار الباقیه‌(3) می‌نویسد: «از آداب جشن نوروز این بود كه در صحن هر‌خانه به هفت ستون، هفت رقم از غلات می‌كاشتند و هر‌یك از آنها كه بهتر می‌رویید، دلیل ترقی و خوبی آن نوع غله می‌دانستند».
در المحاسن و الاضداد نوشته شده: «بیست و پنج روز قبل از نوروز در صحن كاخ سلطنتی، دوازده ستون از خشت خام برپا می‌شد كه بر هر‌یك از آنها یكی از حبوبات را می‌كاشتند و آنها را نمی‌چیدند مگر با نغمه‌سرایی و خواندن آواز. در ششمین روز نوروز این حبوب را می‌كندند و در مجلس پراكنده می‌نمودند وتا شانزدهم فروردین كه مهر روز نام دارد آن را جمع نمی‌كردند(4).


تقسیم روزهای ماه فروردین:

در عهد باستان مراسم جشن نوروز به مدت 21‌روز برگزار می‌گردید كه در هر روز برنامه‌یی خاص انجام می‌گرفت.
1. از اول تا روز سوم برای دید و بازدید خویشاوندان و بزرگان.
2. از روز سوم الی روز ششم فروردین، دید و بازدید همگانی و برگزاری جشن رپیثون.
3. از روز ششم الی روز نهم، برای اجرای جشن خوردادگان.
4. از روز نهم الی سیزدهم، بار عام شاهی برای پذیرفتن عموم طبقات هر یك به‌نوبه خود بود.
5. ازروز سیزدهم الی روز نوزدهم، برای تفریحگاههای خارج از شهر.
6. ازروز نوزدهم الی بیست و یكم، برای اجرای مراسم جشن فروردگان
7. روز بیست و یكم پایان جشن و مخصوص تفریح و گردش در خارج از شهر است(5).
در یك تقسیم‌بندی دیگر، فروردین به شش قسمت تقسیم می‌گردید:
1. پنج روز اول به پادشاه و اشراف مربوط بود و آنها جشن ویژه داشتند.
2. پنج روز دوم برای بخشش اموال ودریافت هدایای نوروزی از طرف پادشاه.
3. پنج روز سوم متعلق به خدمتگزاران بود.
4. چهارمین پنج روز به خواص تعلق داشت.
5. پنج روز پنجم به لشكریان.
6. ششمین قسمت پنج روزه به رعایا اختصاص داشت(6).
این تقسیم‌بندی به قول جاحظ در المحاسن الاضد زمان جمشید و به قول بیرونی در آثارالباقیه بعد از جمشید و بنا به نظر ذبیح‌الله صفا در زمان ساسانیان معمول بوده است.
نقسیم‌بندی دیگر هم وجود داشته است كه به نوروز خاصه و نوروز عامه تقسیم می‌شده. پنج روز اول را نوروز عامه و بقیه روزهای نوروز را نوروز خاصه می‌گفتند.




نوع مطلب : غیره، 
برچسب ها :


شنبه 29 اسفند 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی

دوستان عزیز

باسلام و تبریک عید نوروز اگر مطلب علمی و یا تاریخی در نظر دارید می توانید آن را به ایمیل radrad66@yahoo.comبفرستید.

فراموش نشود که مطلبی که ارسال میکنید نام ونام خانوادگی داشته باشد.

               با تشکر      مدیر وبلاگ





نوع مطلب : غیره، 
برچسب ها :


شنبه 29 اسفند 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی

هر روزتان نوروز

              نوروزتان پیروز





نوع مطلب : غیره، 
برچسب ها :


شنبه 29 اسفند 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی

تاریخچه بسکتبال

زادگاه بازی بسکتبال آمریکاست . این بازی در اوایل پاییز سال 1891 میلادی توسط شخصی به نام جیمز نای اسمیت پایه ریزی

 

و ابداع شد . اما ، از قرن ها پیش در میان ساکنان نقاط مختلف قاره آمریکا ، به ویژه آمریکای مرکزی و جنوبی انواعی از بازی

 

و مسابقه رایج بوده که کم و بیش به بسکتبال شباهت داشته است .


سابقه تاریخی

 

در کشور آرژانتین ، نوعی بازی سنتی و قدیمی در میان گله دار ها متداول است که آن را (پاتو (PATO )( می نامند . در این

 

بازی ، دو تیم سوار بر اسب در میدانی وسیع به تاخت و تاز می پردازند و هر تیم کوشش می کند توپی را که شش حلقه (مانند

 

دستگیره) بر بدنه آن هست ، با پرتاب کردن و پاس دادن به یاران خودی ، به آن سوی میدان برساند و از حلقه و توری سبدی که

 

در انتهای میدان بر روی ستونی چوبی نصب شده ، عبور دهد . این بازی تا حدی شبیه بسکتبال است اما شباهت بازی پوک

 

تاپوک با ورزش بسکتبال بیش از پیش است . پوک تاپوک ، در میان اقوام متمدن قاره آمریکای جنوبی و مرکزی رواج بسیار

 

داشت به ویژه اقوام مایا و تولتک (در ناحیه مکزیک کنونی) این بازی را کهن با توپ و حلقه های ثابت در میدانی وسیع انجام

 

می شد ، با علاقه و هیجان زیادی برگزار می کردند .


تولد ورزشی به نام بسکتبال


جیمز نای اسمیت یک پزشک کانادایی بود که با ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و تابعیت آن کشور را گرفت .


در سال 1891 یعنی زمانی که دکتر نای اسمیت در دانشگاه ورزش اسپرینگ فیلد (واقع در ایالت ماساچوست آمریکا) درس می

داد ، رئیس دانشگاه از او خواست ورزشی ابداع و اختراع کند که دانشجویان بتوانند در فصل زمستان در سالن به آن بپردازند تا

آمادگی جسمانی خود را برای پرداختن به مسابقات میدانی فوتبال ، هاکی و بیسبال ، در فصل بهار و تابستان حفظ کند .

دکتر نای اسمیت پس از بررسی رشته های موجود ورزشی ، دریافت که ورزش جدید باید :

·         توپ در آن نقش داشته باشد .

·         به صورت گروهی به اجرا در آید .

·         اصل رقابت در آن رعایت شود .

·         و بر مهارت استوار باشد .

·         هیچ گونه خشونتی و برخوردهای سخت بدنی مبتنی نباشد .


حاصل این افکار و اندیشه ها ورزشی شد به نام بسکتبال که امروزه پس از سپری شدن نزدیک به یک قرن و اندی از اختراع آن

، از پر طرفدارترین و هیجان انگیزترین رشته های ورزش بین المللی است .


دکتر نای اسمیت در شروع کار دو سبد که مخصوص حمل میوه بود بر دیوار دو طرف سالن ورزش دانشگاه و در ارتفاعی بلندتر

از قد یک انسان قد بلند نصب کرد و به دو گروه از ورزشکاران جوان دانشگاه آموزش داد که توپی را دست به دست بدهند و

سعی کنند آن را به درون سبد بیندازند . در این حال ، تیم مقابل باید بکوشد که مانع از انجام این کار شود و توپ را هم از چنگ

حریف بربایند و تصاحب کند.


نخستین مسابقه ای که به این ترتیب و به صورتی تجربی ترتیب یافت میان دو تیم 9 نفره در کالج اسپرینگ فیلد بود و اولین گل

تاریخ بسکتبال را هم یکی از بازیکنان به نام "ویلیام چیلس" به سبد انداخت . بعدها شخصی به نام "فرانک ماهان" با توجه به

اینکه در زبان انگلیسی سبد را بسکت ( BASKET ) و توپ را بال (BALL ) می گویند ، این ورزش را بسکتبال نامید . دکتر

نای اسمیت ، برای آنکه بازی بسکتبال خشن نشود ، مقررات دقیقی برای آن به وجود آورد . بعضی از مقررات اولیه بسکتبال

چنین بود :

·         بازیکنان حق نداشتند توپ را از دست هم بربایند .

·         بازیکنی که توپ را در اختیار داشت ، نباید با آن راه برود یا بدود .

·         هل دادن و هر نوع خشونت ممنوع بود .

·         فقط بازیکنانی که توپ را در اختیار نداشتند می توانستند به هر طرف بدوند و جا بگیرند .

·         بازیکن توپ به دست باید توپ را به طرف یاران خود پرتاب کند و به آنها برساند .



در آغاز ، ته سبد هم بسته بود و هر بار که توپ به درون سبد می افتاد باید کسی به کمک نردبان توپ را از سبد بیرون بیاورد .


در سال 1892 شخصی به نام "لئو آلن" سبد بسکتبال را که تا آن روز از ترکه چوب یا الیاف بود و به همین دلیل به زودی پاره

 

و فرسوده می شد ، از سیم بافت تا استحکام بیشتری داشته باشد .


دیری نگذشت که این ورزش جدید طرفداران زیادی در میان دانشجویان دانشگاه اسپرینگ فیلد و دیگر دانشگاه ها یافت .دکتر نای

 

اسمیت هم مقررات و قوانین بسکتبال را کامل تر کرد و نسخه هایی از آن را به هر دانشگاه یا باشگاهی که علاقمند بود ارسال

 

داشت . این مقررات در سال 1892 میلادی به صورت کتابچه ای برای استفاده عموم منتشر شد .


کشور کانادا نخستین کشور خارجی بود که ورزش بسکتبال به آن راه یافت .


دیگر کشور ها هم بتدریج و در سال های بعد پذیرای این ورزش جدید شدند :


فرانسه در سال 1893 ، چین و هندوستان در سال 1894 ، انگلستان در سال 1894 ژاپن در سال 1900 و .. .


نخستین مسابقه رسمی بسکتبال در سال 1896 بین دو تیم از دو دانشگاه شیکاگو و آیوا برگزار شد . نتیجه این بازی تاریخی 15

 

بر 12 به سود تیم دانشگاه شیکاگو بود

.
در سال 1930 دکتر نای اسمیت کتابی درباره خواص بسکتبال تالیف کرد تا نشان دهد که بازی بسکتبال گرچه بسیار پر تحرک

 

است اما حتی برای سالمندان هم خطری ندارد و آسیبی متوجه اعضای حیاتی بدن ( قلب و کلیه ) نخواهد شد .

 





نوع مطلب : ورزش، 
برچسب ها :


شنبه 29 اسفند 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی

سه هزار و چهارصد سال قبل از میلاد مسیح (ع)، چین یها فوتبال را ابداع كردند.

آنها این بازی را تسوكو نامیدند. تسوكو با فوتبالی كه امروزه بازی م یشود بسیار متفاوت

بود. به مرور این ورزش به كشورهای دیگر هم منتقل شد. در عهد فراعنه، مصر یها به

این ورزش م یپرداختند. سپس ژاپن یها در فاصل هی سا لهای چهارصد و هفتصد پیش

از

میلاد به این ورزش روی آوردند. بعدها یونان یها و روم یها نیز به این ورزش پرداختند

و

این ورزش را فنینند و هارپاستون نامیدند. در آن زمان كشیدن حریف و گلاویز شدن

در فوتبال امری عادی به شمار م یرفت. هارپاستون به سرعت در بین سربازان رومی

رایج شد و هنگامی كه روم یها به بریتانیا حمله كردند، این ورزش در بریتانیا طرفداران

زیادی پیدا كرد و در آن سرزمین رونق گرفت. آنها تكه چرمی را از پر

یا پشم یا كاه پر م یكردند و به عنوان توپ از آن استفاده م یكردند.

ب یقانونی موجود در فوتبال و خشونت و درگیر یهای شدید، باعث

كشته شدن افراد زیادی شد و این موضوع باعث شد تا سران

انگلیس، فرانسه و حتی مقا مهای ارشد كلیسا این ورزش را تقبیح

كرده، درصدد جلوگیری از آن بر آمدند. سال 1486 رسماً نام فوتبال

به این ورزش نهاده شد. در اوایل قرن نوزدهم فوتبال

در انگلستان متولد شد و به تكامل نسبی رسید.

در سال 1823 فوتبال و راگبی كاملاً از هم جدا

شدند و استفاده از دست از فوتبال حذف شد

و فقط با پا فوتبال بازی م یشد. در سال 1855

دانشگاه كمبریج مقررات خاصی بر فوتبال نهاد. در سال

1883 میلادی نخستین باز یهای رسمی فوتبال بین كشورهای

انگلیس، اسكاتلند، ایرلند و ولز برگزار شد. سال 1886 اتحادی هی

فوتبال بریتانیا شكل گرفت و بدین ترتیب فوتبال نوین متولد شد

و انگلیس یها مبدع فوتبال مدرن لقب گرفتند در سال 1888 لیگ

فوتبال انگلیس با شركت دوازده تیم برگزار شد و به سرعت تب

فوتبال دیگر كشورهای اروپایی را فرا گرفت و كشورهای اسپانیا،

آلمان، ایتالیا، هلند، فرانسه، اتریش، دانمارك، بلژیك و سوییس

صاحب تی مهای قدرتمندی شدند. در سال 1904 فدراسیون جهانی فوتبال شكل گرفت و

این

ورزش علاوه بر بی نالمللی شدن به بلوغ كامل رسید.

 

 





نوع مطلب : ورزش، 
برچسب ها :


جمعه 21 اسفند 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی

اَتُم (به انگلیسی: Atom) کوچکترین واحد تشکیل دهنده یک عنصر شیمیایی است که خواص منحصر به فرد آن عنصر را حفظ می‌کند. تعریف دیگری آن را به عنوان کوچکترین واحدی در نظر می‌گیرد که ماده را می‌توان به آن تقسیم کرد بدون اینکه اجزاء بارداری از آن خارج شود.[۲] اتم ابری الکترونی، تشکیل‌شده از الکترون‌ها با بار الکتریکی منفی، که هستهٔ اتم را احاطه کرده‌است. هسته نیز خود از پروتون که دارای بار مثبت است و نوترون که از لحاظ الکتریکی خنثی است تشکیل شده است. زمانی که تعداد پروتون‌ها و الکترون‌های اتم با هم برابر هستند اتم از نظر الکتریکی در حالت خنثی یا متعادل قرار دارد در غیر این صورت آن را یون می‌نامند که می‌تواند دارای بار الکتریکی مثبت یا منفی باشد. اتم‌ها با توجه به تعداد پروتون‌ها و نوترون‌های آنها طبقه‌بندی می‌شوند. تعداد پروتون‌های اتم مشخص کننده نوع عنصر شیمیایی و تعداد نوترون‌ها مشخص‌کننده ایزوتوپ عنصر است.

نظریه فیزیک کوانتم تصویر پیچیده‌ای از اتم ارائه می‌دهد و این پیچیدگی دانشمندان را مجبور می‌کند که جهت توصیف خواص اتم بجای یک تصویر متوسل به تصاویر شهودی متفاوتی از اتم شوند. بعضی وقت ها مناسب است که به الکترون به عنوان یک ذره متحرک به دور هسته نگاه کرد و گاهی مناسب است به آنها عنوان ذراتی که در امواجی با موقعیت ثابت در اطراف هسته (مدار: orbits) توزیع شده اند نگاه کرد. ساختار مدار ها تا حد بسیار زیادی روی رفتار اتم تأثیر گذارده و خواص شیمیایی یک ماده توسط نحوه دسته بندی این مدار ها معین می‌شود.





نوع مطلب : شیمی، 
برچسب ها :


پنجشنبه 20 اسفند 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی

ببر (نام علمی Panthera Tigris) جانوری از تیرهٔ گربه سانان است که طول قامت آن به 3٫3 متر و وزن آن به بیش از ۳۰۰ کیلوگرم می‌رسد و بزرگ‌ترین گونه از این تیره به شمار می‌رود.
این جانور دارای بدنی عضلانی و پاهایی بسیار نیرومند است. بدن ببر دارای موهای بلند و برّاق به رنگ نارنجی، همراه با خطهای سیاه عمودی می‌باشد. جثّهٔ ببرهای نر بزرگ‌تر از ببرهای ماده‌است و همچنین موهای روی گونهٔ ببر نر بلندتر از ببر ماده می‌باشد. ببرها جانورانی شبکار و مستقل هستند. آنها جانوران ماهری هستند و حتّی می‌توانند به بالای درختها بروند. این جانوران برروی زمین هم بسیار ماهر و سریع هستند و می‌توانند با یک حرکت سریع طعمهٔ خود را شکار کند. جانورانی که ببرها از آنها تغذیه می‌کنند عبارت‌اند از: گراز وحشی، آهو، بوفالو و گاو اهلی و برخی پستانداران دیگر. آنها شناگران خوبی نیز هستند.گاهی این جانوران شب‌ها تا ۲۰ کیلومتر راه می‌روند ودریک خیز می‌توانند ۱۰ متر بپرند، ولی با جثهٔ بزرگشان در نود درصد شکار هایشان ناموفق هستند.

ببر بنگال پرشمارترین زیرگونه و ببر سیبری بزرگترین زیرگونهٔ ببر است. از ۹ زیرگونه‌ این جانور ۳ زیرگونه از جمله ببر مازندران منقرض شده‌اند و ۶ زیرگونهٔ دیگر نیز در خطر انقراض قرار دارند. قلمرو تاریخی این حیوانات از میان رودان و قفقاز تا بیشتر نواحی شرقی و جنوبی آسیا امتداد می‌یافت اما این قلمرو امروزه به‌شدت کاهش یافته‌است.

نرها و ماده‌ها تنها در هنگام جفتگیری به مدّت چند روز در کنار یکدیگر می‌مانند. ببرهای ماده پس از ۱۰۳ تا ۱۰۵ روز بارداری دو یا سه توله به دنیا می‌آورند. توله‌ها تا چند سال همراه با مادر خود زندگی می‌کنند.

به طور کلی وزن ببرهای نر از ۲۰۰ تا ۳۲۰ کیلوگرم است و ماده آنها از ۱۲۰ تا ۱۸۰ کیلوگرم می‌باشد. میانگین قد در نرها ۲٫۶ تا ۳٫۳ متر و در ماده‌ها ۲٫۳ تا ۲٫۷۵ متر می‌باشد.

ببرها اگر پیر باشند و یافتن غذا برای آنها سخت باشد یا اگر در جای که توله‌های خود را بزرگ می‌کنند غذا کمیاب باشد به انسان ها حمله می‌کنند. ببرها ترجیح می‌دهند از پشت حمله کنند لذا بعضی از روستاییان هندی که در نزدیکی منطقه حفاظت شده ببرها زندگی می‌کنند ماسک های صورت را از پشت سرشان می‌بندند





نوع مطلب : جانوران، 
برچسب ها :


سه شنبه 4 اسفند 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی

این معمای آلبرت انیشتن است.او گفته که:98درصد از مردم جهان نمی توانند این معمارا حل کنند.

آیا شما می توانید؟

 لطفا جواب را در قسمت نظرات ثبت کنید.

برای دیدن معما بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : غیره، 
برچسب ها :


شنبه 1 اسفند 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی
برگ مهمترین اندام گیاهان است که عمل فتوسنتز در آن انجام می‏شود

نورساخت[نیازمند منبع] یا فتوسنتز یک فرایند زیست - شیمیایی (بر پایه بیوشیمی) است که در آن کارمایه نور به وسیله گیاهان و برخی باکتری‌ها به انرژی شیمیایی تبدیل می‌شود. کمابیش همه زیستارها (موجودات زنده) بر روی زمین مستقیم یا غیرمستقیم به این فرایند وابسته‌اند. در فتوسنتز دی ‏اکسید کربن و آب مصرف و اکسیژن و هیدراتهای کربن به وجود می‏آیند. یکی از مهمترین هیدراتهای کربن که طی این فرآیند به وجود می‏آید گلوکز است. هیدراتهای کربن به دنبال واکنش‏های دیگری که در درون سلول انجام می‏گیرد ممکن است به سایر مواد آلی مانند چربی‏ها و پروتئین‏ها تبدیل شوند. ون هلمونت یکی از نخستین آزمایشهای مربوط به فتوسنتز را انجام داد.

تمام بخش‏های سبز گیاه فتوسنتز می‏کنند.ماده سبز موجود در گیاهان که سبزینه یا کلروفیل نام دارد٬ آغاز کننده واکنشهای فتوسنتزی است. اما سایر قسمت‏های گیاه که سبزینه ندارند این عمل را انجام نمی‏دهند.
کلروپلاست‏ها که در سلول‏های کلروفیل دار گیاهان وجود دارند٬ محل استقرار سلولهای کلروفیل هستند. سلول‏های برگ بیشترین میزان کلروپلاست را دارند و به همین دلیل برگ‏ها اندام اصلی فتوسنتز در گیاهان به شمار می‏روند.

تحقیقات جدیدی که در دانشگاه برکلی کالیفرنیا و دانشگاه سنت لوییس واشنگتن انجام شده نشان می‌دهد که فرایند فتوسنتز علاوه بر ساختارهای شیمیایی، سامانه مکانیک کوانتومی نیز دارد





نوع مطلب :
برچسب ها :


PersePolis.jpg

باشگاه فوتبال پرسپولیس تهران یک باشگاه فوتبال ایرانی است که در سال ۱۳۴۲ در شهر تهران، پایتخت ایران بنیانگذاری شده‌است. این تیم زیرمجموعه باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس تهران است و پیروزی نیز نامیده می‌شود.

پرسپولیس هم‌اکنون در جام خلیج فارس بازی می‌کند و پس از سال ۱۳۴۷، همیشه در بالاترین دسته لیگ فوتبال ایران حضور داشته‌است. این باشگاه و باشگاه فوتبال استقلال تهران پرافتخارترین و پرهوادارترین باشگاه‌های فوتبال در ایران و دو سوی مهم‌ترین شهرآورد ایران، شهرآورد تهران هستند.

این باشگاه از آغاز تاریخ خود، ۹ بار در بالاترین دسته لیگ فوتبال ایران به قهرمانی رسیده (یک جام منطقه‌ای، ۲ جام تخت جمشید، ۴ جام آزادگان و ۲ جام خلیج فارس) و از این جهت رکورددار است. ۳ بار قهرمانی در جام حذفی ایران و یک قهرمانی در جام برندگان جام آسیا از دیگر قهرمانی‌های مهم پرسپولیس‌اند.

فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال این باشگاه را پس از الهلال عربستان، یوکوهاما مارینوس ژاپن و استقلال در رده ۴ام برترین باشگاه‌های فوتبال آسیا در قرن بیستم اعلام کرده‌است.





نوع مطلب : غیره، 
برچسب ها :


جمعه 30 بهمن 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی
کشور و سرزمین

پارس‌ها مردمانی ازقوم آریایی بودند که مشخص نیست از چه زمانی به فلات ایران آمده بودند. آنان از قوم آریایی پارس یا پارسواش بودند که درکتیبه‌های آشوری از سده نهم پیش از میلاد مسیح نام آنان آمده‌است. پارس‌ها هم‌زمان با مادها به نواحی غربی ایران سرازیر شدند و پیرامون دریاچه ارومیه و کرمانشاهان ساکن گردیدند. با ضعف دولت ایلام، نفوذ قوم پارس به خوزستان‌ و نواحی مرکزی فلات ایران‌ گسترش یافت.

برای نخستین بار درسالنامه‌های آشوری سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ ق. م، نام قوم «پارسوآ» در جنوب و جنوب غربی دریاچه ارومیه برده شده‌است. بعضی از محققین مانند راولین سن عقیده دارند که مردم پارسواش همان پارسی‌ها بوده‌اند. تصور می‌شود اقوام پارسی پیش از این که از میان دوره‌های جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقی ایران بروند، در این ناحیه توقف کوتاهی نمودند و در حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد در ناحیه پارسوماش، روی دامنه‌های کوه‌های بختیاری در جنوب شرقی شوش در ناحیه‌ای که جزو کشور ایلام بود، مستقر گردیدند. از کتیبه‌های آشوری چنین استنباط می‌شود که در زمان شلم نصر (۷۱۳-۷۲۱ ق. م) تا زمان سلطنت آسارهادون (۶۶۳ ق. م)، پادشاهان یا امراء پارسوا، تابع آشور بوده‌اند. پس از آن درزمان فرورتیش (۶۳۲-۶۵۵ ق. م) پادشاه ماد به پارس استیلا یافت و این دولت را تابع دولت ماد نمود.مردم و طوایف

هرودوت می‌گوید: پارس ها به شش طایفه شهری و ده نشین و چهار طایفه چادرنشین تقسیم شده‌اند. شش طایفه اول عبارت‌اند از: پاسارگادیان، رفیان، ماسپیان، پانتالیان، دژوسیان و گرمانیان. چهار طایفه دومی عبارت‌اند از: داییها، مردها، دروپیک‌ها و ساگارتی ها. از طوایف مذکور سه طایفه اول بر طوایف دیگر، برتری داشته‌اند و دیگران تابع آنها بوده‌اند.

پارس‌ها هم‌زمان با مادها به نواحی غربی ایران سرازیر شدند و پیرامون دریاچه ارومیه و کرمانشاهان ساکن گردیدند. برای نخستین بار درسالنامه‌های آشوری سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ ق. م، نام کشور (پارسوآ) در جنوب و جنوب غربی دریاچه ارومیه برده شده‌است. بعضی از محققین مانند راولین سن عقیده دارند که مردم پارسوا همان پارسی‌ها بوده‌اند.

طوایف پارسی پیش از این که از میان دوره‌های جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقی ایران بروند، در ناحیه پارسوآ توقف نمودند و در حدود سال ۷۰۰ پیش از میلاد در ناحیه پارسوماش، روی دامنه‌های کوه‌های بختیاری در جنوب شرقی شوش در ناحیه‌ای که جزو کشور ایلام بود، مستقر گردیدند. بعدها با ضعف دولت ایلام، نفوذ طوایف پارس به خوزستان‌ و نواحی مرکزی فلات ایران‌ گسترش یافت و رو به جنوب رفته‌اند.

مطابق منابع یونانی در سرزمین کمنداندازان ساگارتی (زاکروتی، ساگرتی) (همان استان کرمانشاهان کنونی) مادی‌های ساگارتی می زیسته‌اند که شکل بابلی - یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان غرب فلات ایران داده‌اند. نام همین طوایف است که در اتحاد طوایف پارس نیز موجود است و خط پیوند خونی طوایف ماد و پارس از منشا همین طایفه ساگارتی‌ها (زاکروتی، ساگرتی) است، طوایف پارس قبل از حرکت به سوی جنوب دورانی طولانی را در مناطق ماد می زیستند و بعدها با ضعف دولت ایلام، نفوذ طوایف پارس به خوزستان‌ و نواحی مرکزی فلات ایران‌ گسترش یافت و رو به جنوب رفته‌اند.

طبق نوشته‌های هرودوت، هخامنشیان از طایفه پاسارگادیان بوده‌اند که در پارس اقامت داشته‌اند و سر سلسله آنها هخامنش بوده‌است. پس از انقراض دولت ایلامیان به دست آشور بنی پال، چون مملکت ایلام ناتوان شده بود پارسی‌ها از اختلافات آشوری‌ها و مادی‌ها استفاده کرده و انزان یا انشان را تصرف کردند.

این واقعه تاریخی در زمان چیش پش دوم روی داده‌است. با توجه به بیانیه‌های کوروش بزرگ در بابل، می‌بینیم او نسب خود را به چیش پش دوم، می‌رساند و او را شاه انزان می‌خواند.

پس از مرگ چیش پش، کشورش میان دو پسرش «آریارومنه» پادشاه کشور پارس و کوروش که بعداً عنوان پادشاه پارسوماش، به او داده شد، تقسیم گردید. چون در آن زمان کشور ماد در اوج ترقی بود و هووخشتره در آن حکومت می‌کرد، دو کشور کوچک جدید، ناچار زیر اطاعت فاتح نینوا بودند. کمبوجیه فرزند کوروش اول، دو کشور نامبرده را تحت حکومت واحدی در آورد و پایتخت خود را از انزان به پاسارگاد منتقل کرد.

شاهنشاهان هخامنشی

مهم‌ترین سنگ‌نوشته هخامنشی از نظر تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ‌نبشته بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ‌نوشته بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سال‌های حکمرانی اش که مشکل‌ترین سال‌ها حکومت وی نیز بود،به طور دقیق روایت می‌کند. این سنگ‌نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست.

به واقع با وجود فراوانی منابع میانرودانی، مصری، یونانی و لاتین نمی‌توان با تکیه بر آنها نسب‌شناسی کاملی از خاندان هخامنشی از هخامنش تا داریوش را به دست آورد. برای این منظور متن سنگ‌نوشته بیستون فرصت مناسبی را در اختیار مورخ قرار می‌دهد که در آن شاه شاهان نوشته بلند خود را با تایید مجدد رابطه اش با خاندان شاهنشاهی پارسیان آغاز می‌کند و به تدریج اخلاف خود را نام می‌برد: ویشتاسپ، آرشام، آریارمنه، چیش پش و هخامنش. این تبارشناسی به دلایل مختلف مدت‌های طولانی مورد ایراد قرار گرفته بود. زیرا در این فهرست نام دو نفر از شاهان هخامنشی که پیش از داریوش حکومت می‌کردند یعنی کوروش کبیر و کمبوجیه اول به چشم نمی‌خورد.

همین مسأله موجب شده‌است که مفسران سنگ‌نوشته نسبت به محتوای سنگ‌نوشته داریوش با شک و تردید نگاه کنند و او را غاصب پادشاهی هخامنشیان بدانند که با نوشتن این سنگ‌نوشته سعی داشته‌است برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود از نگاه آیندگان، شجرنامه خود را دست کاری کند.

موافق نوشته‌های هرودوت، لوحه نبونید پادشاه بابل، بیانیه کوروش بزرگ (استوانه کوروش)، کتیبه بیستون داریوش اول، و کتیبه‌های اردشیر دوم و اردشیر سوم هخامنشی، ترتیب شاهان این سلسله تا داریوش اول چنین بوده‌است: (لازم به ذکر است درستی این جدول از هخامنش تا کوروش بزرگ مورد تردید است).


  •  با تحلیل کلی تمامی منابع می‌توان به این شکل نتیجه گرفت. در ربع نخست سده ششم ق.م چیش پش پسر هخامنش حکمرانی پارس را به پسر بزرگ‌ترش آریارامنه اعطا کرد، در حالی که پسر کوچک‌ترش، کوروش اول به حکمرانی انشان منصوب شد. پس از مرگ آریارامنه، پسر وی آرشام جایگزین وی شد ولی پس از کوروش اول پسرش کمبوجیه اول و پس از او نیز پسر وی کوروش دوم جانشین او شد. این رویدادها در اواسط سده ششم پیش از میلاد به وقوع پیوست.

در این دوران، کوروش بزرگ توانست مادها را به تبیعت خود در آورد و به افتخار و ثروت دست یابد. مدتی بعد کوروش بزرگ بخش‌های بزرگی از مناطق خاورمیانه را به تصرف خود در آورد. بعد از او نیز کمبوجیه راه فتوحات پدرش را ادامه داد و بر گستره شاهنشاهی هخامنشی افزود.

کمبوجیه در بازگشت از مصر فوت کرد. برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه اطرافیان می‌دانند. اما مسلم است که وی در مسیر بازگشت از مصر مرده‌است، ولی دلیل آن تا کنون مکتوم باقی مانده‌است.

پس از مرگ کمبوجیه تاج سلطنتی به داریوش از شاخه فرعی هخامنشی می‌رسد. آنچه به نظر واقعی می‌رسد، این است که داریوش در زمان حیات پدر و پدر بزرگش (آرشام پدر بزرگش یا پسرش ویشتاسب پدر داریوش)، و با موافقت آنها، حکومت را به دست گرفت. چرا که در زمان ساخت کاخ داریوش در شوش در اوایل حکمرانی وی، بر اساس اطلاعات الواح مکشوفه از پی بناها، این دو زنده بودند.

  • هرودوت و کتزیاس، افسانه‌های عجیبی درباره تولد و تربیت کوروش بزرگ (۵۳۹-۵۹۹ ق. م) روایت کرده‌اند. اما آنچه از لحاظ تاریخی قابل قبول است این است که کوروش پسر حکمران انشان، کمبوجیه دوم و مادر او ماندانا دختر ایشتوویگو پادشاه ماد می‌باشد.

در سال ۵۵۳ ق.م. کوروش بزرگ، همه پارسها را بر علیه ماد برانگیخت. در جنگ بین لشکریان کوروش و ماد، عده‌ای از سپاهیان ماد به کوروش پیوستند و در نتیجه سپاه ماد شکست خورد. پس از شکست مادها، کوروش در پاسارگاد شاهنشاهی پارس را پایه گذاری کرد، سلطنت او از ۵۳۹-۵۵۹ ق.م. است.

کوروش بزرگ که سلطنت ماد را به دست آورد و بعضی از ایالات را به وسیله نیروی نظامی مطیع خود ساخت، همان سیاست کشورگشایی را که هووخشتره آغاز نموده بود ادامه داد.

کوروش بزرگ دارای دو هدف مهم بود: در غرب تصرف آسیای صغیر و ساحل بحر الروم که همهٔ جاده‌های بزرگی که از ایران می‌گذشت به بنادر آن منتهی می‌شد و از سوی شرق، تأمین امنیت.

در سال ۵۳۸ پ.م. کوروش بزرگ پادشاه ایران، بابل را شکست داد و آن سرزمین را تصرف کرد و برای نخستین بار در تاریخ جهان فرمان داد که هرکس در باورهای دینی خود و اجرای مراسم مذهبی خویش آزاد است، و بدین سان کورش بزرگ اصل سازگاری بین ادیان و باورها را پایه گذاری کرد و منشور حقوق بشر را بنیان نهاد. کورش به یهودیان اسیر در بابل، امکان داد به سرزمین یهودیه باز گردند که شماری از آنان به سرزمین ایران کوچ کردند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :


پنجشنبه 29 بهمن 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی
 
فانوس اسکندریه.
فانوس اسکندریه.

فانوس دریایی اسکندریه هفتمین مورد عجایب هفتگانه جهان است که در مصر قرار داشت.

برجی که برفراز آن آتشی بود تا شبها راهنمای ملوانان برای رسیدن به بندر اسکندریه باشد. این برج در جزیره کوچک فارو بنا شده بود و از همین جاست که کلمه فار به معنای چراغ دریایی را برای این نوع ساختمانها و مناره‌هایی که چراغ دریایی بر فراز آن است به کار می‌برند. برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت جانشین اسکندر، یعنی «بطلمیوس دوم» (۲۴۷ – ۳۰۴) قبل از میلاد به وسیله معماری به نام «سوسترات» ساخته شد. آنچه تاریخ درباره ارتفاع برج ذکر کرده‌است باور کردنی نیست. یونانی‌ها می‌گویند در حدود ۲۷۲ متر ارتفاع داشته، ولی اعراب که ۱۰ قرن بعد توانستند قدم به مصر گذارند گفته‌اند ارتفاع خرابه برج دریایی اسکندریه به ۱۶ متر می‌رسید. این برج روی پایه‌ای چهارگوش که ۶۹ متر ارتفاع آن بوده از دیواری ۸ ضلعی و ۳۸ متری بالا رفته‌است که برج ۹ متری دیگری روی آن بنا شده‌است که بر فراز برج اخیر فانوس دریایی پرتوافکن بود. فانوس دریایی اسکندریه برفراز برج عظیم آن روشن بوده و این برج تا قرن ۱۲ جایگاه فانوس دریایی بوده‌است. در سال ۱۳۷۵ میلادی بر اثر زلزله شدیدی که در اسکندریه و سایر نقاط اطراف آن روی داد، برج دریایی اسکندریه زیر و رو شد و ازخرابه‌های آن هم چیزی به دست نیامد. گفته می‌شود بر روی برج یک آینه غول پیکر نصب بوده‌است. هفتمین مورد عجایب هفتگانه جهان است که در مصر قرار داشت.

برجی که برفراز آن آتشی بود تا شبها راهنمای ملوانان برای رسیدن به بندر اسکندریه باشد. این برج در جزیره کوچک فارو بنا شده بود و از همین جاست که کلمه فار به معنای چراغ دریایی را برای این نوع ساختمانها و مناره‌هایی که چراغ دریایی بر فراز آن است به کار می‌برند. برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت جانشین اسکندر، یعنی «بطلمیوس دوم» (۲۴۷ – ۳۰۴) قبل از میلاد به وسیله معماری به نام «سوسترات» ساخته شد. آنچه تاریخ درباره ارتفاع برج ذکر کرده‌است باور کردنی نیست. یونانی‌ها می‌گویند در حدود ۲۷۲ متر ارتفاع داشته، ولی اعراب که ۱۰ قرن بعد توانستند قدم به مصر گذارند گفته‌اند ارتفاع خرابه برج دریایی اسکندریه به ۱۶ متر می‌رسید. این برج روی پایه‌ای چهارگوش که ۶۹ متر ارتفاع آن بوده از دیواری ۸ ضلعی و ۳۸ متری بالا رفته‌است که برج ۹ متری دیگری روی آن بنا شده‌است که بر فراز برج اخیر فانوس دریایی پرتوافکن بود. فانوس دریایی اسکندریه برفراز برج عظیم آن روشن بوده و این برج تا قرن ۱۲ جایگاه فانوس دریایی بوده‌است. در سال ۱۳۷۵ میلادی بر اثر زلزله شدیدی که در اسکندریه و سایر نقاط اطراف آن روی داد، برج دریایی اسکندریه زیر و رو شد و ازخرابه‌های آن هم چیزی به دست نیامد. گفته می‌شود بر روی برج یک آینه غول پیکر نصب بوده‌است.





نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 29 بهمن 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی
هرم بزرگ جیزه

هرم بزرگ جیزه (اسامی دیگر: هرم خوفو، هرم خئوپس) در مصر تنها بازمانده عجایب هفتگانه جهان به شمار می‌آید. پندار بر اینست که این هرم آرامگاه فرعون خوفو از دودمان چهارم بوده‌است. از اینرو به این هرم، هرم خوفو هم گفته می‌شود. این هرم در شهر قاهره مصر واقع شده‌است و قدمت آن به ۲۹۰۰ ق.م. می‌رسد. ساخت آن توسط ۱۰۰٫۰۰۰ نفر کارگر در مدت ۲۰ سال به اتمام رسیده‌است.


این هرم که همراه با دو هرم کوچک‌تر در خارج از قاهره - در مصر- قرار دارند، به دستور خوفو یا خئوپس، فرعون سلسله چهارم، ساخته شد. مصریان باستان به زندگی پس از مرگ اعتقاد فراوانی داشتند و این هرم در واقع مکان مقبره و محل زندگی فرعون پس از مرگ او به شمار می‌آمده‌است. از آنجایی که گنجینه فرعون نیز همراه با او در این هرم قرار داده می‌شد، راه ورود به مقبره بسیار پیچیده و تودرتو است و تعداد زیادی از سازندگان و مهندسین آن نیز در راهروهای آن ناپدید شدند. هرم در اصل ۱۴۷ متر ارتفاع داشته‌است که در حال حاضر در اثر فرسایش، به حدود ۱۳۷ متر رسیده‌است. هر ضلع قاعده هرم ۲۳۰ متر طول دارد و در ساخت آن از حدود ۲٬۳۰۰٬۰۰۰ بلوک به وزن متوسط ۲٫۵ تن استفاده شده‌است. تاریخ اتمام این بنای عظیم حدود ۲۶۸۰ قبل از میلاد تخمین زده شده‌است. هرم جیزه تنها بازمانده عجایب هفت گانه‌است.





نوع مطلب : عجایب، تاریخ، عجایب هفتگانه ی جهان، 
برچسب ها :


پنجشنبه 29 بهمن 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی

عجایب هفت‌گانه، به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی دوران باستان اطلاق می‌شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانی‌الاصل به نام آنتیپاتروس در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده‌است. مشخص نیست که این فرد خودش این آثار را دیده‌است یا نه. به هر حال آنچه مسلم است این است که وی در زمانی می‌زیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بوده‌اند و او نمی‌خواست ویرانه‌ها را به هم عصران خود معرفی کند.

 

نکته دیگ

ر در مورد این آثار انتخاب عدد هفت برای تعداد آنهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و چه در حال، برای انسان محترم و مقدس بوده بطوریکه تقریباً در هر گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده‌است. مانند هفت روز هفته، هفت هنر، هفت خدای یونان باستان و...


تهیه فهرست کامل عجایب هفت گانه در اصل حدود سده دوم پیش از میلاد کامل شده‌است و اولین اشاره به تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده‌است که به سده ۵ پیش از میلاد مربوط برمی‌گردد.

چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگ‌ترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس (Callimachus) - که در ۳۰۵ تا ۲۴۰ قبل از میلاد می‌زیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، «مجموعه‌ای از عجایب جهان» را تهیه کرد. امروزه، تنها چیزی که درباره این مجموعه می‌دانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتش‌سوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت.

فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمی‌ترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت گانه اشاره شده‌است.

شواهد باستان‌شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرنها عجایب هفت گانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته‌است. عجایب هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند.

از زمانهای بسیار قدیم تا کنون، فهرست‌های متعدد و متفاوتی از عجایب هفتگانه به نگارش درآمده‌است. فهرست اروپا-محور مذکور بدین قرار است:

منبع:ویکیپدیا





نوع مطلب : عجایب هفتگانه ی جهان، عجایب، تاریخ، 
برچسب ها :


چهارشنبه 21 بهمن 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی
گروه فناوریهای نوین: بر اساس شواهد علمی موجود و مدارک تاریخی قدیمی نظریه هایی که به احتمال نابودی جهان تا سال 2012 پرداخته است مورد بررسی قرار گرفته است.

بسیاری از دانشمندان با توجه به شرایط کنونی زمین و بحرانهای موجود بسیار نگران حیات بشر بوده و به مطالعه بر روی حقایقی می پردازند که می تواند روزی منجر به اتمام حیات بر روی سیاره آبی شود. به اعتقاد برخی نظریه ها پایان یافتن جهان که در تقویم باستانی اقوام مایان تاریخ آن سال 2012 ذکر شده است می تواند به دلایل مختلفی به واقعیت تبدیل شود. نشریه تلگراف نیز با توجه به این نظریه ها و مدارک به بررسی برخی از این دلایل و میزان احتمال تحقق آنها تا سه سال آینده پرداخته است.

1- حمله بیگانگان فضایی
این پدیده در ابتدا به موضوع بسیاری از آثار هنری علمی تخیلی تبدیل شد اما به تدریج محققان دریافتند که نگرانی از حمله بیگانگان به زمین رو به افزایش است. تعداد موارد مشاهده یوفوها افزایش پیدا کرده و نشانه ها و مدارک زیادی از مشاهده این پدیده های غریب ارائه شده است. از جمله این شواهد تلاش دولتهای مختلف در سرتاسر جهان برای کنترل یوفوها طی 50 سال گذشته است. اما با وجود تمامی این شواهد و مدارک که بسیاری آنها را خیالی و زاده توهم شاهدان می دانند، احتمال وقوع حمله بیگانگان به زمین تا سال 2012 تنها 0.1 از 10 تخمین زده شده است.

2- برخورد با زمین
هزاران انجمن اینترنتی و سایتهای مختلف اعلام کرده اند زمانی در اوایل قرن 21 میلادی سیاره ای ناشناخته با زمین برخورد کرده و یا از فاصله ای بسیار نزدیک از کنار آن عبور خواهد کرد و در نتیجه تمدن را نابود کرده و یا خسارات و دگرگونی های عظیم و جبران ناپذیری را بر روی زمین به جا خواهد گذاشت. این سیاره با نام خیالی "نیبیرو" سیاره ای در منظومه خورشیدی فرض شده است که در مداری نامنظم در حرکت بوده و هر سه هزار و 700 سال یکبار به قسمتهای داخلی منظومه خورشیدی راه پیدا می کند. شواهد بسیار کمی برای اثبات این نظریه ارائه شده است که از آن جمله می توان به معرفی 10 سیاره توسط ناسا در سال 2005 اشاره کرد که در خارج از منظومه خورشیدی به سر می برند و شاید تا سال 2012 به قسمتهای داخلی منظومه خورشیدی وارد شده و از نزدیکی زمین عبور کنند. با این همه احتمال وقوع این برخورد 0.2 از 10 تخمین زده شده است.

3- بحران خورشیدی
این بحران یکی از معدود سناریوهایی است که با انتهای تقویم مایانها در ارتباط است و می تواند پایه علمی داشته باشد. در این سناریو که احتمال وقوع آن 0.3 از 10 برآورد شده است، تابش های شدید خورشیدی و یا انفجارهای گازی در دسامبر 2012 می تواند زمین را در خود غرق کرده و نوع بشر را به همراه اکو سیستم زمین نابود سازد. تاکنون شواهدی مبنی بر وقوع چنین پدیده ای در سال 2012 ارائه نشده اما ارتباطاتی میان دوره های 11 ساله خورشیدی و چرخه زمانی تقویم مایانها یافته شده است. با این حال با وجود اینکه شعله های خورشیدی می تواند برای برخی از تجهیزات، ماهواره ها و فضانوردان مشکلاتی را ایجاد کند اما از قدرتی که بتواند زمین را حداقل تا سال 2012 ویران سازد برخوردار نخواهد بود. تنها خطر جدی که از سوی خورشید زمین را تهدید می کند، اتمام انرژی خورشید و بلعیده شدن زمین توسط این ستاره عظیم است که آن نیز تا پنج بیلیون سال آینده ممکن خواهد بود.

4- تغییر قطبهای مغناطیسی
بسیاری معتقدند قطبهای مغناطیسی زمین در سالهایی نه چندان دور تغییر خواهند کرد و بر الگوی چرخش مداری زمین تاثیر گذاشته و فاجعه ای بزرگ را به وجود خواهد آورد. این افراد مدارکی از تغییر قطبی زمین در گذشته ارائه کرده و معتقدند این تغییرات را می توان با مطالعه نقاط خورشیدی و تئوری میدانهای مغناطیسی مشاهده کرد. در عین حال برخی معتقدند مایانها و مصریان باستان نیز از وقوع چنین پدیده ای در آینده آگاه بوده اند اما این راز امروزه توسط دولتها مخفی باقی مانده است. محققان دانشگاه پرینستون و تولوس در فرانسه با بررسی مدارک مختلف دریافته اند که سیاره زمین در حدود 800 میلیون سال پیش دورانی را برای متعادل سازی قطبهای خود پشت سر گذاشته است. تغییر زاویه 50 درجه ای در قطب شمال طی 20 میلیون سال از جمله شواهدی است که محققان به آن دست یافته اند و بر همین اساس معتقدند امکان وقوع چنین پدیده ای وجود دارد اما طی یک میلیون سال آینده و درصد احتمال وقوع آن یک از 10 خواهد بود.
5- ابر آتشفشان
انفجار ابر آتشفشانی یکی از عظیم ترین انفجارهایی خواهد بود که در تاریخ بشر دیده شده و در اثر افزایش میزان ماگما در هسته زمین و عدم وجود راه فرار از این منطقه از زمین به وجود خواهد آمد. نتیجه چنین انفجاری پراکنده شدن میزان زیادی از گازهای سمی در اتمسفر زمین و پوشانده شدن قسمتهای زیادی از خشکی ها توسط ماگماها خواهد بود. تصاویری که توسط ماهواره ها طی سالهای گذشته به ثبت رسیده است نشانه هایی از تغییر را در سنگهای مذاب زیر زمینی نمایش می دهد که می تواند درصد احتمال این انفجار را یک از 10 ساخته و مدارک علمی را برای اثبات این نظریه ارائه دهد.

6- نقطه اوج نفتی
کاهش ذخایر نفتی جهانی قطعا واقعیتی است که می تواند به فروپاشی سرمایه گذاری و اقتصاد جهانی منجر شود. اما نظریه نقطه اوج نفتی درباره موضوع افزایش تقاضا در برابر میزان تولید بحث می کند بر اساس این نظریه زمانی فرا خواهد رسید که تقاضای این منبع انرژی از میزان تولید آن پیشی خواهد گرفت. به گزارش مهر، برخی معتقدند این پدیده در حال حاضر آغاز شده است اما برخی دیگر آغاز آن را سال 2012 اعلام کرده اند. با این همه و با وجود تلاش برای تولید منابع جایگزین انرژی احتمال وقوع این پدیده 4 از 10 محاسبه شده است.

7- نابودی نسل زنبورها
36 درصد از کندوهای زنبور در ایالات متحده در زمستان 2008 به دلیل اختلالی به نام اختلال نابودی کلونی زنبورها از بین رفتند. این اختلال که طی آن تمامی زنبورهای کارگر یک کندو به صورت ناگهانی می میرند و تنها زنبور ملکه به جا می ماند در چندین کشور اروپایی از جمله فرانسه، بلژیک، ایتالیا، پرتغال و اسپانیا رواج یافته است. تاکنون دلایلی مانند آفتها، تغییرات شدید جوی و امواج تلفن همراه عوامل بروز این اختلال اعلام شده اند اما تاثیر هیچ یک از آنها تاکنون به اثبات نرسیده است و از آنجایی که تاکنون درمانی موثر نیز برای کنترل این اپیدمی ارائه نشده است، پیش بینی می شود نظریه انقراض زنبورها به زودی به واقعیتی تلخ تبدیل شود. با توجه به این حقیقت که پرورش بسیاری از محصولات کشاورزی از جمله سویا، پنبه، دانه های روغنی مانند بادام، انگور، سیب و گلهای آفتابگردان نیازمند حضور زنبورها بوده و فعالیتهای این حشرات کوچک بر روی تولید 30 درصد از غذای جهان تاثیری مستقیم به جا می گذارد، بالاترین احتمال نابودی حیات در اثر پدیده ای طبیعی به این نظریه ارائه شده و 7 از 10 تخمین زده شده است.

منبع:وبلاگ http://newshimi.blogfa.com





نوع مطلب : عجایب، کره ی زمین، 
برچسب ها :


چهارشنبه 21 بهمن 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی
توماس الوا ادیسون (۱۱ فوریه ۱۸۴۷ - ۱۸ اکتبر ۱۹۳۱) مخترع و بازرگانی آمریکایی بود. او وسایل متعددی را طراحی یا کامل کرد که مهم‌ترین و معروفترین آنها لامپ الکتریکی است.

ادیسون در طول حیات علمی خویش توانست ۲۵۰۰ امتیاز اختراع را در ایالات متحدهٔ آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان به نام خود ثبت کند که رقمی حیرت‌انگیز و باورنکردنی به نظر می‌رسد. واقعیت این است که بیشتر اختراعات وی تکمیل شدهٔ کارهای دانشمندان پیشین بودند و ادیسون کارمندان و متخصصان پرشماری در کنار خود داشت که در پیشبرد تحقیقات و به سرانجام رسانیدن نوآوری‌هایش یاریش می‌کردند. دهنی ذغالی تلفن،ماشین تکثیر، میکروفن، گرامافون، دیکتافون، کینتوسکوپ (نوعی دستگاه نمایش فیلم)، دینام موتور و لاستیک مصنوعی از جمله مواد و وسایلی هستند که بدست ادیسون و همکارانش ابداع یا اصلاح شدند.

ادیسون از اولین مخترعانی بود که توانست با موفقیت بسیاری از اختراعات خود را به تولید انبوه برساند.

دوران طفولیت و نوجوانی

توماس ادیسون در شهر میلان ایالت اوهایو متولد شد و سال‌های کودکی را در پورت‌هِرون میشیگان بسر برد.«آل» بیش از یک سال نتوانست به مدرسه برود و دوران نوجوانی را با کارهایی چون فروختن ساندویچ و آب‌نبات در کنار ریل قطار و یا سبزی فروشی گذراند. او که برای فروش اجناس خود مرتباً با ترن میان پورت‌هرون و دیترویت در رفت و آمد بود، توانست از شرکت راه‌آهن نمایندگی توزیع یک روزنامهٔ دیترویتی را بدست آورد. با پس‌انداز پول حاصل از فروش روزنامه، آل توانست یک ماشین چاپ دست دوم خریداری کند. او دستگاهش را در یک واگن بارکشی نصب کرد و در سن پانزده سالگی اولین شماره‌ی‌ روزنامهٔ خود را با نام «ویکلی هرالد» منتشر ساخت. این نشریه که تمام کارهایش را ادیسون خود انجام می‌داد، نخستین و تنها روزنامه‌ای بود که در یک قطار در حال حرکت حروفچینی و چاپ می‌شد.

در سال ۱۸۶۲ م. وی اتفاقاً با تلگراف که در آن زمان وسیلهٔ نوظهوری بود آشنا شد و با وجود کم‌شنوایی چندی بعد توانست در ادارهٔ راه‌آهن به‌عنوان تلگرافچی شغلی برای خود بیابد و با تمرین زیاد یکی از چابک دست‌ترین مأموران تلگراف در آمریکا شود.

ادیسون هنگامی که فقط بیست و یک سال داشت، اولین اختراع خود را که یک دستگاه الکتریکی شمارش آراء بود عرضه کرد. آن دستگاه فروش نرفت و او تصمیم گرفت که دیگر تا احتیاج و تقاضای عامه ایجاب نکند به فکر اختراع دیگری نیافتد .

 سال‌های میانه

 نخستین پله‌های ترقی

در سال ۱۸۶۹ م. ادیسون که ادارهٔ راه‌آهن را ترک کرده بود، به‌عنوان سرپرست فنی به استخدام یک مؤسسهٔ صرافی بزرگ در نیویورک در آمد. در این مقام او توانست نخستین اختراع موفقش را که نوعی تلگراف چاپی بود، به نام خود ثبت کند. تلگراف ادیسون برخلاف انواع رایج که علائم مورس را به صورت صداهای کوتاه و کشیده به گوش اپراتور می‌رسانیدند، آنها را به شکل خط و نقطه بر روی نوار کاغذی چاپ می‌کرد. او حق امتیاز اختراعش را در مقابل چهل هزار دلار به مدیر صرافخانه واگذار کرد و با پول آن در شهر نیوآرک ایالت نیوجرسی یک کارگاه تحقیقاتی برای خود برپا نمود. در محل جدید او علاوه بر تکمیل لوازم جانبی تلگراف، یک سامانهٔ پیشرفتهٔ نمایشگر اطلاعات بورس را طراحی کرد که سود هنگفتی از آن حاصل آمد.

 منلو پارک

ادیسون مدتها این فکر را در سرداشت که کارگاهش را به محل بازتر و بزرگ‌تری منتقل کند. با فراهم شدن سرمایهٔ کافی، سرانجام در سال ۱۸۷۶ م. در منطقهٔ «منلوپارک» نیوجرسی یک لابراتوار پژوهشی مجهز بنیاد نهاد و گروهی از افراد لایق و مستعد را به همکاری فراخواند.

تأسیس این آزمایشگاه نقطهٔ عطفی در رشته فعالیت‌های ادیسون و از بزرگ‌ترین ابتکارهای او به شمار می‌رود. آزمایشگاه منلو پارک نخستین مؤسسه‌ای بود که منحصراً با هدف تولید و تکمیل ابداعات علمی برپا شد و آن را باید نمونهٔ اولیهٔ آزمایشگاه‌های تحقیقاتی بزرگی دانست که از آن پس تمام صنایع مهم در کنار کارگاه‌های خود ایجاد کردند. در سایهٔ نظارت و سازماندهی توماس ادیسون و کار گروهی کارمندان وی صدها اختراع کوچک و بزرگ در این مؤسسه به ثمر رسیدند که البته همگی به نام ادیسون تمام شدند.

 گرامافون

ادیسون در کنار گرامافون اولیه

از قدیم الایام، داشتن وسیله‌ای که بتوان با آن صدا را ضبط کرد از آرزوهای بشر بوده است. قبل از آنکه توجه ادیسون به این مقوله جلب شود، لئون اسکوت مارتین‌ویل فرانسوی (۱۸۵۷ م.) و دیگران تحقیقاتی کرده و گام‌هایی در این راه برداشته بودند؛ اما دستگاه‌های آنها عملا ً قابل استفاده نبود زیرا تنها با یک دور گوش دادن، صدای ضبط شده از بین می‌رفت.


در سال ۱۸۷۷ م. ادیسون موفق به ساخت وسیله‌ای شد که واقعاً کار می‌کرد؛ یعنی می‌توانست صدا را ضبط و دو تا سه بار پخش کند. «ضبط صوت» ادیسون که فونوگراف (آوانگار) نام گرفته بود، ساختمانی ساده داشت: استوانه‌ای فلزی بود با یک دستهٔ گرداننده که در یک انتهای آن سوزنی همراه با یک بوق تعبیه شده بود. وقتی کسی استوانه را می‌چرخاند و درون بوق صحبت می‌کرد، بر اثر ارتعاش سوزن، روی ورقهٔ نازک حلبی ِدور استوانه خراش‌هایی می‌افتاد. برای شنیدن صدای ضبط شده نیز کافی بود سوزن را به ابتدای مسیر برگردانده و دوباره استوانه را به‌چرخش در آورند. کیفیت صدا البته بسیار پایین بود و صفحه حلبی هم پس از چند بار استفاده خراب می‌شد. با اینحال همین وسیله ابتدایی در نظر مردم بسیار شگفت‌انگیز می‌نمود و بشدت مورد استقبال قرار گرفت. روزنامه‌ها ادیسون را «جادوگر منلوپارک» لقب دادند. حتی دولت رسماً وی را به واشینگتن دعوت کرد تا اختراعش را در برابر مقامات به نمایش بگذارد. ده سال بعد (۱۸۸۷ م.) ادیسون (یا به روایتی الکساندر گراهام بل)، استوانهٔ مومی را جایگزین ورق حلبی کرد و بالاخره امیل برلینر مخترع آمریکایی آلمانی‌تبار با تبدیل استوانهٔ مومی به صفحهٔ پلاستیکی، گرامافون را به شکل امروزی درآورد.

 لامپ الکتریکی

سابقهٔ سیستم روشنایی الکتریکی به اواسط قرن نوزدهم می‌رسد. در سال ۱۸۵۴ م. هاینریش گوبل نخستین لامپ برق را اختراع کرد که حدود چهارصد ساعت نور می‌داد اما آن را به نام خود به ثبت نرساند. پس از وی جیمز وودوارد، ویلیام سایر، متیو ایوانز (۱۸۷۵ م.) و جوزف سووان (۱۸۷۸ م.) مدل‌های دیگر چراغ‌های ا لکتریکی را ارائه کردند.

کمی پیش از آنکه ادیسون نیز وارد این عرصهٔ جدید شود، والیس صنعتگر آمریکایی نوعی چراغ برق را روانهٔ بازارکرده بود که نمونه‌ای از آن به دست ادیسون رسید (۱۸۷۸ م.). دستگاه والیس تشکیل می‌شد از چارچوبی با یک حباب و دو میلهٔ فلزی متحرک که به هر کدام تکه ذغالی متصل بود .عبور جریان برق از میله‌ها باعث می‌شد که دو قطعه ذغال بسوزند و میانشان قوس الکتریکی بسیار درخشانی به رنگ آبی پدیدار ‌شود. این چراغ الکتریکی ابتدایی بازده پایینی داشت زیرا مصرف برق آن زیاد و عمر ذغال‌هایش کم بود. با این وجود، ادیسون که به اهمیت اختراع والیس پی‌برده بود، تصمیم گرفت آن را اصلاح کند و به جای ذغال مادهٔ مناسب تری بیابد که با برق کمتر مدت درازی روشنایی بدهد و به مرور زمان نسوزد و از بین نرود.

پس از یک سال تلاش بی‌وقفه و آزمایش صدها مادهٔ گوناگون، سرانجام ادیسون و همکارانش توانستند با خالی کردن هوای داخل حباب و استفاده از نخ معمولی کربونیزه (ذغالی‌شده) لامپی بسازند که تا چهل ساعت نور بدهد. این موفقیت اولیه موجب شد تا آنها با پشتکار بیشتری به تحقیقات خود ادامه دهند و زمانیکه موفق شدند عمر متوسط چراغ برق را به پانصد ساعت برسانند، ادیسون تشخیص داد که زمان مناسب برای نمایش آن فرا رسیده است.

او از روزنامه‌نگاران و صاحبان سرمایه دعوت کرد تا در شب ۳۱ دسامبر ۱۸۷۹ م. برای دیدن اختراع جدیدش به منلوپارک بیایند. به دستور او آزمایشگاه و اطراف آن را با صدها لامپ برق آراستند بطوریکه محوطهٔ منلوپارک و جادهٔ منتهی به آن غرق در نور شده بود. ادیسون میهمانان خود را با چیزی روبرو کرده بود که برایشان سابقه نداشت. منظرهٔ لامپ‌های نورانی بازدیدکنندگان را به شدت تحت تأثیر قرار داد؛ بطوریکه وقتی ادیسون نقشهٔ خود را برای تأسیس یک کارخانهٔ بزرگ الکتریسیته در نیویورک مطرح کرد پیشنهادش با استقبال گرم سرمایه‌داران حاضر روبرو شد.

 عصر الکتریسیته

در ۲۷ ژانویه ۱۸۸۰ م. ادیسون تقاضانامهٔ دریافت امتیاز اختراع «لامپ روشنایی الکتریکی» را به ادارهٔ اختراعات آمریکا تسلیم کرد اما با درخواستش موافقت نشد. کارشناسان سازمان معتقد بودند که طراحی و ساخت لامپ ادیسون بر مبنای مطالعات ویلیام سایر انجام شده است؛ بنابراین تنها امتیاز اختراع رشتهٔ ذغالی شده پرمقاومت (مادهٔ تولیدکنندهٔ نور لامپ‌) به ادیسون تعلق گرفت.

در ۱۳ فوریه ۱۸۸۰ م. وی به کشف یک پدیدهٔ مهم فیزیکی نائل آمد که اکنون به اثر ادیسون معروف است.

دو سال پس از نمایش عمومی لامپ الکتریکی، (۱۸۸۲ م.) ساختمان کارخانهٔ مرکزی تولید برق موسوم به «ایستگاه پرل استر ی‍ت» به پایان رسید و در چهارم سپتامبر همان سال نخستین سیستم توزیع نیروی الکتریسیته در جهان با قدرت ۱۱۰ ولت و ۵۹ مشتری در پایین محلهٔ منهتن به دست ادیسون افتتاح گردید.

چندی بعد ادیسون کوشید تا حق امتیاز لامپ برق را در بریتانیا از آن خود کند و بر رقیبش جوزف سووان – که مستقل از ادیسون موفق به اختراع لامپ حرارتی ِرشته کربنی شده‌ بود- پیروز شود اما پس از یک دعوای حقوقی بی‌حاصل، دو طرف با یکدیگر به توافق رسیدند و برای بهره‌مند شدن از منافع اختراعشان در بریتانیا شرکت «ادیسووان» را تأسیس کردند. این شرکت در سال ۱۸۹۲ م. جزئی از کمپانی بزرگ جنرال الکتریک (متعلق به ادیسون) گردید.

 شیوهٔ ادیسون

همانطور که گفته شد، بیشتر اختراعات ادیسون حاصل تکمیل ایده‌های دیگران و کار دسته‌جمعی گروه بزرگی از تکنسین‌ها و کارمندانی بود که تحت نظارت او به تحقیق و آزمایش می‌پرداختند. لویس لاتیمر دستیار آفریقایی-آمریکایی ادیسون که در پروژهٔ چراغ الکتریکی نقش مهمی داشت، از جملهٔ این افراد است.اگر امروز کمتر نامی از کسانی مانند او به میان می‌آید، به این دلیل است که ادیسون غالبا همکاران خود را در افتخار و اعتبار اختراعاتش سهیم نمی‌کرد. با این همه شکی نیست که بدون قدرت سازماندهی و خصوصاً همت بلند ادیسون دست یافتن به این همه موفقیت ممکن نبود. نیکلا تسلا فیزیکدان بزرگ و یکی از همکاران ادیسون دربارهٔ روش او برای حل مسائل می‌نویسد: «اگر ادیسون می‌خواست سوزنی را در انبار کاهی پیدا کند، با پشتکارفراوان دانه به دانه رشته‌های کاه را کنار می‌زد تا بالاخره سوزن نمایان شود. بارها با تأسف شاهد بودم که چگونه بخش اعظم وقت و انرژی او صرف یافتن یک فرمول جزئی یا انجام دادن محاسبه‌ای کوچک می‌شد.» ادیسون خود نیز در این‌باره گفته‌ است: «نوآوری عبارت است از یک درصد الهام روح و نود و نه درصد عرق ‌ریختن و تلاش کردن.»

تسلا دانشمندی شایسته و بهترین کارمند ادیسون بود. او ابتدا از طرف ادیسون مأمور شده بود تا راه‌های توسعهٔ سیستم‌های جریان مستقیم (DC) را بررسی کند اما چون پس از پایان کار ادیسون تعهدات مالی خود را زیر پا گذاشت تسلا تصمیم به ترک شرکت او گرفت. با پذیرش استعفای تسلا، ادیسون مرتکب اشتباه بزرگی شد چرا که چندی بعد تسلا با کشف جریان متناوب (AC) در برابر امپراتوری ادیسون و سیستم DC او قد علم کرد. او با حمایت جرج وستینگهاوس کارخانه‌دار معروف سامانه‌های چندفازی توزیع برق را برپایهٔ جریان AC تکامل بخشید که بسیار کارآمدتر از سیستم ادیسون بود. با وجود تبلیغات منفی جنرال الکتریک، جریان AC روز به روز رواج بیشتری یافت و سرانجام سلطه ادیسون را بر بازار صنایع الکتریکی درهم شکست.

 سینما

در سال ۱۸۸۹م. یکی از کارمندان شرکت ادیسون به اسم ویلیام کندی لوری دیکسون نوعی دستگاه نمایش فیلم اختراع کرد که پنج سال بعد(۱۸۹۴م.) با نام تجاری کینه‌توسکوپ (متحرک نما) در نیویورک به معرض نمایش گذاشته شد. کینه‌توسکوپ دستگاهی بود که هرکس از سوراخ آن به درون می‌نگریست و دسته‌ای را می‌چرخاند، تصاویر متحرکی را مشاهده می‌کرد. این وسیله ابتدا به‌عنوان مکمل گرامافون و برای رونق بخشیدن به بازار آن طراحی شده بود وهدف آن بود که با افزودن امکان تماشای عکس متحرک، بر جذابیت گرامافون نزد خریداران افزوده شود.

با وجود اهمیت این اختراع، ادیسون یا دیکسون را نمی‌توان پایه‌گذار سینما دانست؛ کینه‌توسکوپ آنها بیشتر به ماشین «شهر فرنگ» شبیه بود و دریک زمان بیش از یک نفر نمی‌توانست از آن استفاده کند. چنین دستگاهی در عصر جدید که تودهٔ مردم به هیجان و سرگرمی‌های دسته‌جمعی نیاز داشتند چندان به کار نمی‌آمد. ایدهٔ بزرگ کردن تصاویر و بکارگیری پردهٔ نمایش هرگز به ذهن ادیسون نرسید چون همانطور که گفتیم از اختراع کینه‌توسکوپ مقصود دیگری داشت ولی حدود یک سال بعد لویی لومیر صنعتگر ثروتمند فرانسوی با ساختن دوربین فیلم‌برداری و پروژکتور و افتتاح اولین سالن سینما در گراند کافه پاریس (۲۸ دسامبر ۱۸۹۵م.) نخستین گام‌ها را برای علاقمند کردن مردم به این پدیدهٔ نو برداشت. پس از گذشت چند سال، سالن‌های نمایش فیلم در اروپا و آمریکا آنقدر فراوان شده بود که ادیسون نیز چاره‌ای جز پیوستن به این جریان و کنار گذاشتن سینمای تک‌ نفره‌اش ندید.

ادیسون در تبدیل سینما به رسانه‌ای همگانی و صنعتی سودآور نقش مؤثری ایفا کرده است. فیلم استاندارد ۳۵ میلیمتری با چهار روزنه در لبهٔ هر فریم که هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد از یادگارهای ادیسون است. وی همچنین مؤسس اولین استودیوی فیلمسازی دنیا (بلک ماریا در ایالت نیوجرسی) است. نخستین فیلم کپی رایت شدهٔ تاریخ سینما با عنوان «عطسهٔ فرد اُت» در این استودیو ساخته شد.

 سال‌های پایانی

در اول فوریه ۱۸۹۳م. ادیسون ساختمان «بلک ماریا» نخستین استودیوی تصاویر متحرک را در وست اورنج ِ نیوجرسی به پایان برد. او کوشید تا اختراع دوربین فیلم‌ برداری را تماماً به خود نسبت دهد و حق استفادهٔ انحصاری از آن را به دست آورد اما در ۱۰ مارس ۱۹۰۲م. ادعای او در یک دادگاه استیناف ایالات متحده رد شد.

در ۱۸۹۴م. او در زمینهٔ ترکیب فیلم و صدا تحقیقاتی انجام داد که سرانجام به اختراع کینه‌توفون انجامید. این دستگاه که ترکیب ناجوری از کینه‌توسکوپ و گرامافون استوانه‌ای بود با استقبال مردم مواجه نشد.

در ۶ ژانویه ۱۹۳۱م. ادیسون درخواست‌نامهٔ ثبت آخرین اختراع خود «وسیله نگهدارندهٔ اشیاء هنگام آبکاری» را به ادارهٔ اختراعات فرستاد اما پیش از دریافت پاسخ در اواخر همان سال در سن ۸۴ سالگی درگذشت.

 

منبع: سایت ویکی پدیا





نوع مطلب : مخترعین و کاشفان، 
برچسب ها :


چهارشنبه 21 بهمن 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی
" ابوبکر محمد بن زکریا " معـروف به جالیـنوس عـرب 251 - 313 هجری قمری از بزرگـترین دانـشمندان ایرانی، بزرگـترین طـبـیب بالیـنی اسلام و قـرون وسطی، فـیزیکدان، عـالم کـیمیا ( شیمی ) و فیلسوف صاحب استـقلال فکر است که از زندگی وی چندان اطلاعـی در دست نـیست.  ظاهرا در ری ریاضیات، فلسفه، نجوم و ادب را فرا گرفت.  احتمالا در جوانی به تحصـیل کیـمیا مشغـول شد و بعـد به سبب بـیـماری چشم به تحصیل طب پرداخت و در این عـلم شهرت فراوان یافت و حوزه درسش بلند آوازه شد.  در خدمت ابوصالح منصوربن اسحاق سامانی، حاکم ری، ریاست بـیمارستان جدیدالتاسیس آنجا را یافت.  بعـدها در بغـداد رئیس بیمارستان بود.  به سبب شهرت فراوانش فرمانروایان مختـلف او را به دربار خود دعوت می کردند.  رازی صاحب اخلاق نیکو و رفـتار پسنـدیده بود و با بـیماران به مهربانی و عـطوفت رفـتار می کرد و در حق فـقرا و ضعـفا اعـانـت می کرد.  عـده ای تالیـفات او را تا 198 و عـده دیگر کتاب های منسوب به او را تا 237 بر شمرده اند.  از آثارش در طـبـیعـات، ریاضیات، نجوم و شناخت نور چیـزی به یادگار نمانده است.  رازی در طب به جنـبه های عـلمی اکتفا نمی کرد، بلکه به تمام معـنی طـبـیب و در علم و عمل طب استاد مسلم بود.  یادداشتهای وی که در آنها با کمال دقت بهبودی بیماران خود را توصیف کرده است در دست است.  معـروفتـرین اثرش در علم طب کتاب " حلوی " است.  آثار دیگرش در این رشته کتاب الطب الملوکی و کتاب منصوری است.  بعـلاوه، رسالا تی در باب بعـضی امراض دارد که معـروفترین آنها کتاب الجدری و الحصبه است که مورد اعجاب و تحسین اروپایی ها بوده است و از بهترین رساله های طبی قدیم  به حساب می آید.  رساله ای هم دربارهً سنگ مثانه و کلیه دارد که به زبان فرانسه در لندن منـتشر شده است. 

رازی در فلسفه و الهیات و ماوراء الطـبـیعـه و مجادلات مذهبی و فـلسفی نیز کتـبی نوشته است.  آثار فـلسفی رازی قرنها در دست فراموشی بود، تا آنکه در قرن بـیستم میلادی اهمیت آنها دیگر بار مورد توجه قرار گرفت.  بر طبق مقاله دایرة المعـارف اسلام در باب رازی، وی مدعـی است که اغـلب فلاسفه قدیم پـیشتر رفته است و حتا خود را برتر از ارسطو و افلاطون می داند.  در طب هم پایه بقراط است و در فلسفه مقامش نزدیک به سقراط. 

رازی در اواخر عـمر در نـتـیجه مطالعـه زیاد دربارهً کیمیاگری به بـیماری چشم مبتلا و بالاخره کور شد و در سال 313 هجری قمری درگذشت.





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه 20 بهمن 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی
مثلث برمودا منطقه‌ای است در شمال‌غربی اقیانوس اطلس، که ادعا می‌شود تعدادی هواپیما و کشتی به طور مرموزی ناپدید شده‌اند.

 

موقعیت جغرافیایی

مثلث برمودا بر روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته‌است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه‌است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: «یک خط از فلوریدا تا برمودا، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد.»

مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی، در منطقه مثلث، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.

آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی، عدم روئیت خشکی، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته، لکه روغن، آثاری از اجسام شناور، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده‌است. در حوادثی مشابه در این منطقه قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.

منطقه وحشت

همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید، به این منطقه مسافرت می‌کنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده‌است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده‌است.

 مشاهده‌ها و گزارش ها

  • در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده‌است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.
  • این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده‌است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده‌است.
  • در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان، دوباره شروع بکار کرده‌اند.
  • در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. «خطری همانند یک خنجر هم اکنون... به سرعت می‌آید... ما نمی‌توانیم فرار کنیم...» در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.

 علل واقعه

برخی می گویند جازبه در این نقطه زیاد است ولی تمام این ها غلط است زمانی که آمریکا آزمایش فیلادلفیا را انجام داد و قدرتی بزرگ را کسب کرد از این رو در این مکان آزمایشاتی محرمانه انجام می دهد و برای همین هر کشتی یا هواپیمایی که از آنجا می گذرد از آزمایش فیلادلفیا استفاده می کند آمریکا به این دلیل این کار را انجام می دهد زیرا اگر موضوع فاش شود دانشمندی مطالب را جمع آوری می کند و نظریه ای را می دهد .

 علل فرضی طبیعی

جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.


 علل فرضی غیر طبیعی

دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست، ارائه شده‌است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.

 نظریه و توضیحات کوشچه

لارنس دیوید کوشچه محقق دانشگاه ایالت آریزونا در سال ۱۹۷۵ با انتشار کتابی به نام «اسرار مثلث برمودا برملا شد» اولین نظریه مخالف در این زمینه را منتشر نمود. تحقیقات وی در این کتاب شماری از اطلاعات نادرست و ناسازگار در مقاله بلیتزر را برملا نمود. وی در این کتاب به وجود ناسازگاریهای زیادی در گزارشات بلیتزر اشاره نمود و گفته‌های وی از زبان شاهدان عینی، افراد زنده مانده در حوادث و همچنین تمامی انسانهای درگیر را نادرست و غیرواقعی بیان نمود. وی بیان نمود که بسیاری از اطلاعات مهم در مقاله بلیتزر از قلم افتاده‌است و به هیچوجه کاملا بررسی نشده‌است. به عنوان مثال در داستان بلیتزر در مورد مفقود شدن قایق معروفی که قصد داشت دور دنیا حرکت کند و سرنشین آن دونالد کروهرست، بلیتزر به اسرار آمیز بودن این داستان اشاره نموده‌است در حالیکه شواهد روشنی در مورد دلایل مفقود شدن وی در دسترس است و یا همچنین در مورد کشتی حمل ذغال سنگ که بلیتزر آنرا اینطور بیان نمود که کشتی مذبور سه روز پس از ترک بندری در اقیانوس اطلس مفقود شده و دیگر هیچ ردپائی از آن یافت نشد بیان نمود که در گزارشات واقعی کشتی ای با همین نام از بندری در اقیانوس آرام حرکت نموده‌است. همچنین کوشچه معتقد بود که درصد زیادی از حوادثی که بنام اسرار مثلث برمودا یاد شده، کاملا خارج از منطقه مثلث برمودا اتفاق افتاده‌است و در اغلب موارد راه اثبات این مدعا بسیار ساده بوده‌است. وی با جستجو در مقالات چاپ شده در روزنامه‌های وقت و همچنین اطلاع از وضع هوای گزارش شده در آن روز توانست وجود مغایرت‌ها در داستانهای بیان شده در مورد اسرار مثلث برمودا را برملا سازد.

 نتیجه گیریهای کوشچه

  • شمار کشتی‌ها و هواپیماهای مفقود شده در این گزارشات در مقایسه با شمار کشتی‌ها و هواپیماهای مفقود شده در دیگر مناطق اقیانوس، بهیچوجه زیادتر نبوده‌است.
  • طوفانهای استوائی و گرمسیری بسیاری در این مناطق گزارش شده‌است و شمار گمشدگان در این گزارشات با توجه به تعداد این طوفانها نا متناسب، عجیب یا اسرارآمیز نمی‌باشد مضافا اینکه بلیتزر و نویسندگان دیگر در مقالات خود اشاره‌ای به این واقعیت ننموده‌اند.
  • اعداد و ارقام بیان شده در این گزارشات و تحقیقات آشفته اغراق آمیز می‌نماید، کشتی‌ها و قایق هائی مفقود گزارش می‌گردند درحالیکه آنها بلاخره به بندرها با تاخیر بازگشته بودند و این گزارش نشده‌است.
  • برخی از این گزارشات در مورد مفقودین درواقع هیچگاه اتفاق نیافتاده‌اند. بطور مثال حادثه‌ای، با عنوان سقوط هواپیما گزارش شده که مدعاست هواپیمائی مسافربری، در سال ۱۹۳۷ از بندر دیتونا در فلوریدا در مقابل چشم صدها شاهد عینی پرواز نموده و در مثلث برمودا سقوط نموده‌است درحالیکه در روزنامه‌ها محلی آن زمان هیچ نوشته‌ای در اثبات این مدعا یافت نمی‌شود.

 نتیجه گیری کلی کوشچه در مورد افسانه مثلث برمودا

افسانه‌ها و داستانهائی که بعنوان اسرار مثلث برمودا وجود دارد، توسط نویسندگانی منتشر شده که عمدا یا سهوا با داشتن تصورات نادرست، دلایل و مستندات ناقص و یا همچنین با پی روی از احساسات (sensationalism) نادرست سعی در نوشتن آنها نموده‌اند و این مقالات جعلی و تصنعی می‌باشند. منبع:بخش انتهای کتاب، صفحه ۲۷۷

مدلین رسبورتگارف دانشمند و محقق ایتالیایی قرن بیستم نیز در مورد بروز حوادث غیر عادی و خارق العاده در این منظقه پس ازتحقیقات زیاد به این نتیجه رسیده است که اغلب حوادث یاد شده در این منطقه تنها اغراق امیز نشان دادن برخی حوادث عادی بوده اند .برای مثال کشتی فرانسوی (BHG3566) که در سال ۱۹۷۷ در این منطقه ناپدید شد دو روز بعد در بندر ریجسرا دیده شد و شواهد حاکی از گم شدن این کشتی به مدت کوتاهی می‌کرد در حالی که هنوز هم برخی نویسندگان از این حادثه با نام کشتی وحشت یاد می‌کنند و بر این باورند که این کشتی در منطقه مثلث برمودا از بین رفته است و در تسخیر ارواح می‌باشد.

 

منبع:سایت ویکی پدیا 





نوع مطلب : عجایب، کره ی زمین، 
برچسب ها :


سه شنبه 20 بهمن 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی

یونان باستان

 
  • پیش از یونانیان
  • ۱۰۰۰ پیش از میلاد

مردم یونانی زبان در سرزمین اصلی یونان ساکن شدند. این افراد اولین منطقه شهری خود را بنیانگذاری نمودند. این کار همزمان (یا پس از) سکونت آریاییان در ایران بود.

  • ۷۷۶ پیش از میلاد

اولین مسابقات المپیک، در شهر المپیا، در جنوب یونان برگزار می‌گردد.

  • ۷۵۰ پیش از میلاد

یو نانیها بوجود آوردن مستعمرات را در سرتاسر مدیترانه، آغاز کردند. آنها مستعمراتی روی جزیره [سیسیلی] و در جنوب ایتالیا، بوجود آورند.

  • ۵۹۴ پیش از میلاد

قانون گذار آتنی، سولون، بنیاد یک [دمکراسی] (دولت مردمی) را بنا می‌کند. او قوانین جدیدی از قبیل حق فرجام (استیناف) را به جامعه معرفی کرد.[

  • ۵۰۷ پیش از میلاد

دمکراسی به شکل دولت در آتن تأسیس گردید.

  • ۵۰۰ پیش از میلاد

داریوش، پادشاه ایرانی، ترتیب یک حمله به سرزمین های اصلی یونان، را می‌دهد.

  • ۴۹۰ پیش از میلاد

آتنی ها در جنگ ماراتون، ارتش مهاجم ایرانی ها را شکست می‌دهند. سربازان پیاده داوطلب ارتش را به دلیل حمل هوپلون (سپرهای گرد)، به نام هوپلایت ها می خواندند.

  • ۴۸۰ پیش از میلاد

نیروهای ایرانی، در جنگ ترماپیلای، ارتش منطقه شهری یونانی، اسپارت، را در هم می کوبند. مدتی بعد همان سال، در جنگ سالامیز، یک ارتش متحد از مناطق شهری یونانی، ایرانیها را در دریا شکست می‌دهد. ناوگان پیروز یونانی، از بیش از 200 کشتی جنگی (کشتی های پارویی جنگی) تشکیل می‌شد.

  • ۴۷۹ پیش از میلاد

متحدان مناطق شهری یونانی ایرانیها، را در جنگ «پلاتایا» به سختی شکست داده و سر انجام به تهدید حمله ایرانیها به سرزمین های یونانی، خاتمه دادند.

  • ۴۲۹ - ۴۶۲ پیش از میلاد

آتن تحت حکومت پریکلس، ژنرال و سیاست‌مدار یونانی، شکوفا شد. او بعد از تخریب آکروپولیس در آتن در اثر حمله ایرانیان، دستور بازسازی آن را صادر کرد.

  • ۴۰۴ - ۴۳۱ پیش از میلاد

ناحیه شهری نیرومند آتن و اسپارت برای بدست گرفتن کنترل امپراتوری یونان با هم وارد جنگ می‌شوند. این جنگ سنگین و تلخ، که نام «جنگ پلوپونزیان» نیز معروف شد، و به مدت 27 سال طول کشید، به تلخ اسپارت به پایان رسید.

  • ۳۳۸ پیش از میلاد

[فیلیپ] اهل مقدونیه، پدر اسکندر کبیر و فرمانروای قویترین بلاد (منطقه شهری) یونان، در جنگ چایرونی، سراسر یونان را فتح می‌کند. پیروزی فیلیپ، عصر استقلال مناطق شهری یونان را پایان می‌دهد.


دستاوردهای فرهنگی دولت ـ شهرهای یونان در طول دوران قدیم (500 قبل از میلاد ـ 500 میلادی) برای مدت هزار سال جهان غرب را تحت تأثیر قرار داد. دانشمندان یونانی اکتشافاتی در امور طبیعی انجام دادند. فلاسفه نظریاتی در زمینه اداره جوامع را به جهان ارائه دادند و هنر و درام یونانی شکوفا شد.

  • ۵۵۰ پیش از میلاد

فیثاغورث، فیلسوف و ریاضی دان یونانی، رابطه بین ضلعهای مثلث قائم الزوایه را کشف کرد.

  • ۵۴۵ پیش از میلاد

فیلسوف یونانی، آناکسیمنس اهل سیلتوس، واقع در آسیای صغیر «ترکیه کنونی)، سعی می‌کند که آغاز جهان و ساختار آنرا کشف کند. او نتیجه می‌گیرد که هوا مهم‌ترین ماده جهان است.

  • ۵۲۴ پیش از میلاد تا ۴۵۶ پیش از میلاد

آشیل، نمایشنامه نویس یونانی، را برای موضوع نمایشنامه هایش، مورد استفاده قرار می‌دهد. مشهورترین نمایشنامه او به نام «اورستیا» سرگذشت یک خانواده سلطنتی را در طول «جنگ تروا» نشان می‌دهد.

  • ۴۲۸ - ۵۰۰ پیش از میلاد

ستاره شناس یونانی، آناکساغورس، متوجه می‌شود که نور ماه انعکاس نور خورشید است. پریکلس، سردار آتنی، واریپیدس (اریپید)، تراژدی نویس نامدار، در محضر وی تعلیم می‌یابند.

  • در حدود ۴۰۶ - ۴۹۶ پیش از میلاد

سوفوکلس (سوفوکل)، تراژدی نویس نمایشنامه می‌نویسد. معروفترین نمایشنامه او «ادیپ شهریار» نام دارد که سرگذشت پادشاهی را که ندانسته پدر خود را به قتل می رساند و با مادر خود ازدواج می‌کند، به تصویر می‌کشد.

  • در حدود ۴۳۰ - ۴۹۰ پیش از میلاد

فیدیاس، مجسمه ساز یونانی، مجسمه‌هایی برای معبد «پارتنون» و «اکروپلیس» در آتن، یونان، مجسمه غول پیکر زئوس، خدای خدایان یونانیان باستان، را می آفریند.

  • در حدود ۴۰۶ - ۴۸۶ پیش از میلاد

اوربپیدس، تراژدی نویس یونانی، نمایشنامه‌هایی را بر پایه اساطیر یونان می‌نویسد. مشهورترین نمایشنامه وی، «مدیه»، داستان ساحره‌ای است که فرزندان خود را به قتل می رساند.

  • در حدود ۳۹۹ - ۴۷۰ پیش از میلاد

سقراط، فیلسوف یونانی و ملقب به پدر فلسفه، در آتن به تدریس می‌پردازد. مقامات آتن از عقاید او به خشم می‌آیند و او را به مرگ محکوم می‌کنند. او با نوشیدن سم، خودکشی می‌کند.

  • در حدود ۳۸۵ - ۴۵۰ پیش از میلاد

آریستوفانس (آریستوفان)، نمایشنامه نویس یونانی، در نمایشنامه‌های کمدی اش مسائل روز را در قالب طنز مورد بحث قرار می‌دهد. برای مثال، نمایشنامه «ابرها»، فلاسفه آتن را به طنز می‌کشد.

  • در ۳۴۷ - ۴۲۷ پیش از میلاد

افلاطون، فیلسوف یونانی، نخستین دانشگاه ، «آکادمی»، را در آتن دایر می‌کند و مردان جوان در آن به تحصیل فلسفه می‌پردازند. وی در رساله «محورات»، مجموعه مباحثات استاد خویش، سقراط، را با اهالی آتن به رشته تحریر در می‌آورد. او با انتشار «رساله جمهوریت» به بیان عقاید خویش درباره نحوه اداره یک حکومت ایده آل می‌پردازد. در زبان یونانیان قدیم، کلمه فلسفه به معنی «عشق به دانایی» است. در طول سالهای 300 ـ 500 قبل از میلاد، تمامی علوم عقلانی رونق یافتند.

  • در حدود ۳۸۴ تا ۳۲۲ پیش از میلاد

ارسطو، فیلسوف یونانی، تعلیم و تربیت اسکندر مقدونی را که بعدها به سرداری بزرگ مبدل شد، به عهده می‌گیرد. ارسطو در آتن، مدرسه‌ای به نام لیسیوم (لوکیون) تأسیس می‌کند. وی رساله «سیاست» را می‌نویسد و در آن به بحث درباره شش روش اداره حکومت می‌پردازد. او همچنین «نمودار نردبانی طبیعت» را که در آن موجودات زنده بر اساس پیچیدگی ساختمان بدنشان طبقه بندی شده اند، ابداع می‌کند.

  • در حدود 335 تا 280 پیش از میلاد

در شهر اسکندریه، که به‌وسیله یونانیان در مصر بنا گردید، پزشکی به نام هیرو فیلوس به منظور بررسی دستگاه عصبی و اجزای بدن انسان، به تشریح اجساد می‌پردازد.

  • در حدود 330 تا 275 پیش از میلاد

اقلیدس، ریاضیدان یونانی، مقدمات هندسه را به وجود می‌آورد.

  • در حدود 310 تا 230 پیش از میلاد

آریستارخوس (ارسطرخوس)، ستاره شناس یونانی، خورشید را به جای زمین، مرکز علم می پندارد.

  • در حدود 287 ـ 212 پیش از میلاد

ارشمیدس در موطن خود، شهر سیراکوس (سوراقوسا)، به کشف این نکته که هر شیئی به اندازه حجم خود آب جابجا می‌کند، نائل می‌گردد. وی دستگاهی برای بالا کشیدن آب، پیچ ارشمیدس، اختراع می‌کند. و نام خود را بر آن می گذارد. سربازان رومی در جریان محاصره سیراکوس، ارشمیدس را به قتل می رسانند.

  • در حدود 2000 پیش از میلاد

تسبیوس اسکندرانی (اهل اسکندریه) ساعت آبی و تلمبه فشاری را اختراع می‌کند.

  • در حدود 144 تا 127 پیش از میلاد

هیپارخوس (ابرخس)، ستاره شناس یونانی، فهرستی از اسامی ستارگان، گردآوری می‌کند و زمان کسوفهای خورشیدی را محاسبه می‌کند. در حدود 168 تا 90 قبل از میلاد بطلمیوس در شهر اسکندریه مصر، که به دست یونانیان بنا شده بود، با استفاده از طول و عرض جغرافیایی ، نقشه‌ای از جهان شناخته شده آن زمان، ارائه می‌دهد.

  • ۱۸۷ پیش از میلاد

یونان نابود می‌شود و رومیان جای آن‌ها را می‌گیرند.

  • سده ۱۹ بعد از میلاد

پس از حاکمیت امپراطوری عثمانی٬ در سال ۱۸۲۱ پس از حدود ۲۰۰۰ سال از نابودی یونان باستان٬ کشور مدرن یونان بدست آن‌ها که یونانی سخن می‌گفتند به شکلی نمادین ساخته شد٬ که این فاصلهٔ ۲۰۰۰ ساله خود بهترین دلیل برای نمادین بودن ایجاد چنین کشوری است.





نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :


سه شنبه 20 بهمن 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی
شیوه زندگی رومیان

حکومت اولین امپراتور روم، آگوستوس در سال ۲۷ قبل از میلاد آغاز شد. این حکومت شاهد آغاز پکس رومانا، با دوران ثبات سیاسی و شکوه و جلال فراوان که حدود ۲۰۰ سال ادامه داشت، بود. در طول این دوره، امپراتور روم به مدیترانه و بخش اعظم اروپای غربی حکومت می‌کرد. امپراتوری به شکل کاملی سازماندهی شده بود و به خوبی اداره و کنترل می‌شد. یک شبکه از راهها سرزمین های امپراتوری را به پایتخت، رم، متصل می‌کرد. لژیون آموزش دیده روم از تمام نقاط بحرانی در طول مرزهایش دفاع می‌کرد. شهروندان رومی از یک قانون مشترک، فرهنگ مشترک و زبان مشترک، لاتین، بهره مند بودند.

در دنیای رومی ها خیلی مهم بود که افراد سایو (شهروند رومی) باشند. ابتدا، مقامشهروند فقط به افرادی که در درون شهرها زندگی می‌کردند، داده شد. در سال ۸۹ قبل از میلاد، مقام شهروند به تمام ایتالیایی ها اعطا شد. تا پیش از 212 قبل از میلاد، مقام شهروند رومی به همه مردان آزاد که در محدوده امپراتوری روم زندگی می‌کردند، اعطا شد. مقام شهروندی به بردگان و زنها داده نمی‌شد.

 
خرابه‌های امپراتوری رومیان باستان

 نظم اجتماعی روم

جامعه رومی بر اساس طبقات کاملاً مجزا سازماندهی شده بود. این تقسیم بندی جامعه در ابتدایی تاریخ روم، در حدود قرن ششم قبل از میلاد آغاز گردید. صاحب امتیاز ترین و قدرتمندترین شهروندان رومی اشراف بودند. بسیاری از اشراف از نوادگان مالکین ثروتمند زمین و خانواده‌های سیاست‌مداران انتخاب می‌شدند. سناتورهایی که بر روم حکومت کردند، از خانواده‌های اشراف ثروتمند بودند. در طبقه اجتماعی بعدی، اسب سوارها (اعضاء گارد سلطنتی) قرار داشتند. این گروه غالبا تجار ثروتمند یا صرافان (بانکداران) بودند. بسیاری از افراد در ارتش روم با دوایر دولتی اجرایی آن خدمت کردند.


 توده مردم

بخش اعظم شهروندان رومی، توده مردم بودند، که جزء فقیرترین شهروندان نیز محسوب می‌شدند مردم معمولی سرانجام توانستند تساوی سیاسی در مقابل اعضاء گارد و اشراف، را بدست آورده و حق رشد و ارتقاء تا مقام افسر ارشد نظامی و مشاغل دولتی، را بدست بیاورند.

  بردگان

در پائین هرم نظام اجتماعی جامعه رومی، بردگان قرار داشتند، که سخت ترین و کم اهمیت ترین کارها را انجام می‌دادند. رومیها از اسیران جنگی به عنوان برده استفاده می‌کردند. بردگان هیچ گونه آزادی و حق انتخابی نداشتند. حتی در میان بردگان نیز طبقه‌های مختلفی وجود داشت. زندگی سخت روزانه یک برده که در معدنها کار می‌کرد، از زندگی روزانه یک برده تحصیلکرده یونانی که به عنوان یک معلم خصوصی محترم به کودکان رومی تدریس می‌کرد، بسیار فاصله داشت. به هر حال، از اولین قرن میلادی، شرایط زندگی بردگان بهبود پیدا کرد و بسیاری از آن مردان آزادی خود را بدست آوردند.


 زبان

زبان مشترک در سراسر امپراتوری روم، زبان لاتین بود. از آنجایی که دیگر کسی به زبان لاتین صحبت نمی‌کند، آنرا «زبان مرده» می نامند. به هر حال، بیشتر زبانهای امروزی اروپا، از جمله ایتالیایی، اسپانیایی ـ فرانسه و رومانیایی، از لاتین گرفته شده اند. بسیاری از لغات موجود در زبان انگلیسی نیز از لاتین گرفته شده اند.


 خانه‌های رومی

رومیان ثروتمند در خانه‌های بزرگ و وسیع شهری زندگی می‌کردند. از بیرون جلوه این خانه‌ها زیاد چشمگیر نبود. زیرا تنها تعداد محدودی درب و پنجره کوچک نرده‌ای داشتند که مانع ورود دزدان می‌شد.


 امپراتوری روم

از قرن سوم قبل از میلاد، رومیها شروع به تشکیل امپراتوری خود کردند. تا قبل از قرن دوم میلادی، رومی ها بیشتر نواحی غرب اروپا، شرق نزدیک، و شمال آفریقا را تحت کنترل داشتند. موفقیت امپراتوری روم نتیجه استفاده از اژبون های بسیار ورزیده و تعلیم دیده و مدیریت بسیار موثر آنها بود که از مرکز پایتخت رم، به خوبی کنترل می‌شد.

در سال 27 قبل از میلاد اکتاویان (63 قبل از میلاد ـ 24 میلادی)، اکتاویان یا همان اگوستوس سزار، اولین امپراتور روم می‌شود. اگوستوس، که به مدت 40 سال بر امپراتوری روم حکومت کرد، مسئولیت اداره آن را با مجلس سنا (گروهی از مسئولین اداره کننده روم)، تقسیم کرد. او از ارتش روم یک نیروی قوی و آموزش دیده ساخت. روم در طول حکومت او دورانی پر از صلح و شکوه را پشت سر نهاد. اگوستوس همچنین در مورد حفظ موقعیت خود به‌عنوان امپراتور خیلی دقت کرد. او یک گارد محافظ ایجاد کرد که به آنها دستمزد خوبی می‌داد و آنها را گارد پراتور می نامید.

سنای روم

 کالیگولا

اولین امپراتورهای رومی اعضاء خانواده اگوستوس بودند. گایوس سزار (12 ـ 41 میلادی)، که به کالیگولا (به معنی پوتینهای کوچک) معروف بود، در سال 37 میلادی به امپراتوری رسید. سربازان ارتش، که پدرش فرماندهی آنان را به عهده داشت، نام مستعار کالیگولا را به او دادند، چرا که او پوتین های سربازی کوچکی به پا می‌کرد.

  امپراتور دیوانه

بعد از آنکه کالیگولا امپراتور شد، سلامتی عقل خود را از دست داد. یکی از وقایعی که توسط تاریخ نگار رومی سیوتاتیوس (69 ـ 104 میلادی) ثبت شده است، توضیح می‌دهد که کالیگولا به ارتش بسیار آموزش دیده و قدرتمند خود دستور داد در ساحل دریا صدف حلزون جمع کنند. او به اسب مورد علاقه خود لقب کنسول (عنوان یکی از مسئولین رده بالای روم)، داده بود. وی همچنین با خواهر خود، «دروسیلا» ازوداج کرد، اما بعدا او را کشت. اعضاء گارد محافظ او (پراتورها) در سال 41 میلادی، او را به قتل رسانند.


 نرون

آخرین امپراتوری که به خانواده اگوستوس تعلق داشت، نرون (37 ـ 68 میلادی) بود. در سال 54 میلادی، مادر جاه طلب او، آگویپینا (15 ـ 59 میلادی)، شوهر دون خود را مسموم کرد. شوهر امپراتور کلودیوس (10 قبل از میلاد تا 54 میلادی) بود. در نتیجه پسر 17 ساله او جانشین پدر شد. بعد از آغاز امیدوار کننده حکومت او، نرون بی نهایت بی رحم و فاسد شد. وقتی آگویپینا در زندگی خود سرانه فرزندش دخالت کرد، نرون او را کشت. او به خاطر ضیافت های وحشی خود و توهم او در مورد استعدادش در شعر و موسیقی، شهرت داشت!


 رم در آتش

در سال 64 میلادی، آتش سوزی بزرگی شهر رم را نابود کرد. نرون تظاهر کرد که قصد داشته تا شهر رم را با طرح جدیدی بازسازی کند. بسیاری از مردم رم عقیده دارند که خود نرون عمدا آتش سوزی را آغاز کرده است. اما به هر حال، نرون گروه مذهبی جدید، یا مسیحیان را مقصر دانست و آنها را کشت. مخالفان حکومت نرون آنقدر قدرت گرفتند که او را مجبور کردند در سال 68 میلادی، خود کشی کند.


مجسمهٔ رومی

 سال چهار امپراتور

در سال بعد از مرگ نرون، 4 امپراتور بر سر کار آمدند. یک فرمانده نظامی به نام گالبا (3 قبل از میلاد تا 69 میلادی)، ابتدا قدرت را در دست گرفت. گالبا به‌وسیله گارد پراتور، کشته شد. این گارد اتو (32 ـ 69 میلادی)، (حاکم استان رومی اسپانیا) را به عنوان امپراتور اعلام کرد. لژیون روم که در آلمان مستقر بود، با شنیدن این خبر، فرمانده خود وتیلیوس (15 ـ 69 میلادی)، را به عنوان امپراتور معرفی کردند. وسپاسیان (9 ـ 79 میلادی)، یک فرمانده رقیب، وارد رم شد. او وتیلیوس را کشت و خود امپراتور شد.


 انتخابات جانشین

وسپاسیان سنتی را ایجاد کرد که بر اساس آن، یک امپراتور حاکم در طول حکومت خود جانشین خود را انتخاب می‌کرد. و سپاسیان نظم را به روم بازگرداند. او همچنین یک برنامه ساختمان سازی که شامل استادیوم ورزشی رم بود، آغاز کرد. ساخت این آمفی تئاتر بزرگ که سرگرمیهای عمومی در آن اجرا می‌شد، در طول حکومت فرزند وسپاسیان، تیتوس (39 ـ 81 میلادی)، که بعد از پدرش به امپراتوری رسید، پایان یافت.


 امپراتوری استانی

در قرن دوم میلادی، خانواده‌های حاکم روم، صاحب نفوذ کمتری در امر انتخاب امپراتور بودند. شهروندان استان‌های رومی شروع به اشغال پستهای عالی رتبه در دولت و ارتش، کردند. امپراتورهای بعدی روم از استان‌های درون امپراتوری روم، انتخاب می‌شدند.


 تراجان

امپراتور تراجان (53 ـ 117 میلادی) در یکی از استان‌های روم به نام آیبیریا «اسپانیای امروز) به دنیا آمد. او یک فرمانده نظامی بزرگ بود و در طول حکومتش، امپراتوری روم از نظر وسعت به اوج خود رسید. وی پیروزیهای نظامی خود را با ساخت بناهای یادبود (ستونهای تراجان)، جشن می‌گرفت. این ستونها به‌وسیله مجسمه‌هایی که پیروزیهای معروف او را نشان می‌دادند، تزئین شده بودند.


 هادریان

پسر خوانده تراجان، هادریان (۷۶ ـ ۱۳۸ میلادی) بعد از او به امپراتوری روم رسید. هادریان بیشتر دوران حکومتش را به مسافرت در استان‌های مختلف امپراتوری روم گذراند. او موانع ثابتی در مقابل حمله بربرها که به این سرزمینها روم حمله می‌کردند، بنا کرد. نمونه چنین بناهای دفاعی، دیوار هادریان، هنوز در شمال غربی انگلیس باقی مانده‌اند. هادریان همچنین تغییرات زیادی ایجاد کرد که اداره امپراتوری روم را آسان تر می‌کرد.

 لژیونر رومی

ارتش روم از سربازانی به نام لژیونر تشکیل می‌شد. یک لژیونر خیلی ورزیده بود. او می‌توانست در یک روز ۳۲ کیلومتر (۲۰ مایل) در حالیکه یک بسته به وزن ۴۰ کیلو گرم حمل می‌کرد، راه برود. یونیفورم یک لژیوتر او را در نبردها محافظت می‌کرد، و در عین حال به او امکان می‌داد که به آسانی حرکت کند.

 واحد ارتش

«قرن»، واحد ارتش روم بود. هنگامی که در سال 340 قبل از میلاد ارتش روم تشکیل شد. یک قرن شامل 100 سرباز می‌شد. وقتی فرمانده نظامی رومی، کابوس ماریوس (157 ـ 86 قبل از میلاد) ارتش روم را در سال 100 قبل از میلاد، دوباره سازماندهی کرد، تعداد افراد را در یک قرن به80 نفر کاهش داد. دلیل این کاهش چنین بیان می‌شد که یک گروه کوچک‌تر، آسان تر کنترل می‌شد

 





نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :




( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ


با سلام.به شما دوست عزیز خوش آمد می گویم امیدوارم که از این وبلاگ و مطالبش خوشتان بیاید و بتوانید بهره ی کافی از این مطالب ببرید.لطف کنید به مطالب نظر بدهید.

باتشکر مدیر وبلاگ

مدیر وبلاگ : رادین گودرزی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
تیم مورد علاقه شما کدام است













جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Iranbloglist.com