مطالب علمی,تاریخی و هرچی که بخوای.........
وبلاگی پر از مطالب علمی,تاریخی و...
 
 

Eurocup Trophy.JPG

 

به «ادامه ی مطلب» بروید

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : ورزش، تاریخ، 
برچسب ها :


جمعه 5 اسفند 1390 :: نویسنده : رادین گودرزی

به ادامه ی مطلب بروید



ادامه مطلب


نوع مطلب : ورزش، تاریخ، 
برچسب ها :


سه شنبه 20 دی 1390 :: نویسنده : رادین گودرزی
Hamedann.jpg

همدان ) یکی از شهرهای غربی و کوهستانی ایران و مرکز شهرستان و استان همدان است. این شهر در دامنهٔ کوه الوند و در ارتفاع ۱۸۰۰ متری از سطح دریا واقع شده‌است و از شهرهای سردسیر ایران به شمار می‌آید. همدان قدیمی‌ترین شهر ایران و از کهن‌سال‌ترین شهرهای جهان است. در سال ۱۳۸۵ مجلس شورای اسلامی در مصوبه‌ای همدان را «پایتخت تاریخ و تمدن ایران» اعلام کرد. همدان اولین پایتخت نخستین شاهنشاهی ایران، مادها بوده‌است. آثار یافت‌شده از محوطهٔ باستانی هگمتانه و نیز کتیبه‌های گنج‌نامه از آن دوران هستند. همچنین این شهر در روزگار هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان، آل بویه و سلجوقیان نیز یکی از پایتخت‌های کشور بوده‌است. هم‌اکنون استان همدان به دلیل داشتن مراکز تاریخی و دیدنی به عنوان پنجمین شهر فرهنگی و توریستی کشور شناخته می‌شود و از نظر علمی نیز با وجود مراکز دانشگاه بوعلی سینا، دانشگاه آزاد اسلامی همدان، دانشگاه پیام نور همدان و مراکز دیگر به عنوان یکی از قطب‌های دانشگاهی کشور شناخته شده‌است.

آرامگاه بوعلی سینا نماد شهر همدان و همچنین یکی از نمادهای پیشینهٔ ایران در فرهنگ جهان و دانش و علم به شمار می‌رود.

این شهر از لحاظ جمعیت چهاردهمین شهر پرجمعیت ایران به شمار می‌آید و در مرداد سال ۱۳۸۸ به عنوان یکی از کلانشهرهای ایران معرفی شد. در سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۴ خورشیدی مهندس آلمانی کارل فریش طرحی مدرن را برای همدان طراحی کرد که از نوع نقشه‌های شعاعی محسوب می‌شود اما متأسفانه امروزه به دلیل تراکم جمعیت و طرح شعاعی، ترافیک مرکز شهر بسیار زیاد است. به این میدان ۶ خیابان اصلی شهر وصل شده‌اند.

شهرداری همدان در میدان آرامگاه بوعلی قرار دارد.

منبع:ویکی پدیا





نوع مطلب : قاره ها و کشور ها، تاریخ، 
برچسب ها :


چهارشنبه 30 آذر 1390 :: نویسنده : رادین گودرزی

کریسمَس یا نوئل نام جشنی است در آیین مسیحیت که به منظور گرامی‌داشت زادروز مسیح برگزار می‌شود. بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک روم و پیروان آیین پروتستان، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن گرفته و بسیاری آنرا در شامگاه ۲۴ دسامبر نیز برگزار می‌کنند. اعضای بیشتر کلیساهای ارتودوکس در سراسر دنیا نیز روز بیست و پنجم دسامبر را به عنوان میلاد مسیح جشن می‌گیرند. برخی از مسیحیان ارتودوکس در روسیه، اوکراین، سرزمین مقدس (ناحیه تاریخی فلسطین) و دیگر مکانها، به سبب پیروی از گاهشماری یولیانی، جشن کریسمس را در روز ۷ ژانویه برپا می‌دارند. اعضای کلیسای ارامنه طبق سنت منحصر به فردی، روز میلاد و همچنین روز غسل تعمید مسیح را همزمان در روز ششم ژانویه جشن می‌گیرند.

ایام دوازده روزه کریسمس با سالروز میلاد مسیح در ۲۵ دسامبر آغاز گشته و تا جشن خاج‌شویان در روز ۶ ژانویه ادامه می‌یابد. هرچند مهم‌ترین عید مذهبی در گاهشمار مسیحی، روز عید پاک (به عنوان روز مصلوب شدن و رستاخیز عیسی) است، مردم بسیاری به‌خصوص در کشورهای ایالات متحده و کانادا، کریسمس را مهم‌ترین رویداد سالانه مسیحی محسوب می‌دارند. با وجودی که این روز، یک عید مذهبی شناخته می‌شود، از اوایل سده بیستم میلادی به بعد به طور گسترده به عنوان یک جشن غیر مذهبی برگزار شده و برای بیشتر مردم، این ایام فرصتی است برای دور هم جمع شدن اقوام و دوستان و هدیه دادن به هم. کریسمس با آیین‌های ویژه‌ای به‌طور مثال آراستن یک درخت کاج، برگزار شده و شخصیتی خیالی به نام بابانوئل در آن نقشی مهم دارد.





نوع مطلب : قاره ها و کشور ها، تاریخ، 
برچسب ها :


شنبه 2 مهر 1390 :: نویسنده : رادین گودرزی

پپن در ۷۶۸ در سن‌دنی در حوالی پاریس درگذشت و در کلیسای سلطنتی سن‌دُنی در کنار همسرش برترادا به خاک سپرده شد. در ۷۶۸ در سن‌دنی در حوالی پاریس درگذشت و در کلیسای سلطنتی سن‌دُنی در کنار همسرش برترادا به خاک سپرده شد.

پپن کهتر  در بلژیک کنونی که آن زمان بخشی از اوسترازیا بود و زیر فرمان دودمان کارولنژی‌ها بود زاده شد. پدرش شارل مارتل خوانسالار و دوک فرانکها بود و مادرش شروترود نام داشت.

شارل مارتل پدر پپن پس از مرگ تئودریک چهارم پادشاه مروونژی‌ها کسی را بر تخت ننشاند و تاج و تخت دودمان مروونژی تا مرگ او بی پادشاه ماند. پپن و برادرش کارلمان شیلدریک سوم را به تخت نشاندند. البته او پادشاهی نمادین بود و نیروی فرمانروایی نداشت. هنگامی که کارلمان از قدرت کناره گرفت پپن کنترل همه مرزهای فرانکها را به دست گرفت. در این هنگام پپن در اندیشه پادشاهی افتاد، پس به پاپ زکریا؛ پاپ آن زمان؛ نامه نوشت و از او پرسید که چه کسی باید پادشاه باشد؟آنکه لقب شاه را دارد و یا انکه نیرو دارد؟پاپ که نیاز مند یاری او همانند پدرش شارل مارتل در برابر دشمنانی چون لومباردها بود به خواست پادشاهی او پاسخ مثبت داد. بدینسان با بدست آوردن پشتیبانی پاپ پپن مخالفانش را نومید ساخت. انجمنی از بزرگان فرانک برپا گشت و این انجمن رای به پادشاهی پپن داد. آیین ویژه پادشاهی در شهر سواسون برپا گشت. شیلدریک سوم واپسین پادشاه مروونژی را از تخت به زیر کشیدند، سرش را تراشیدند و او را به صومعه‌ای فرستادند و بدینسان دوره پادشاهی مروونژیان به سر آمد و پادشاهی دودمان کارولنژی آغاز گشت.

پپن در ۷۶۸ در سن‌دنی در حوالی پاریس درگذشت و در کلیسای سلطنتی سن‌دُنی در کنار همسرش برترادا به خاک سپرده شد.

 





نوع مطلب : تاریخ، قاره ها و کشور ها، 
برچسب ها :


سه شنبه 31 خرداد 1390 :: نویسنده : رادین گودرزی

ریشه این نبرد به تلاش کوبا برای استقلال و جدا شدن از اسپانیا بر می‌گردد که در فوریه ۱۸۹۵ آغاز شد. سرکوب شدید شورشیان کوبایی توسط نیروهای اسپانیا به طور شورانگیزی در روزنامه‌های آمریکا به همراه تصاویر انعکاس یافت که در افکار عمومی مردم آمریکا احساس همدردی با انقلابیون کوبا را موجب شد. غرق شدن مشکوک رزم‌ناو آمریکایی ماین که در بندر هاوانا در کوبا لنگر انداخته و برای محافظت از شهروندان آمریکایی مقیم کوبا در جریان شورش‌ها فرستاده شده بود، تمایل به دخالت آمریکا در امور کوبا را در افکار عمومی دو چندان کرد. سرانجام کنگره ایالات متحده آمریکا علی‌رغم اعلام متارکه موقت از سوی اسپانیا، قانونی را تصویب کرد که به موجب آن، استقلال کوبا به رسمیت شناخته شده و نیروهای اسپانیایی ملزم به ترک آنجا می‌شدند.

اسپانیا در تاریخ ۲۴ آوریل به آمریکا اعلان جنگ داد که اعلان جنگ متقابل آمریکا در ۲۵ آوریل را به دنبال داشت. از آنجایی که هیچکدام از نیروهای زمینی و دریایی اسپانیا آماده این نبرد دوردست نبودند، جنگ به طور گسترده‌ای به سود آمریکا رقم خورد و ارتش ایالات متحده نیروهای اسپانیایی را که هزاران کیلومتر از کشورشان دور بودند طی ۱۲۳ روز شکست دادند و جزیره کوبا را به تصرف خود در آوردند. در جریان برگزاری کنفرانس صلح و پیمان پاریس در ۱۰ دسامبر ۱۸۹۸، اسپانیا از مطالبات خود در کوبا دست کشید و جزیره گوام و پورتوریکو را به آمریکا واگذار کرد. همچنین مالکیت مجمع‌الجزایر فیلیپین را در ازای دریافت ۲۰ میلیون دلار به آمریکا بخشید. این جنگ نقطه عطف مهمی در تاریخ هر دو کشور محسوب می‌شود. امپراتوری اسپانیا که روزگاری بر مناطق وسیعی از جهان حکم‌فرمایی می‌کرد فرو پاشید و توجه این کشور را از کشورگشایی به امور داخلی آن سوق داد که موجب به پا شدن رنسانسی در فرهنگ و ادبیات این کشور و همچنین توسعه اقتصادی آن شد. در نقطه مقابل، طرف پیروز جنگ یعنی ایالات متحده آمریکا، به یک قدرت جهانی با مستعمراتی پراکنده و دوردست تبدیل شد و به عنوان اهرمی در سیاست بین‌الملل، نقشی تعیین‌کننده را در امور سیاسی اروپا در آینده‌ای نزدیک پس از جنگ بازی کرد.





نوع مطلب : قاره ها و کشور ها، تاریخ، 
برچسب ها :


دوشنبه 30 خرداد 1390 :: نویسنده : رادین گودرزی
لوئی شانزدهم (به فرانسوی: Louis XVI de France) یکی از پادشاهان فرانسه بود. مهمترین واقعه دوران او انقلاب کبیر فرانسه است که اندکی پس از این انقلاب، نظام سلطنتی از فرانسه برچیده می‌شود . به گفته تاریخدانانی چون آلکسی دو توکویل، از خصوصیات مثبت دوران این شاه، پایان رکود اقتصادی حاکم بر فرانسه بود که از اواخر دوران لویی چهاردهم بر اوضاع کشور سایه افکنده بود . به طوری که حجم بازرگانی فرانسه ظرف مدت حکومت هجده ساله او دو برابر شد و نکر، وزیر اقتصاد فرانسه در گزارش بودجه مینویسد که میزان مالیات بر درآمد، بدون افزایش درصد مالیات، سالانه دو میلیون لیور افزایش می یابد. و به گفته دو توکویل، یک بررسی آماری تطبیقی نشان میدهد که پیشرفت فرانسه در هیچ دهه ای به اندازه دو دهه آخر رژیم بوربون‌ها که مصادف با حکومت لویی شانزدهم می‌شود نبود .

سلطنت وی ۱۸ سال از ۱۷۷۴ تا سال ۱۷۹۲ دوام یافت و در سال ۱۷۷۰ با شاهزاده‌ای اتریشی به نام ماری آنتوانت ازدواج نمود.

در دوران لویی شانزدهم اصلاحات اقتصادی ای برای نجات اقتصاد رو به زوال فرانسه آغاز شد و با وزارت افرادی چون نکر این برنامه رو به پیشرفت بود؛ ولی دخالت اشراف و فساد و عقب ماندگی سیستم اداری فرانسه کم کم باعث اختلالاتی در برنامه‌ها شد . لویی برای ادامه اصلاحات، با اکراه، مجلس عمومی طبقاتی که مجلسی دارای نمایندگانی از سه طبقه اشراف، روحانیان و شهرنشینان بود را فراخواند؛ اگرچه در این کار تاخیر داشت، چراکه با این فراخوان، لویی به کم شدن قدرتش اعتراف کرده بود . مدتی بعد نمایندگان طبقه شهرنشین خود را مجمع ملی خواندند و خواستار تغییر یکسری قوانین، مانند معافیت مالیات اشراف و روحانیان شدند. لویی ابتدا قبول نمیکرد ولی پس از مدتی، با نطقهای آتشین چپگراها و مدتی بعد با فتح باستیل، موافقت خود را با انقلاب کبیر فرانسه اعلام کرد . گفته می‌شود روزی که شاه با انقلاب مردم موافقت کرد و پرچم سه رنگ انقلاب را - که امروزه این سه رنگ، پرچم فرانسه را تشکیل میدهند - بر تاج گذاشت؛ جمعیت مردم که شاهد این عمل بودند، فریاد زدند : «شاه ما، پدر ما!»

از اکتبر ۱۷۸۹ تا دو سال تمام شاه و ملکه در تویلری بسر بردن د. به خانواده سلطنتی در طی این دو سال کوچک‌ترین اذیتی نرسید و ملت هنوز به آنها امیدوار بود و احترامشان می گذاشت. ولی بی ثباتی سیاسی و قدرت گیری گروههای چپ به رهبری افرادی مانند دانتون، مارا و روبسپیر دربار را به وحشت انداخت و باعث آغاز توطئه چینی دربار برای بازپس گیری قدرت مطلقه شد.

لوئی شانزدهم در سال ۱۷۷۰ م با شاهزاده خانم اتریشی به نام ماری آنتوانت ازدواج نمود. وی در سال ۱۷۷۴ پادشاه فرانسه گشت . پس از انقلاب، لوئی به همراه خانواده اش سعی در فرار از فرانسه داشت. او به پاریس برگردانده شد و متهم به خیانت گشت.

در ۲۱ ژانویه ۱۷۹۳، در مکانی موسوم به میدان انقلاب (پلاس دولا رولوسیون) در پاریس، گردن پادشاه با گیوتین زده شد . همسر او نیز نه ماه بعد در خلال دوران وحشت، که رهبری این دوران به دست کسانی چون روبسپیر و دوسن ژوست بود، اعدام شد.

با بازگشت بوربون‌ها به سلطنت فرانسه و به قدرت‌رسیدن لوئی هجدهم، جسد لویی شانزدهم و همسرش ماری آنتوانت به کلیسای سلطنتی سن‌دنُی منتقل و پس از طی مراسم تشریفاتی، در آن‌جا دفن شد





نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :


جمعه 27 خرداد 1390 :: نویسنده : رادین گودرزی
CyrustheGreatTomb 22057.jpg

آرامگاه کورش بزرگ که مدفن کورش دوم هخامنشی ملقب به کورش بزرگ یا کورش کبیر است، بنایی ساده در فاصله حدود یک کیلومتر از جنوب غربی کاخ‌های پاسارگاد است. این بنا از همه سوی دشت مرغاب پیداست، به ویژه اگر از سمت جنوب غربی از راه باستانی گذر کنیم، از تنگه بلاغی وارد دشت شویم، نخستین چیزی که جلب توجه می‌کند این اثر است. این اثر در سال ۲۰۰۴ به عنوان زیر مجموعه پاسارگاد تحت شماره ۱۱۰۶ در میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.

از قدیمی‌ترین توصیف‌های مربوط به آرامگاه کورش می‌توان به توصیف آریستوبولوس یکی از همراهان اسکندر مقدونیهخامنشیان نام برد که توسط آریان در کتاب آناباسیس اسکندر بدین شکل ثبت شده است: در لشکرکشی‌اش به قلمرو

قسمت‌های پایینی آرامگاه از سنگهای که به شکل مربع بریده شده بودند تشکیل شده بود که در کل یک قاعده مستطیلی‌شکل را تشکیل میدادند. بالای آرامگاه یک اتاق سنگی بود که یک سقف و یک در داشت که به قدری باریک بود که یک مرد کوتاه‌قد به سختی می‌توانست داخل اتاق شود. در داخل اتاق یک تابوت طلایی وجود داشت که پیکر کورش را در داخل آن قرار داده بودند. یک نیمکت در کنار تابوت قرار داشت که پایه‌های آن از جنس طلا شکل داده شده بودند. یک پرده بابلی پوشش آن (احتمالا نیمکت) بود و کف اتاق نیز با فرش پوشانده شده بود. یک شنل آستین‌دار و سایر لباس‌های بابلی روی آن قرار داشتند. شلوارها و جامه‌های مادی در اتاق یافت میشد، بعضی تیره و بعضی به رنگهای دیگر بودند. گردنبند، شمشیر، گوشواره‌های سنگی با تزیینات طلا و یک میز نیز در اتاق بودند. تابوت کورش بین میز و نیمکت قرار داشت. در محوطه آرامگاه یک ساختمان کوچک برای روحانیون وجود داشت که وظیفه نگهداری آرامگاه کورش را بر عهده داشتند.

همچنین آریان نوشته است که روی آرامگاه کورش نوشته‌ای به خط میخی پارسی باستان وجود داشت به این مضمون:


ای انسان. من کورش پسر کمبوجیه هستم، که شاهنشاهی پارس را بنیاد کردم و شاه (کل) آسیا بودم. پس به این آرامگاه بر من رشک مبر.


منبع:ویکی پدیا







نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :


سه شنبه 21 دی 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی

عیسی مسیح یا عیسی ناصری (۲-۷ (قبل از میلاد) - ۲۶-۳۶ (پس از میلاد)) شخصیت مرکزی مسیحیت بزرگترین دین دنیاست. در باور مسیحیان عیسی تجسم خدا در جسم انسانی و آغازگر جریان مسیحیت است. او در شهر بیت‌لحم از شهرهای ایالت ناصره منطقه یهودیه به دنیا آمد. مسلمانان به عیسی به عنوان یک پیامبر باور دارند و برخی از دیگر مذاهب نیز او را شخصیت مهمی در نظر می‌گیرند.

منابع اصلی برای بررسی زندگی عیسی چهار انجیل رسمی هستند، هر چند برخی از محققین معتقدند که متن‌های دیگر چون انجیل توماس نیز به اندازه چهار انجیل سنتی برای ترسیم تاریخی عیسی اهمیت دارند.[۱] اکثر پژوهشوران متعقدند که عیسی یک یهودی از ناحیه «جلیل» در شمال فلسطین بود که از او به‌عنوان یک معلم و شفابخش یاد می‌شد. محققین اغلب اتفاق نظر دارند که او توسط یحیی غسل تعمید یافته و در اورشلیم تحت فرمان پنطیوس پیلاطس و به جرم آشوب‌گری بر علیه امپراتوری روم مصلوب شد.[۲] قطع نظر از اندک اتفاق نظرها و نتایج این‌چنینی، مطالعات آکادمیک در گاه‌نگاری وقایع، پیام مرکزی تعلیمات عیسی، طبقه اجتماعی وی و یا دلیل مصلوب شدنش تاکنون به نتایج قطعی نرسیده‌اند.[۳] گر چه خیلی از محققین به انجیل‌ها به عنوان منابع تاریخی با احتیاط نگریسته‌اند، ولی اکثر محققین منتقد، معتقدند حداقل بخش‌هایی از آنچه در انجیل‌ها در خصوص زندگی عیسی بیان شده‌صحیح است.[۴][۵]

نگاه مسیحیت به عیسی بر پایه اعتقاد به الوهیت عیسی، مسیح بودن او همان گونه که در عهد عتیق پیشگویی شده‌است و زنده شدن او پس از مصلوب شدنش است. مسیحیان غالباً عیسی را پسر خدا می‌دانند (که معمولاً اینطور تعبیر می‌شود که او خدای پسر، رکن دوم تثلیث است) که برای رستگاری و آشتی با خدا به روی زمین آمد. آنان همچنین به تولد معجزه‌وار عیسی از یک باکره، انجام معجزات، عروج به آسمان، و بازگشت مجدد او در آینده باور دارند. در حالی که اعتقاد به تثلیث به‌طور گسترده توسط مسیحیان پذیرفته شده‌است، گروه کوچکی، دیدگاه‌های غیر تثلیثی راجع به الوهیت عیسی دارند.[۶]

در آیین اسلام، عیسی یکی از پیامبران مهم خدا در نظر گرفته می‌شود که انجیل را به همراه خود آورده و برای اثبات نبوتش معجزاتی را به نمایش می‌گذاشت.[۷][۸] عیسی همچنین عنوان مسیح دارد ولی از نقطه نظر اسلامی این به معنی خداگونه بودن او نیست. اسلام مصلوب شدن و سپس برخاستن او پس از مرگ را انکار کرده و بر این نظر است که او جسماً به آسمان عروج نموده‌است.[۹]همچنین مسلمانان نیز مانند مسیحیان باور دارند که عیسی از یک دختر باکره و برگزیدهٔ خداوند به نام مریم به دنیا آمده‌است.

منبع:ویکی پدیا





نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :


دوشنبه 20 دی 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی

درسال ۱۰۹۵ میلادی جنگ‌های صلیبی میان مسلمانان و مسیحیان آغاز شد.


جنگ‌های صلیبی به جنگ‌هایی گفته می‌شود که در آن مسیحیان با مسلمانان طی چندین دوره برای به دست آوردن بیت المقدس مبارزه کردند


نخستین کسی که پرچم جنگ را برافراشت مردی از افراد کلیسا بود به نام ادمار دو لوپویی. جنگ‌های صلیبی نه جنگ است که در جنگ اول و چهارم هیچیک از پادشاهان اروپایی دخالت نداشتند و فقط نجبا و اصیل زادگان بودند که بر صلیبی‌ها فرمانروایی می‌کردند. غیر از جنگ اول در باقی جنگ‌ها مسیحیان از مسلمانان شکست خوردند.

در سال ۱۰۹۵ میلادی پاپ اوربانوس دوم همه مسیحیان اروپایی را مجبور کرد تا علیه ترکان مسلمان قیام کنند و شهر اورشلیم(بیت المقدس) واقع در فلسطین را اشغال کنند. در همان سال، سپاه بزرگی مهیا و رهسپار نخستین جنگ صلیبی گردید. عده زیادی از جنگجویان صلیبی در طول سفر خطرناک از اروپا تا خاورمیانه جان خود را از دست دادند. آنها که زنده ماندند در سال ۱۰۹۹ میلادی بیت المقدس را تسخیر کردند. بین سالهای ۱۰۹۹ میلادی تا ۱۲۵۰ میلادی شش جنگ صلیبی دیگر رخ داد ولی در هیچ یک از آنها صلیبیون موفقیتی به دست نیاورند





نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :


دوشنبه 20 دی 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی
پنجمین و آخرین امپراتور روم بود که به خانواده اگوستوس (جولیو - کلودیان) تعلق داشت.

مادر نرون پس از مرگ شوهرش به‌همسری کلادیوس درآمد و درنتیجه فرزندش تحت سرپرستی و آموزش قیصر روم قرار گرفت و تغییر نام داد. زادروز او ۱۵ دسامبر ۳۷ میلادی است. نرون در سال ۵۴ میلادی به امپراتوری روم رسید. نخست قرار بر این بود که نرون به اتفاق آموزگاران و پرورشدهندگان خود، افرانیوس بوروس و سنکا حکومت کند. ولی نرون پس از مسموم کردن برادر ناتنی خود بریتانیکوس در سال ۵۵ میلادی، به دست‌یاری مادرش که او را نیز در سال ۵۹ میلادی به قتل رساند، حرکات جنون‌آمیز را به حد اعلا رسانید. اعمال نفرت‌آور وی باعث شد تا سنکا دربار را ترک کند. نرون با آتش زدن بخش‌هایی از شهر که نتیجه بیماری جنون قیصری است، مورد اتهام قرار گرفت. نرون برای رد این اتهام، مسیحیان را عاملین آتش سوزی شناسایی نمود و دستور به کشتار فجیع آنان داد. سرانجام در سال ۶۴ میلادی شهر رم را به هوس ابلهانه‌ای در آتش سوزاند و در سال بعد با گروهی از مطربان و رقاصان به یونان سفر کرد. نرون در سال ۶۵ میلادی موفق به سرکوب دسیسه‌گران پیزونی شد. گایوس کالپورنیوس پیزو که در سال ۴۱ میلادی کنسول رم بود در تاریخ ۱۹ آوریل ۶۵ میلادی دست به انتحار زد. او اتحادیه‌ای را تشکیل داد که هدف آن براندازی امپراتوری نرون بود. این اتحادیه به احترام او به نام اتحادیه پیزون شهرت یافت. نرون سنکا را متهم به همکاری با این سازمان کرد و خواستار خودکشی وی شد. مارکوس آنایوس لوکانوس معروف به لوکانوس یا لوکان که بزرگترین شاعر روم در آن عصر بود و از وابستگان نزدیک سنکا محسوب می‌شد نیز به عضویت در اتحادیه پیزون متهم گردید و به دستور نرون و از طریق بریدن ورید خودکشی کرد. نرون سرانجام بر اثر شورش مردم و سنای رم در روز ۹ ژوئن ۶۸ میلادی ناچار به خودکشی شد.





نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :


شنبه 19 تیر 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی

 

سرانجام، نخستین جام جهانی فوتبال روز سیزدهم جولای 1930 در اروگوئه برگزار شد. گرچه اروگوئه به تیمهای اروپایی پیشنهاد داده بود که هزینه سفر آنها را به عهده می گیرد، ولی تنها چهار تیم از این قاره، یعنی فرانسه، یوگسلاوی، رومانی و بلژیک بودند که حاضر به انجام یک سفر طولانی با کشتی به کشور اروگوئه شدند. از قاره آمریکا نه تیم در این جام شرکت کردند.

در سیزدهم جولای 1930، اولین بازی جام جهانی با حضور 13 تیم در چهار گروه برگزار شد. دیدار افتتاحیه بین دو تیم فرانسه و مکزیک برگزار شد که در این دیدار فرانسه 4 بر 1 مکزیک را درهم کوبید. بازیها در 4 گروه که در گروه یک آن 4 تیم حضور داشتند و در گروههای دیگر، 3 تیم، برگزار شد.

تیمهای آمریکا، آرژانتین، یوگسلاوی و اروگوئه به عنوان سرگروه گروهای خود، موفق به رسیدن به مرحله نیمه نهایی شدند. در این مرحله آرژانتین برابر آمریکا قرار گرفت و اوروگوئه به دیدار یوگسلاوی رفت. آرژانتین و اروگوئه هر دو توانستند با نتیجه مشابه 6 به 1 حریفان خود را شکست دهند تا به مرحله فینال (پایانی) اولین دوره جام جهانی راه یابند.

در این جام، بازی رده بندی وجود نداشت.

فینال
دیدار پایانی که در سی ام جولای 1930 در شهر “سنتناریو” اروگوئه بین تیمهای هم قاره ای آرژانتین و اروگوئه (میزبان جام) بود، شش گل دربر داشت. اروگوئه موفق شد تا 4 بر 2 آرژانتین را شکست دهد.

از این دیدار حدود 8 هزار نفر در ورزشگاه دیدن کردند.

گلزنان برتر
استیبل (آرژانتین) – 8 گل
سیا (اروگوئه) – 5 گل
پاتناود (آمریکا) – 4 گل

تیمهای شرکت کننده
فرانسه، یوگسلاوی، رومانی و بلژیک (اروپا)
اروگوئه، آرژانتین، شیلی، پرو، برزیل، مکزیک و بولیوی (آمریکای جنوبی)
ایلات متحده (آمریکای شمالی)

منبع:http://www.football3.ir





نوع مطلب : شیمی، تاریخ، 
برچسب ها :


جمعه 3 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی
تاریخچه کتاب و کتابخانه در عهد باستان

از خرابه‌های شهرهای باستانی سومریان چنین برمی‌آید که سومریان در حدود ۲۷۰۰ سال قبل از میلادمسیح کتابخانه‌های شخصی، مذهبی و دولتی بر پا کرده بودند، مشهور است که کتابخانه «تلو» مجموعه‌ای متجاوز از ۳۰۰۰۰ لوحه گلین داشته است، تمدن سومریان از ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد پا گرفت و در عهد طلایی «اور» شکوفا شد.

مورخان سومری ثبت تاریخ جاری و باز سازی داستان گذشته شان را آغاز کردند. کهن‌ترین نظام نگارش شناخته شده «خط میخی» است و اعتبار سومری‌ها به سبب ابداع این خط و خدمت بزرگ آنها به بشریت است.

برای نوشتن از قلم فلزی و تیزی (به شکل میخ) استفاده می‌کردند و بر موادی چون گل نرم، عاج یا چوب می‌نوشتند. برای این منظور کاتبانی تربیت شده وجود داشتند و پس از نوشتن گل نرم را می‌پختند تا سخت شود قطعات گل پخته به صورت لوحه، نخستین کتابهایی است که تا کنون کشف کرده‌اند. چون لوحه‌هایی ابزار ثبت اطلاعات تجاری، آثار مذهبی شامل دعاها، مناسک، علائم جادویی، افسانه‌های مقدس و حکایات و روایات قومی و ملی بودند.

می بینیم که برای این لوحه ادبیات، اندیشه‌های اجتماعی، سیاسی و فلسفی خود را حفظ کرده‌اند و در میان مواد حفاری شده از خرابه‌های شهرهای باستانی سومری لوحه‌هایی وجود دارد که قطعات ادبی هزاران سال کهنتر از ایلیاد در آنها نقش بسته است.

سومریان کهنترین ادبیات شناخته شده انسان را تدوین کردند(موکهر جی،۱۳۷۵،ص۸۱) از تمامی متونی که بر گل یا مواد مناسب نگاشته است و تاکنون به دست آمده در میابییم که ۹۵ در صد این متون به امر بازرگانی، اداری و حقوقی ارتباط دارند.

فرهنگ سومری برای مدتی بیش از ۱۵۰۰ سال یعنی از نیمه هزاره چهارم تا آغاز هزاره دوم پیش از میلاد بر سرزمین«رافدین» سیطره داشت. در ازای این تاریخ، نویسندگان سومری توانستند شمار بسیاری از متون را در مو ضوعات مختلف و در نسخه‌های متعدد به نگارش در آورند. برخی از افسانه‌های رایج مانند داستان «دلاور ناکام گیلگمشن» در نسخ‌های فراوان و روایت‌های گوناگون به جا مانده است .(استیویچ۱۳۷۳ص۲۶).

سومریان این گل نوشته‌ها را در معابد یا کاخهای سلطنتی یا مدارس حفظ می‌کردند(همان ۱۳۷۳ص ۲۷) در حقیقت سومریان نخستین کسانی بودند که این دستاوردها را به این هدف روشن یعنی حفظ آن برای نسلهای آینده ثبت کردند. به عبارت دیگر سومریا ن کسانی بودند که به کتاب نقشی اختصاص دادند که تا به امروز با آن در ارتباط است. بدین معنا که دستاوردهای فرهنگی و فناوری انسان را پاس دارد و پاسخگوی اهداف قانونی و آموزشی و دیگر نیازهای روزانه او باشد. (همان۱۳۷۳،ص ۲۹).

پس از سومریان، به تمدن بابلیان می‌رسیم. بابلیان نوشتن خط میخی و همه دانشهای ریاضی و ستاره‌شناسی و غیره را از سومریان آموختند. کتابخانه‌هایی در معابد و قصرها وجود داشتند و یکی از مهم‌ترین و بهترین نمونه‌های آنها کتابخانه «بورسیپا» بود که یکی از شاخصترین کتابخانه‌های عصر باستان بود. از مهم‌ترین آثار باقیمانده از تمدن بابلیان می‌توان «قانون حمورابی» را نام برد.(همان۱۳۷۳،ص۳۱،۳۰).

برای اطلاعات بیشتر دربارهی کتاب خانه ها به ادامه مطلب بروید





نوع مطلب : اختراعات واکتشافات، تاریخ، 
برچسب ها :


دوشنبه 30 فروردین 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی

روستایی بازمانده از تمدن ساسانی در دامنه کوه کرکس
روستای ابیانه که امروز به یکی از محبوبترین نقاط توریستی ایران تبدیل شده است و معمولا مجموعه عکسی از ایران بدون تصاویری از دیوارهای مشهور سرخ رنگ و زنان محلی پوش آن کامل نیست، پیشینه ای بسیار کهن تر از آنچه تصور میکنیم دارد.

ابیانه روستایی است باستانی که زندگی در سراسر آن جریان دارد و همین جاری بودن زندگی موجب میشود که توجه گردشگران بیشتر به آنچه در مقابل چشمانشان قرار دارد جلب شود و متوجه قدمت فراوان این بناهای به ظاهر روستایی و در باطن تاریخی، نشوند.

ابیانه در مسیر کاشان به نطنز در انتهای جاده ای قرار دارد که برای رسیدن به این روستا و روستاهای دیگری چون هنجن، یارند، کنجان، برز و طره ایجاد شده است. ابیانه، در انتهای این مسیر و در دامنه کوه کرکس واقع شده است و به خاطر موقعیت خاص جغرافیایی و دور از دسترس بودن، همچنان بکر و دست نخورده باقی مانده است.

برای کسی که با شنیدن وصف ابیانه و به شوق دیدن منظره ای چون ماسوله به اینجا آمده باشد، اولین دیدار چندان غیر منتظره و مبهوت کننده نیست و در نگاه اول نمیتوان تفاوتی میان این دهکده بن بست با سایر روستاهای دورافتاده یافت. فضا در وهله اول دلگیر و خاموش به نظر میرسد اما تنها چند قدم در دل روستا کافی است که هر بیننده ای را سر شوق بیاورد، بناهای این مجموعه تاریخی از زمان ساسانیان تا اواخر دوره قاجاریه شکوه خود را حفظ کرده اند و سرخی دیوارها ناگهان جذابیت و گیرایی خاصی پیدا میکند.

این خاک سرخ که در قسمتهای شمال و شمال غربی ابیانه موجود است، خاصیت ویژه ای دارد که هرچه بیشتر باران بخورد، محکمتر میشود. این ویژگی در وجود اهالی صبور و مقاوم این روستا نیز به ودیعه گذارده شده است و این مردم سالیان متمادی در مقابل هجوم حوادث تاریخی و بلایای طبیعی ایستادگی کرده و با عشق به آداب و رسوم و معماری سرزمین خود، به حفظ و نگهداری از بناهای تاریخی ابیانه پرداخته اند و سبک معماری روستا را در تمام تعمیرات با دقت حفظ شده است.

با قدم زدن در کوچه های دهکده متوجه همسانی خانه ها، پنجره های مشبک و دربهای چوبی میشویم که اغلب دارای دو کوبه هستند. کوبه ای با صدای رسا و بم مخصوص مردان و دیگری با صدایی ظریفتر و کوتاهتر برای زنان، که به صاحبخانه اطلاع میدهند مراجع زن است یا مرد.

بعضی از دربها دارای نقش و نگار هندسی یا نام سازنده خانه بوده و یا اشعاری جالب بر آنها نوشته شده است. بسیاری از سردرها متعلق به عهد صفویه است و تقریبا جلو تمام خانه ها دو سکوی بزرگ و پهن قرار دارد که خود نشانه ای از مهمان نوازی و معاشرتی بودن اهالی است. این سکوها نه تنها مکانی برای رفع خستگی رهگذران، که محلی مناسب برای گپ و گفتگوی عصر همسایه ها است. نشستن بر این سکوهای چند صدساله، مانند تکیه زدن به تاریخ است و چنان حسی از تعلق به خاک این سرزمین در تو ایجاد میکند که تمایلی برای برخاستن نخواهی داشت و تنها شوق دیدن بیشتر است که مجددا انسان را به گشت و گذار فرامیخواند.


زنان و مردان ابیانه در هر کجا و هر موقعیت تحصیلی و اجتماعی که باشند، با ورود به روستای خود مجددا پوشاک محلی به تن میکنند.
به جرات میتوان گفت که اهالی ابیانه همه سالمندند، فرزندان این زنان و مردان سالخورده همه به شهرهای بزرگ مهاجرت کرده و اکثرا در دانشگاههای ایران یا کشورهای دیگر به تحصیل پرداخته اند و درواقع نسل جدید ابیانه ایها، افرادی با تحصیلات عالی هستند. زنان ابیانه بدون استثنا البسه سنتی خود را بر تن میکنند که شامل چارقدی سفید با گلهای خوشرنگ، پیراهن گشاد با یقه و چاك‌های تزئین شده با پارچه گلدار و تنبان یا شلیته است كه دامنی پرچین بوده و ازكمر تا پایین زانو را می پوشاند.

درهوای زمستانی به این لباس قطعه دیگری به نام « آرخالق» زنانه یا نیم تنه مخملی اضافه می شود. پوشاک مردان نیز تا مدتها به شکل سنتی بوده که متاسفانه امروزه چندان دیده نمیشود و تنها شلوار گشاد و گاهی گیوه آن به چشم میخورد.

گفتگو با این اهالی که در ظاهر هنوز در خارج از مرز زمان زندگی میکنند به تو نشان میدهد که این زنان و مردان آرام و سالمند، تا چه حد باهوش، دانا و از حوادث روز آگاهند. به گفته آنان، زنان و مردان ابیانه در هر کجا و هر موقعیت تحصیلی و اجتماعی که باشند، با ورود به روستای خود مجددا پوشاک محلی به تن میکنند. آنها در گفتگو با یکدیگر به زبانی که اصطلاحاً آن را « فرس قدیم» می‌گویند و شاخه‌ای از زبان رایج مردم منطقه نطنز، سیمه و جوشقان قالی است و در گفتگو با دیگران به زبان فارسی سلیسی که کلمات بیگانه اندکی دارد صحبت میکنند.

از آنجا که در دامنه‌های شیب‌دار ابیانه فضای کافی برای ساختن خانه‌های مورد نیاز وجود ندارشته، هر خانواده انبار غار مانندی در تپه‌های یک کیلومتری روستا، در کنار جاده و نرسیده به ابیانه ساخته است. این غارها که از بیرون تنها درهای کوتاه و محقر آن نمودار است برای نگهداری دام‌ها، آذوقه زمستانی و لوازم اضافی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این روستای کوچک و کم سکنه، مامن بناهای تاریخی متعددی است که شرح تمام آنها در اینجا نمیگنجد و ما تنها به تعدادی از مشهورترین آنها پرداخته ایم: قدیمى ترین اثر تاریخى ابیانه، آتشكده هارپاک است كه مانند دیگر بناهاى ده در سراشیبى قرار گرفته است. آتشكده ابیانه را نمونه اى ازمعابد زردشتى دانسته اند كه در مناطق كوهستانى ساخته مى شده و از نشانه های موجود بر دیوارها میتوان متوجه شد که این بنا مربوط به عهد ساسانی است.

مهمترین بنا و اثر تاریخى این روستا مسجد جامع است که در آن آثاری چنان قدیمی و ارزشمند وجود دارد که بیشتر به موزه شبیه است. از جمله این اشیاء میتوان به محراب چوبی منحصر به فردی که در شبستان زیر مسجد قرار دارد و در اطراف آن سوره "یاسین" به خط کوفی گلدار و ساده کنده کاری شده و متعلق به سال ۴۷۷ هجری قمری است.

مسجد تاریخى دیگر ابیانه مسجد حاجتگاه است كه كنار صخره اى در كوهستان بنا شده و بر در ورودى شبستان آن تاریخ ۹۵۲هجری ثمری، یعنی اوایل دوران صفویه، مشاهده مى شود. با ورود به این مسجد که با سادگی باشکوه و دخیلهای رنگارنگ و فانوسهای اهدایی اهالی و حاجتمندان تزئین شده و خواندن آیات قرآن بر روی تخته کوبیهای سقف، دلیل نامگذاری این مسجد را میفهمیم. اینجا، با حال و هوای روحانی خود، به یقین محل گرفتن حاجت است.

مسجد پرزله که در یکی از قدیمیترین بخشهای روستا بنا شده، دارای دری است متعلق به دوره ایلخانان و دارای تاریخ ۷۰۱ هجری قمری. این درب، قدیمیترین درب موجود در روستا و دارای تزئیناتی مشابه با تزئینات مقبره بایزید بسطامی است. این در قدیمی با مایع مخصوصی پوشانده شده که آنرا تا امروز از گزند حشرات و عوامل خارجی دیگر مصون داشته است.

درابیانه همچنین دو زیارتگاه وجود دارد كه یكى با گنبد هشت ضلعی و کاشیکاری فیروزه ای، شاهزاده عیسى و شاهزاده یحیى نام دارد که به گفته اهالى، فرزندان امام موسى كاظم (ع) بوده اند.

خانه های قدیمی، سه قلعه، نخل زیبای چوبین و مراسم زیبای سالیانه در این روستا هر یک شرحی جداگانه لازم دارد که در فرصتی دیگر به آن خواهیم پرداخت و در اینجا تنها دیدار از این روستای کهن سال، ژر جنب و جوش و زنده، که تاریخ مجسم و نشانه ای از آداب و سنن، تاریخ و فرهنگ ایران است را به تمام دوستداران تمدن ایران توصیه میکنیم .



نوع مطلب : عجایب، غیره، تاریخ، 
برچسب ها :


دوشنبه 30 فروردین 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی
نمادهای المپیک، پرچمها و نشانه ها، سمبل هایی هستند که کمیته بین المللی المپیک در هنگام تاسیس این بازی ها از آن استفاده کرده است. چیزهایی مثل مشعل و بعضی تم ها تنها در هنگام برگزاری رایج است اما پرچم المپیک در طول سال نیز استفاده می شود.

شعار المپیک
شامل سه لغت به زبان لاتین : Citius, Altius, Fortius و به معنای سریعتر، بالاتر، قوی تر است. این سه لغت توسط پیر دی کوبرتین پایه گذار کمیته بین المللی المپیک در سال 1984 پیشنهاد داده شده است.

یک شعار غیررسمی اما مشهور تر نیز وجود دارد که می گوید: مهم نیست که برنده شوی، مهم شرکت کردن است!

نشان المپیک
نشان اصلی المپیک از 5 حلقه تشکیل شده است که در هم دیگر قفل شده اند و به ترتیب به رنگهای آبی، زرد، مشکی، سبز و قرمز می باشند که در زمینه ای سفید قرار گرفته اند. این تصویر در سال 1914 توسط پیر دی کوبرتین طراحی شد، نشانگر 5 بخش از دنیاست که شرکت سالم در این رقابتها را پذیرفته اند. 5 حلقه نشانه 5 قاره دنیا یعنی آفریقا، آمریکا، آسیا، اروپا و اقیانوسیه است.

مشعل
چند ماه قبل از برگزاری المپیک، مشعل المپیک توسط بازتاب کننده ای که نور خورشید را متمرکز می کند، روشن می شود و در جایگاه باستانی المپیک در یونان نهاده می شود. سپس مشعل از یونان خارج شده و به اطراف قاره یا کشوری که قرار است بازیها در آن برگزار شود می گردد. این مشعل غالباً توسط قهرمانان، رهبران، بازیگران مشهور و حتی مردم عادی حمل می شود. این مشعل از راه های غیرعادی نیز حمل شده است: انتقال الکترونیکی توسط ماهواره برای بازیهای مونترآل در سال 1976، حمل در زیر آب بدون خاموش شدن برای بازیهای سیدنی 2000. در بازیهای آتن 2004 و پکن 2008 این مشعل از چندین قاره عبور کرده است.

تاج زیتون
تاج زیتون، شاخه ای از درخت زیتون است که بدور حلقه ای پیچیده شده و در بازیهای باستانی المپیک یونان به قهرمان اعطا می شده است. در سال 2004 سنت تاج زیتون تجدید شد و به همراه مدال طلا به قهرمانان اعطا شد.

میشا، عروسک المپیک در سال 1980
سلام مخصوص المپیک
درود نمادین المپیک از سلام رومی ها برگرفته شده است، بازوی راست و دست راست به صورت کشیده و به سمت بالا گرفته می شوند کف دست به سمت بیرون یا به سمت پایین است. این درود شبیه سلام هیتلری است اگرچه دستها به سمت بالاتر گرفته می شوند. یکی از موارد مشهور این نوع سلام دادن وارد شدن دو تیم فرانسه و کانادا در استادیوم برلین در سال 1936 بود که دستهاشان به این شکل به بالا گرفته شده بود. البته بعد از جنگ جهانی این نوع سلام دادن به دلیل شباهت به نازی ها ممنوع شد!

عروسک شانس
از المپیک زمستانی سال 1968 در گرنوبل فرانسه، این بازیها صاحب یک عروسک شانس نیز شد. این عروسک غالباً حیوانی بومی مربوط به منطقه برگزاری یا گهگاه فیگوری انسانی است که نشان دهنده میراث فرهنگی آن سرزمین باشد. اولین و مهم ترین این عروسک ها، میشا است که در سال 1980 و در مسکو استفاده شد. میشا به دفعات بسیار زیادی در افتتاحیه ها و اختتامیه ها و جشن ها استفاده شد و یک سریال انیمیشن تلویزیونی نیز داشت و به اشکال زیادی ساخته و فروخته شد.

- جنبش المپیک نسبت به نمادهای المپیک حساسیت به خرج می دهد و کپی رایت شدیدی را نسبت به هر نوع چیدمان حلقه ها، رنگ ها و یا نبود رنگ ها و حتی خود لغت المپیک اجرا می کند. انها در برابر گروه های بیشماری که از این نشان برای مقاصد تجاری استفاده کردند، اقدام قانونی به عمل آورده اند.



نوع مطلب : ورزش، غیره، تاریخ، 
برچسب ها :


دوشنبه 30 فروردین 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی
بناهای هخامنشی
Apadana
تالار آپادانا، تخت جمشید
هخامنشیان در اقامتگاه های خود بناهایی را می ساختند که می بایستی مبین قدرت و عظمت حکومت باشد. در دوران هخامنشیان یک سبک معماری مخصوصی به وجود آمده بود که در آن سنن و آداب ملل مختلف ساکن در کشور هخامنشتیان جلوه گری می کرد. یکی از آثار اولیه معماری هخامنشیان، کاخ کورش است که در نخستین اقامتگاه هخمانشیان در پاسارگاد (پازارگاد) بنا شد و عبارت از یک رشته ساختمانهایی بود در میان باغ و محصور به دیوار.

در ویرانه این کاخ، کتیبه بسیار قدیمی محفوظ مانده که می گوید : "من هستم کورش شاه هخامنشی." در پاسارگاد آرامگاه کورش نیز محفوظ مانده و آن بنای کوچکی است از سنگ که شبیه به خانه مسکونی با سقف دو پوششی و در روی پایه و شش پله پله بلند قرار گرفته است. در این بنا هیچ گونه تزئیناتی وجود ندارد.

این مقبره از سایر مقبره های پادشاهان، که به معنی و مفهوم واقعی کلمه از بناهای معماری بشمار نمی روند، متمایز است و عبارت از حفره ای است که در درون صخره ای به وجود آمده و با برجستگی های حجاری و تزئینات معماری تزئین شده است. طبق گفته مورخان باستانی در این مقبره بر روی بستر طلا جسد مومیایی شده کورش قرار داشته است.

در پاسارگاد و نقش رستم که مقبره پادشاهان در آنجا قرار دارد، ابنیه عجیبی به شکل برج های بلند که فاقد پنجره و تزئینات است، باقی مانده و اینطور به نظر می رسد که این بناها در قدیم معابدی بوده اند. داریوش در کتیبه خود در بیستون می نویسد که وی معابدی را که گوماتا (یکی از مغ های شورشی) ویران کرده بود تجدید بنا کرده است. علاوه بر برجهای اسرارآمیزی که اشاره شد، از آثار مذهبی، محراب های بزرگ سنگی و محل هایی را می توان ذکر کرد که به منظور پرستش اختصاص داشته و مسقف نیستند.

Khashayar
آرامگاه خشیار یکم، نقش رستم
در تخت جمشید که از دوره سلطنت داریوش اقامتگاه پادشاهان بوده، ابنیه به سبک کاخ ها اهمیت زیادی دارد. کاخ های تخت جمشید در روی یک سکوی بلند قرار گرفته و با وجود داشتن اشکال مختلف معماری ساختمان واحدی را تشکیل می دهند که قدرت و عظمت دولت هخامنشیان را نمایان می سازد و از آثار ملتی است که موسس و موجد هنر و صنعت دوره هخامنشیان بوده است.

کلیه این ابنیه، به استثنای یکی از آنها که به دوره اردشیر سوم تعلق دارد، طبق فرمان داریوش و خشیارشا بنا شده و ما می توانیم از روی آنها در باره وسعت فعالیت ساختمانی این پادشاهان و سبک معماری دوران شکوه و جلال دولت هخامنشیان قضاوت کنیم. در تخت جمشید دو نوع ساختمان به خوبی به چشم می خورد یکی "تاچار" قصر زمستانی، که در زمان داریوش ساختمان آن آغاز گردید و دیگری "آپادانا" سالن روبازی که بر روی ستونهای بلند باریک با پوشش چوبی استقرار دارد. این قصر در زمان داریوش بنا شد و در زمان خشیارشا و اردشیر اول تجدید گردید. سالن صد ستونی هم که در زمان خشیارشا بنا شده از همین نوع محسوب می شود.

بنای قصر داریوش که در اقامتگاه دیگر پادشاهان در پایتخت قدیم عیلام، یعنی شوش ساخته شده، نوع دیگری است. در آنجا ابنیه قصر در اطراف حیاط مرکزی بر صبق اصول معماری ماورای دجله و فرات متمرکز شده است.

کلیه این آثار مختلف معماری، حاکی از سنن مختلفی است که بر اساس آنها سبک معماری دوران هخامنشیان به وجود آمده است. تردیدی نیست که هنر هخامنشیان از لحاظ این که یک هنر درباری بوده و از لحاظ عظمت و جلال می بایستی قدرت و جبروت پادشاهان را نمایان سازد، به دست ملل و قبایل گوناگون بنا شده و خود ایرانیان در بنای آن کمتر کار کرده اند.

در این هنر علاوه بر عناصر هنر محلی ایرانی، عناصری نیز از هنر بین النهرین و مصر و یونان نیز به چشم می خورد. در شوشو از روی کتیبه داریوش اول معلوم می شود که استادان کلیه ملل در ساختمان کاخ، که نشانه قدرت و عظمت حکومت هخامنشیان بوده است، شرکت داشته اند.




نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :


یکشنبه 22 فروردین 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی

تاریخچه پول فلزی و سکه

کهن ترین سکه ی یافت شده در جهان متعلق به سناخریب پادشاه آشور است که در حدود 700 پیش از میلاد تهیه شده است. کهن ترین پول فلزی کشف شده در جهان در موهنجودارو (در پاکستان فعلی) بدست آمده‌است که حدود ۵۰۰۰ سال پیش تهیه شده‌است. در شوش در جنوب غربی ایران حلقه‌های متعلق به ۴۰۰۰ سال پیش در کشفیات باستان‌شناسی فرانسویان بدست آمده‌است. کهن‌ترین سکه یافت شده در جهان متعلق به سناخریب پادشاه آشور است که حدود ۲۷۰۰ سال پیش تهیه شده‌است.در همین حدود (۲۷۰۰-۲۶۰۰ سال پیش) در لیدیه (واقع در ترکیه کنونی) سکه‌های از جنس الکتروم ضرب شد. سکه‌های که شاهنشاه لیدیه رواج داد بنابر نام شاهنشاه یعنی کرزوش به کرزویید (کرزوسی) معروف گشت. بعد از فتح لیدیه توسط کورش بزرگ سردار ایرانی این سکه‌های در ایران آنزمان (۲۵۵۰ سال پیش) رواج یافت. در زمان داریوش بزرگ وی سکه‌های دریک طلا و شِکِل نقره ضرب کرد.


سکه‌های یادمان

سکه‌های یادمان مجموعه سکه‌هایی است که بمنظور پاسداشت افراد برجسته ،وقایع تاریخی مهم ، اماکن دارای اهمیت و ارزش تاریخی و هنری و...... ضرب و تولید می‌گردند.
در ایران نیز موسسه فرهنگی تبوکان در اقدامی ملی و فرهنگی دست به طراحی و تولید سکه‌های یادمان‌های ایران سر افراز نموده‌است.این مجموعه تا کنون در یکصد سر فصل ، مطالعه گردیده و تمهیدات لازم برای تولید آن به انجام رسیده‌است. اولین نمونه‌های این مجموعه تا اسفند ماه سال ۱۳۸۷ در اختیار علاقمندان و کلکسیون داران قرار خواهد گرفت.





نوع مطلب : اختراعات واکتشافات، تاریخ، 
برچسب ها :


شنبه 14 فروردین 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی

پارسه یا تخت جمشید نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که در روزگار باستان پایتخت شاهنشاهی ایران بوده است. تخت جمشید محل برگذاری آیین‌های بهاری هخامنشیان بوده است. اسکندر مقدونی سردار یونانی به ایران حمله کرد و این مکان را به آتش کشید. امّا ویرانه‌های این مکان هنوز هم در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس برپا است. این مکان هم‌اکنون از مکان‌های باستانی ایران است.

نام تخت جمشید:
تخت جمشید نام امروزی «پارسه» است. «پارسه» از زبان پارسی باستان است و یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه شهر») خوانده‌اند.
مردم محلی این مکان را جایگاه تاجگذاری پادشاه باستانی جمشید پیشدادی می‌‌دانسته‌اند.

پیشینه:
بر فراز تپه‌ سنگی‌ کوه‌ رحمت‌ در جلگه ‌مرودشت‌، ویرانه‌های ‌بجامانده‌ از کاخ‌ تخت‌ جمشید نمایان‌ است‌. کاخ‌های‌ بزرگ‌ تخت‌ جمشید از زمان‌ داریوش‌ اول (521 پیش‌ از میلاد) تا صد و پنجاه‌ سال‌ بعد از وی‌ بنا شده‌اند.

چگونگی سازه:
وسعت‌ کامل کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید 125000 متر مربع‌ است که بر روی سکوئی که ارتفاع آن بین 8 تا 18 متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، بنا شده‌اند و از بخش‌های‌ مهم‌ زیر تشکیل‌ یافته‌ است‌:
• کاخ‌های‌ رسمی‌ و تشریفاتی‌ تخت جمشید (کاخ دروازه ملل)
• سرای‌ نشیمن‌ و کاخ‌های‌ کوچک‌ اختصاصی‌
• خزانه‌ٔ شاهی‌
• دژ و باروی‌ حفاظتی‌


پلکان‌های ورودی سکو و دروازهٔ خشایارشا:
راه‌ ورود سکو‌، دو پلکان‌‌ است‌ که روبروی یکدیگر و در بخش شمالغربی مجموعه قرار دارند. این پلکان‌ها‌ از هر طرف ‌111 پله پهن‌ و کوتاه‌ دارند. بالای‌ پلکان‌ها، بنای‌ ورودی‌ تخت‌ جمشید،‌ «دروازه‌ بزرگ‌» یا «دروازه خشایارشا»، قرار گرفته‌است. ارتفاع این بنا 10 متر است.

 این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته‌است که امروزه بقایای دروازه‌های آن برجاست. بر دروازه غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی‌ با سر انسانی‌ حجاری‌ شده‌ است‌. این دروازه‌ها در قسمت فوقانی با شش کتیبه میخی به زبان‌‌هایی چون بابلی و عیلامی تزئین یافته‌اند. این کتیبه‌ها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان می‌کند که : «هر چه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفته ‌است.»
دو دروازه‌ خروجی‌ یکی‌ رو به‌ جنوب‌ و دیگری‌ رو به‌ شرق‌ قرار دارند و دروازه جنوبی‌ رو به‌ کاخ‌ آپادانا، یا کاخ‌ بزرگ‌ بار، دارد.

 

پلکان‌های کاخ آپادانا:
کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکان‌های شرقی این کاخ که از دو پلکان - یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب - تشکیل شده‌اند، نقوش حجاری‌شده‌ای را در دیوار کناره خود دارند. پلکان رو به شمال نقش‌هایی از فرماندهان عالی‌رتبه نظامی مادی و پارسی دارد در حالی که گل‌های نیلوفر آبی را در دست دارند، حجاری شده است. در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده می‌شوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می‌شوند، دیده می‌شود.
بر دیواره پلکان رو به جنوب تصاویری از نمایندگان کشورهای مختلف به همراه هدایایی که در دست دارند دیده می‌شود.

کاخ آپادانا:
کاخ آپادانا از قدیمی‌ترین کاخ‌های تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش کبیر بنا شده است، برای برگزاری جشن‌های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده می‌شده است.
این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط می‌یابد.

کاخ تچر:
تچر به معنای کاخ میباشد. این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده است. روی کتیبه ای آمده : «من داریوش این تچر را ساختم.»
این کاخ یک موزه خط به شمار می رود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستون ها از نمای گیلویی های مصری استفاده شده است

 

کاخ هدیش:
این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا بوده است در مرتفع‌ترین قسمت صفه تخت جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد. احتمال میرود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتی که آتنی ها از خشایارشا داشتند به خاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ زرد سنگ ها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگ ها به خاطر حرارت است. اینجا مکان کوچکی بوده 6x6 ستون قرار داشته است. به خاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست خیلی ها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام برده اند.

کاخ ملکه:
این کاخ توسط خشایارشا ساخته شده است و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایین‌تری قرار گرفته است. بخشی از این کاخ در سال 1931 توسط شرق‌شناس مشهور، پرفسور هرتزفلد، خاکبرداری و از نو تجدیدبنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته است.

ساختمان خزانهٔ شاهنشاهی:
این ساختمان که شامل چندین تالار، اطاق و حیاط تشکیل شده است با دیوار عظیمی از بقیه تخت جمشید جدا می‌شود.

 

کاخ صدستون:
وسعت این کاخ در حدود 46000 مترمربع است و سقف آن به‌وسیله صد ستون که هر کدام 14 متر ارتفاع داشته‌اند، بالا نگه داشته می‌شده است.

کاخ‌ شورا:
به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی میگویند. احتمالا شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت می پرداخته است. با توجه به نقوش حجاری شده از یکی از دروازه ها شاه وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج می شده است. به این دلیل به این جا کاخ شورا می گویند که در اینجا دوسر ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است.

سرانجام تخت جمشید:
مجموعه‌ کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید، در سال ‌330 (پیش‌ از میلاد) به‌ دست‌ اسکندر مقدونی به‌ آتش‌ کشیده‌ شد و تمام‌ بناهای‌ آن‌ به‌ صورت‌ ویرانه‌ در آمد. از بناهای‌ بر جای‌ مانده‌ و نیمه‌ ویرانه‌، بنای‌ مدخل‌ اصلی‌ تخت‌ جمشید است که‌ به‌ کاخ‌ آپادانا معروف‌ است‌ و مشتمل‌ بر یک‌ تالار مرکزی‌ با 36 ستون‌ و سه‌ ایوان 12 ستونی‌ درقسمت‌های‌ شمالی‌، جنوبی‌ و شرقی‌ است‌ که‌ ایوان‌های‌ شمالی‌ و شرقی‌ آن‌ به‌وسیله‌ پلکان‌هایی‌ به‌ حیاط‌های‌ مقابل‌ متصل‌ و مربوط‌ می‌شوند. بلندی‌ صفه‌ در محل‌ کاخ‌ آپادانا 16 متر و بلندی‌ ستون‌های‌ آن ‌18 متر است‌. این‌مجموعه‌ در فهرست‌ آثار تاریخی‌ ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌.
 




نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :


کیش شاهراه تجاری ایران از قرن پنجم

اكونیوز: شاید کمتر کسی می‌داند که منطقه آزاد تجاری کیش كه امروز تنها یک سفر تفریحی و خرید از فروشگاه‌های پرزرق‌وبرق خارجی‌فروش را به خاطر می آورد، از روزگاران بسیارقدیم زمانی که هنوزساختمان‌های سربه فلک کشیده در این منطقه ایجاد نشده بود، مورد توجه تجار ایرانی و خارجی بوده است.

تصمیم به ایجاد منطقه آزاد تجاری پس از سال‌ها خاموشی و فراموشی، باعث توجه مجدد به كیش به‌عنوان نخستین منطقه آزاد تجاری ایران شد، زیرا این جزیره علاوه بر داشتن موقعیت جغرافیایی مناسب جهت تبدیل شدن به منطقه آزاد تجاری از جذابیت‌های خاص طبیعی و تاریخی جهت جذب گردشگران نیز برخوردار است، اما امروز کمتر گردشگری به بهانه دیدن آثار تاریخی به این منطقه سفر می‌کند.

علی لگزیان مسئول میراث فرهنگی منطقه کیش می گوید: در عصر باستان محدوده سكونت اقوام اصیل ایرانی مناطق وسیعی را شامل می‌شده و امپراتوری بزرگ ایران از شرق به ارتفاعات حاشیه سند (مرزهای چین امروزی ) و از غرب تا كرانه‌های شرقی قاره آفریقا و قلب اروپای امروز گسترده بود.

خلیج‌فارس و جزایر آن در طول تاریخ همواره جزء جدایی‌ناپذیر این امپراتوری بزرگ و محل تلاقی راههای دریایی بین شرق وغرب، در مسیر قدیمی‌ترین جاده تجارتی جهان - یعنی جاده ابریشم بوده است. جزیره كیش به‌ویژه پس از وقوع زلزله در بندر تاریخی سیراف به سال 365 هجری قمری - بیش از 1000 سال قبل مورد توجه قرار گرفته و رو به عمران و آبادی نهاد ، تا جایی كه از اوایل قرن پنجم تا اواسط قرن دهم هجری به‌عنوان مهمترین مركز تجاری و بازرگانی منطقه خلیج‌فارس شناخته شده و در برقراری ارتباط بین اقوام وملل مختلف نقش اساسی داشته است.

لگزیان ضمن اشاره به آثار و شواهد موجود به‌صورت تپه‌های تاریخی در كرانه شمالی این جزیره خاطرنشان می‌کند: این تپه‌های تاریخی بیانگر وجود شهری بزرگ و آباد است که امروزه به‌نام شهر تاریخی حریره معروف است.

وی ادامه می‌دهد: در اسناد و متون تاریخی اشارات فراوانی به رونق چشمگیر جزیره كیش شده است. ابن‌بطوطه، استاد سخن سعدی (گلستان )، یاقوت حموی و دیگر مورخان، به كیش سفر كرده و یا از عظمت و اهمیت آن نوشته‌اند.

همزمان با حكومت اتابكان ( قرن 6 و 7 هجری قمری )، كیش در اوج رونق و عظمت به‌عنوان خزانه اتابكان فارس شهرت یافت و حداقل تا دو قرن بعد از آن نیز مورد توجه خاص حكومت مركزی بود، اما با بروز انقلاب صنعتی در اروپا و كشف راه‌های دریایی جدید(به‌منظور تجارت انبوه و صدور محصولات به ممالك شرقی)، دامنه برتری جویی و سلطه استعمار به منطقه خلیج فارس نیز كشیده شد و جزیره كیش تا مدتی (سال‌های 912 تا 926 هجری قمری (در تسخیر استعمارگران اروپایی قرار گرفت.

مسئول میراث فرهنگی کیش ادامه می‌دهد: شورش عمومی مردم منطقه علیه استعمار در سال‌های 925 تا 928 هجری قمری و رشادت‌های تاریخی ایشان به‌دلیل عدم حمایت حكومت مركزی نتیجه مطلوبی نداشت و كماكان پرتغالی‌ها به حضور خود ادامه دادند. حضور طولانی استعمارگران در كیش نیز باعث ترك و مهاجرت ساكنان به مناطق دیگرازجمله پالایشگاههای تازه تاسیس نفت و دیگر صنایع وابسته به آن شد و تمدنی به عظمت و شكوفایی كیش رو به افول و فراموشی نهاد تا آنجا كه والادا نایب كنسول فرانسه در سال 1339 هجری قمری در كتاب خود درباره كیش می‌نویسد:

قیس( كیش ) جزیره‌ای است دارای 500 تن جمعیت، كه بازرگان، صیاد مروارید و ماهیگیرند.

علی لگزیان درخصوص زمان دقیق کاوش‌های باستان‌‌شناسی در این منطقه می‌گوید: سال‌های پیش از انقلاب اسلامی، باستان‌شناسان داخلی و خارجی در كیش به بررسی و شناسایی پرداختند و در همان سال‌ها باستان‌شناسی به‌نام هامیلتون ازسوی سازمان عمران كیش (سابق) مامور انجام پژوهش‌های باستان‌شناسی در كیش شد. وی در یك دوره بررسی و شناسایی اقدام به جمع‌آوری و طبقه‌بندی سفال‌ها و آثار سطحی جزیره كرد.

كمی بعد فردی انگلیسی به‌نام دیوید وایت هاوس كه سرپرستی هیأت باستان‌شناسی بندر سیراف بوشهر را به‌عهده داشت، به دعوت هامیلتون به كیش آمده و پس از بررسی سطحی آثار تاریخی و سفال‌های موجود، مقاله‌ای كوتاه راجع به این آثار در مجله ایران به چاپ رساند(سال 1355).

در سال 1370 در راستای پیشبرد برنامه‌های توسعه سیاحتی كیش و ایجاد جاذبه‌های فرهنگی، تاریخی سازمان عمران كیش (سابق) با سازمان میراث فرهنگی (سابق) قرارداد انجام یك سلسله كاوش‌های باستان‌شناسی و مرمت بناها و مساجد تاریخی كیش را امضا كردند.

به گفته لگزیان هیأت كارشناسی در چند نقطه از محدوده اقدام به كاوش کرد كه در نتیجه آن بخشی از آثار معماری مدفون در تپه‌های تاریخی نمایان شد.

عمارت اعیانی ، حمام ، مجموعه بندرگاه شهر تاریخی حریره و مسجد كهن آثاری است كه تاكنون در این شهرتاریخی شناسایی و ازدل خاك بیرون آمده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :


یکشنبه 1 فروردین 1389 :: نویسنده : رادین گودرزی

آریائیان هنگام ورود به سرزمین‌های آریایی نیروهای طبیعت مثل خورشید و ماه و ستارگان و آتش و خاك و باد و آب را مى‌پرستیده‌اند. آنها خدایان متعددی را که به‌صورت ارباب انواع آفریننده یا نابودکننده مى‌شناختند، باور داشتند. این خدایان مظهر قواى طبیعت مانند میترا (خدای خورشید)، ورونا (خدای آسمان)، ایندرا (خدای جنگ) و ... بودند، که ظاهراً "دئوه" (خدا) نامیده مى‌شدند. در چنین دورانی، بیشتر مردم آریایی که در نواحی شمال افغانستان امروزی مى‌زیستند، پیرو آیین میترایی بودند. در این آیین خورشید نماد مهر است.

خورشید برای انسان بدوی قوی‌ترین عنصر وجود و مهربان‌ترین قوای طبیعت بود و قاعدتاً می‌بایست جزو اولین خدایان و معبودان او بوده باشد. سنت پرستش مهر (خورشید) به دوران‌های بسیار کهن بر می‌گردد. تقدس خورشید در اقوام متعددی رواج داشته و در برخی از فرهنگ‌ها نشانه‌های این اعتقاد باقی مانده است. در بین‌النهرین "شمس یا شاماش" ایزد خورشید را می‌پرستیدند، این ایزد در دستش شیئی را نگاه می‌داشت که به تیغهٔ اره همانند بود و سوار بر گردونه‌اش به‌سوی باختر می‌راند. در مصر خورشید، عنوان بزرگ‌ترین خدا را داشت و به‌نام رع (Re) مشهور بود. "قوم سلت EOL یعنی ستاره خورشید را پرستش می‌کردند و خدای خورشید فنیقیان همانند نام ستاره خورشید در لغت قوم سلت EL می‌باشد. قوم اینکا دارای معبد خورشید بوده که دیوارهایش پوشیده از ورقه‌های طلا بوده و الان در سرزمین پرو واقع است. همچنین هرم خورشیدی بسیار با شکوهی از تمدن قوم ازتک در مکزیک باقیمانده است.

در هند دوران ودایی نام او به‌صورت "میتره" با مفهوم پیمان و دوستی ظاهر می‌شود و یکی از خدایان گروه فرمانروا است و با "ورونه" جفت جاویدانی را تشکیل می‌دهند که از سوی مردم به‌یاری خوانده می‌شوند در سنت هندی نیز میترا گردونه‌ای درخشان و اقامتگاهی زرین دارد. میترا در سنت دینی زردتشتی در مقامی پایین‌تر از اهورامزدا قرار می‌گیرد و آفریدهٔ او محسوب می‌شود تا از آفرینش او پاسداری کند. او خدای پیمان است و وظیفهٔ مهم او نظارت بر همهٔ پیمان‌هاست. او ایزد فروغ و روشنایی و از بزرگترین ایزدان آیین زردتشتی محسوب می‌شود.


[] پیشینه

درباره پیشینۀ آیین مهر، ذکر این نکته لازم [به یادآوری] است که گرچه برخی منابع لوح‌های متعلق به ۱۴٠٠ سال پیش از میلاد مسیح را ـ كه سال ۱۹٠٧ میلادی در بغازكوى واقع در كاپادوكیا كشف شده [منظور الواح خط میخی مربوط به اقوام باستانی هیتی هستند که از بغازكوی در كشور تركیه به‌دست آمده است] و نام مهر (میترا) در آن آمده ـ كهن‌ترین سند می‌دانند، اما روشن است که صرفاً به استناد این لوح‌ها نمی‌توان پیشینه آیین مهر را از ۱۴٠٠ سال پیش از میلاد به این‌سو تخمین زد؛ چرا که با‌توجه به رشد و بالندگی این آیین که در گستره‌ای پهناور از شرق تا غرب پیروان فراوان یافت، می‌توان پیشینه‌اش‌ را چند هزار سال پیش‌تر از آن‌چه در اسناد به‌دست آمده در نظر گرفت و چه‌بسا در آینده اسنادی کهن‌تر به‌دست آید که این دیدگاه را تائید کند.[پایکوبی و ترانه‌خوانی، از سنت‌های جشن یلدا، گفتگوی مریم رئیس دانا با شاهین سپنتا، وب‌سایت شهرزاد نیوز: ٣٠ آذر ١٣٨٨]
 
منبع:http://avalrahnamaiha.blogfa.com




نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :


جمعه 30 بهمن 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی
کشور و سرزمین

پارس‌ها مردمانی ازقوم آریایی بودند که مشخص نیست از چه زمانی به فلات ایران آمده بودند. آنان از قوم آریایی پارس یا پارسواش بودند که درکتیبه‌های آشوری از سده نهم پیش از میلاد مسیح نام آنان آمده‌است. پارس‌ها هم‌زمان با مادها به نواحی غربی ایران سرازیر شدند و پیرامون دریاچه ارومیه و کرمانشاهان ساکن گردیدند. با ضعف دولت ایلام، نفوذ قوم پارس به خوزستان‌ و نواحی مرکزی فلات ایران‌ گسترش یافت.

برای نخستین بار درسالنامه‌های آشوری سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ ق. م، نام قوم «پارسوآ» در جنوب و جنوب غربی دریاچه ارومیه برده شده‌است. بعضی از محققین مانند راولین سن عقیده دارند که مردم پارسواش همان پارسی‌ها بوده‌اند. تصور می‌شود اقوام پارسی پیش از این که از میان دوره‌های جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقی ایران بروند، در این ناحیه توقف کوتاهی نمودند و در حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد در ناحیه پارسوماش، روی دامنه‌های کوه‌های بختیاری در جنوب شرقی شوش در ناحیه‌ای که جزو کشور ایلام بود، مستقر گردیدند. از کتیبه‌های آشوری چنین استنباط می‌شود که در زمان شلم نصر (۷۱۳-۷۲۱ ق. م) تا زمان سلطنت آسارهادون (۶۶۳ ق. م)، پادشاهان یا امراء پارسوا، تابع آشور بوده‌اند. پس از آن درزمان فرورتیش (۶۳۲-۶۵۵ ق. م) پادشاه ماد به پارس استیلا یافت و این دولت را تابع دولت ماد نمود.مردم و طوایف

هرودوت می‌گوید: پارس ها به شش طایفه شهری و ده نشین و چهار طایفه چادرنشین تقسیم شده‌اند. شش طایفه اول عبارت‌اند از: پاسارگادیان، رفیان، ماسپیان، پانتالیان، دژوسیان و گرمانیان. چهار طایفه دومی عبارت‌اند از: داییها، مردها، دروپیک‌ها و ساگارتی ها. از طوایف مذکور سه طایفه اول بر طوایف دیگر، برتری داشته‌اند و دیگران تابع آنها بوده‌اند.

پارس‌ها هم‌زمان با مادها به نواحی غربی ایران سرازیر شدند و پیرامون دریاچه ارومیه و کرمانشاهان ساکن گردیدند. برای نخستین بار درسالنامه‌های آشوری سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ ق. م، نام کشور (پارسوآ) در جنوب و جنوب غربی دریاچه ارومیه برده شده‌است. بعضی از محققین مانند راولین سن عقیده دارند که مردم پارسوا همان پارسی‌ها بوده‌اند.

طوایف پارسی پیش از این که از میان دوره‌های جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقی ایران بروند، در ناحیه پارسوآ توقف نمودند و در حدود سال ۷۰۰ پیش از میلاد در ناحیه پارسوماش، روی دامنه‌های کوه‌های بختیاری در جنوب شرقی شوش در ناحیه‌ای که جزو کشور ایلام بود، مستقر گردیدند. بعدها با ضعف دولت ایلام، نفوذ طوایف پارس به خوزستان‌ و نواحی مرکزی فلات ایران‌ گسترش یافت و رو به جنوب رفته‌اند.

مطابق منابع یونانی در سرزمین کمنداندازان ساگارتی (زاکروتی، ساگرتی) (همان استان کرمانشاهان کنونی) مادی‌های ساگارتی می زیسته‌اند که شکل بابلی - یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان غرب فلات ایران داده‌اند. نام همین طوایف است که در اتحاد طوایف پارس نیز موجود است و خط پیوند خونی طوایف ماد و پارس از منشا همین طایفه ساگارتی‌ها (زاکروتی، ساگرتی) است، طوایف پارس قبل از حرکت به سوی جنوب دورانی طولانی را در مناطق ماد می زیستند و بعدها با ضعف دولت ایلام، نفوذ طوایف پارس به خوزستان‌ و نواحی مرکزی فلات ایران‌ گسترش یافت و رو به جنوب رفته‌اند.

طبق نوشته‌های هرودوت، هخامنشیان از طایفه پاسارگادیان بوده‌اند که در پارس اقامت داشته‌اند و سر سلسله آنها هخامنش بوده‌است. پس از انقراض دولت ایلامیان به دست آشور بنی پال، چون مملکت ایلام ناتوان شده بود پارسی‌ها از اختلافات آشوری‌ها و مادی‌ها استفاده کرده و انزان یا انشان را تصرف کردند.

این واقعه تاریخی در زمان چیش پش دوم روی داده‌است. با توجه به بیانیه‌های کوروش بزرگ در بابل، می‌بینیم او نسب خود را به چیش پش دوم، می‌رساند و او را شاه انزان می‌خواند.

پس از مرگ چیش پش، کشورش میان دو پسرش «آریارومنه» پادشاه کشور پارس و کوروش که بعداً عنوان پادشاه پارسوماش، به او داده شد، تقسیم گردید. چون در آن زمان کشور ماد در اوج ترقی بود و هووخشتره در آن حکومت می‌کرد، دو کشور کوچک جدید، ناچار زیر اطاعت فاتح نینوا بودند. کمبوجیه فرزند کوروش اول، دو کشور نامبرده را تحت حکومت واحدی در آورد و پایتخت خود را از انزان به پاسارگاد منتقل کرد.

شاهنشاهان هخامنشی

مهم‌ترین سنگ‌نوشته هخامنشی از نظر تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ‌نبشته بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ‌نوشته بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سال‌های حکمرانی اش که مشکل‌ترین سال‌ها حکومت وی نیز بود،به طور دقیق روایت می‌کند. این سنگ‌نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست.

به واقع با وجود فراوانی منابع میانرودانی، مصری، یونانی و لاتین نمی‌توان با تکیه بر آنها نسب‌شناسی کاملی از خاندان هخامنشی از هخامنش تا داریوش را به دست آورد. برای این منظور متن سنگ‌نوشته بیستون فرصت مناسبی را در اختیار مورخ قرار می‌دهد که در آن شاه شاهان نوشته بلند خود را با تایید مجدد رابطه اش با خاندان شاهنشاهی پارسیان آغاز می‌کند و به تدریج اخلاف خود را نام می‌برد: ویشتاسپ، آرشام، آریارمنه، چیش پش و هخامنش. این تبارشناسی به دلایل مختلف مدت‌های طولانی مورد ایراد قرار گرفته بود. زیرا در این فهرست نام دو نفر از شاهان هخامنشی که پیش از داریوش حکومت می‌کردند یعنی کوروش کبیر و کمبوجیه اول به چشم نمی‌خورد.

همین مسأله موجب شده‌است که مفسران سنگ‌نوشته نسبت به محتوای سنگ‌نوشته داریوش با شک و تردید نگاه کنند و او را غاصب پادشاهی هخامنشیان بدانند که با نوشتن این سنگ‌نوشته سعی داشته‌است برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود از نگاه آیندگان، شجرنامه خود را دست کاری کند.

موافق نوشته‌های هرودوت، لوحه نبونید پادشاه بابل، بیانیه کوروش بزرگ (استوانه کوروش)، کتیبه بیستون داریوش اول، و کتیبه‌های اردشیر دوم و اردشیر سوم هخامنشی، ترتیب شاهان این سلسله تا داریوش اول چنین بوده‌است: (لازم به ذکر است درستی این جدول از هخامنش تا کوروش بزرگ مورد تردید است).


  •  با تحلیل کلی تمامی منابع می‌توان به این شکل نتیجه گرفت. در ربع نخست سده ششم ق.م چیش پش پسر هخامنش حکمرانی پارس را به پسر بزرگ‌ترش آریارامنه اعطا کرد، در حالی که پسر کوچک‌ترش، کوروش اول به حکمرانی انشان منصوب شد. پس از مرگ آریارامنه، پسر وی آرشام جایگزین وی شد ولی پس از کوروش اول پسرش کمبوجیه اول و پس از او نیز پسر وی کوروش دوم جانشین او شد. این رویدادها در اواسط سده ششم پیش از میلاد به وقوع پیوست.

در این دوران، کوروش بزرگ توانست مادها را به تبیعت خود در آورد و به افتخار و ثروت دست یابد. مدتی بعد کوروش بزرگ بخش‌های بزرگی از مناطق خاورمیانه را به تصرف خود در آورد. بعد از او نیز کمبوجیه راه فتوحات پدرش را ادامه داد و بر گستره شاهنشاهی هخامنشی افزود.

کمبوجیه در بازگشت از مصر فوت کرد. برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه اطرافیان می‌دانند. اما مسلم است که وی در مسیر بازگشت از مصر مرده‌است، ولی دلیل آن تا کنون مکتوم باقی مانده‌است.

پس از مرگ کمبوجیه تاج سلطنتی به داریوش از شاخه فرعی هخامنشی می‌رسد. آنچه به نظر واقعی می‌رسد، این است که داریوش در زمان حیات پدر و پدر بزرگش (آرشام پدر بزرگش یا پسرش ویشتاسب پدر داریوش)، و با موافقت آنها، حکومت را به دست گرفت. چرا که در زمان ساخت کاخ داریوش در شوش در اوایل حکمرانی وی، بر اساس اطلاعات الواح مکشوفه از پی بناها، این دو زنده بودند.

  • هرودوت و کتزیاس، افسانه‌های عجیبی درباره تولد و تربیت کوروش بزرگ (۵۳۹-۵۹۹ ق. م) روایت کرده‌اند. اما آنچه از لحاظ تاریخی قابل قبول است این است که کوروش پسر حکمران انشان، کمبوجیه دوم و مادر او ماندانا دختر ایشتوویگو پادشاه ماد می‌باشد.

در سال ۵۵۳ ق.م. کوروش بزرگ، همه پارسها را بر علیه ماد برانگیخت. در جنگ بین لشکریان کوروش و ماد، عده‌ای از سپاهیان ماد به کوروش پیوستند و در نتیجه سپاه ماد شکست خورد. پس از شکست مادها، کوروش در پاسارگاد شاهنشاهی پارس را پایه گذاری کرد، سلطنت او از ۵۳۹-۵۵۹ ق.م. است.

کوروش بزرگ که سلطنت ماد را به دست آورد و بعضی از ایالات را به وسیله نیروی نظامی مطیع خود ساخت، همان سیاست کشورگشایی را که هووخشتره آغاز نموده بود ادامه داد.

کوروش بزرگ دارای دو هدف مهم بود: در غرب تصرف آسیای صغیر و ساحل بحر الروم که همهٔ جاده‌های بزرگی که از ایران می‌گذشت به بنادر آن منتهی می‌شد و از سوی شرق، تأمین امنیت.

در سال ۵۳۸ پ.م. کوروش بزرگ پادشاه ایران، بابل را شکست داد و آن سرزمین را تصرف کرد و برای نخستین بار در تاریخ جهان فرمان داد که هرکس در باورهای دینی خود و اجرای مراسم مذهبی خویش آزاد است، و بدین سان کورش بزرگ اصل سازگاری بین ادیان و باورها را پایه گذاری کرد و منشور حقوق بشر را بنیان نهاد. کورش به یهودیان اسیر در بابل، امکان داد به سرزمین یهودیه باز گردند که شماری از آنان به سرزمین ایران کوچ کردند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :


پنجشنبه 29 بهمن 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی
هرم بزرگ جیزه

هرم بزرگ جیزه (اسامی دیگر: هرم خوفو، هرم خئوپس) در مصر تنها بازمانده عجایب هفتگانه جهان به شمار می‌آید. پندار بر اینست که این هرم آرامگاه فرعون خوفو از دودمان چهارم بوده‌است. از اینرو به این هرم، هرم خوفو هم گفته می‌شود. این هرم در شهر قاهره مصر واقع شده‌است و قدمت آن به ۲۹۰۰ ق.م. می‌رسد. ساخت آن توسط ۱۰۰٫۰۰۰ نفر کارگر در مدت ۲۰ سال به اتمام رسیده‌است.


این هرم که همراه با دو هرم کوچک‌تر در خارج از قاهره - در مصر- قرار دارند، به دستور خوفو یا خئوپس، فرعون سلسله چهارم، ساخته شد. مصریان باستان به زندگی پس از مرگ اعتقاد فراوانی داشتند و این هرم در واقع مکان مقبره و محل زندگی فرعون پس از مرگ او به شمار می‌آمده‌است. از آنجایی که گنجینه فرعون نیز همراه با او در این هرم قرار داده می‌شد، راه ورود به مقبره بسیار پیچیده و تودرتو است و تعداد زیادی از سازندگان و مهندسین آن نیز در راهروهای آن ناپدید شدند. هرم در اصل ۱۴۷ متر ارتفاع داشته‌است که در حال حاضر در اثر فرسایش، به حدود ۱۳۷ متر رسیده‌است. هر ضلع قاعده هرم ۲۳۰ متر طول دارد و در ساخت آن از حدود ۲٬۳۰۰٬۰۰۰ بلوک به وزن متوسط ۲٫۵ تن استفاده شده‌است. تاریخ اتمام این بنای عظیم حدود ۲۶۸۰ قبل از میلاد تخمین زده شده‌است. هرم جیزه تنها بازمانده عجایب هفت گانه‌است.





نوع مطلب : عجایب، تاریخ، عجایب هفتگانه ی جهان، 
برچسب ها :


پنجشنبه 29 بهمن 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی

عجایب هفت‌گانه، به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی دوران باستان اطلاق می‌شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانی‌الاصل به نام آنتیپاتروس در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده‌است. مشخص نیست که این فرد خودش این آثار را دیده‌است یا نه. به هر حال آنچه مسلم است این است که وی در زمانی می‌زیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بوده‌اند و او نمی‌خواست ویرانه‌ها را به هم عصران خود معرفی کند.

 

نکته دیگ

ر در مورد این آثار انتخاب عدد هفت برای تعداد آنهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و چه در حال، برای انسان محترم و مقدس بوده بطوریکه تقریباً در هر گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده‌است. مانند هفت روز هفته، هفت هنر، هفت خدای یونان باستان و...


تهیه فهرست کامل عجایب هفت گانه در اصل حدود سده دوم پیش از میلاد کامل شده‌است و اولین اشاره به تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده‌است که به سده ۵ پیش از میلاد مربوط برمی‌گردد.

چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگ‌ترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس (Callimachus) - که در ۳۰۵ تا ۲۴۰ قبل از میلاد می‌زیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، «مجموعه‌ای از عجایب جهان» را تهیه کرد. امروزه، تنها چیزی که درباره این مجموعه می‌دانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتش‌سوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت.

فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمی‌ترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت گانه اشاره شده‌است.

شواهد باستان‌شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرنها عجایب هفت گانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته‌است. عجایب هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند.

از زمانهای بسیار قدیم تا کنون، فهرست‌های متعدد و متفاوتی از عجایب هفتگانه به نگارش درآمده‌است. فهرست اروپا-محور مذکور بدین قرار است:

منبع:ویکیپدیا





نوع مطلب : عجایب هفتگانه ی جهان، عجایب، تاریخ، 
برچسب ها :


سه شنبه 20 بهمن 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی

یونان باستان

 
  • پیش از یونانیان
  • ۱۰۰۰ پیش از میلاد

مردم یونانی زبان در سرزمین اصلی یونان ساکن شدند. این افراد اولین منطقه شهری خود را بنیانگذاری نمودند. این کار همزمان (یا پس از) سکونت آریاییان در ایران بود.

  • ۷۷۶ پیش از میلاد

اولین مسابقات المپیک، در شهر المپیا، در جنوب یونان برگزار می‌گردد.

  • ۷۵۰ پیش از میلاد

یو نانیها بوجود آوردن مستعمرات را در سرتاسر مدیترانه، آغاز کردند. آنها مستعمراتی روی جزیره [سیسیلی] و در جنوب ایتالیا، بوجود آورند.

  • ۵۹۴ پیش از میلاد

قانون گذار آتنی، سولون، بنیاد یک [دمکراسی] (دولت مردمی) را بنا می‌کند. او قوانین جدیدی از قبیل حق فرجام (استیناف) را به جامعه معرفی کرد.[

  • ۵۰۷ پیش از میلاد

دمکراسی به شکل دولت در آتن تأسیس گردید.

  • ۵۰۰ پیش از میلاد

داریوش، پادشاه ایرانی، ترتیب یک حمله به سرزمین های اصلی یونان، را می‌دهد.

  • ۴۹۰ پیش از میلاد

آتنی ها در جنگ ماراتون، ارتش مهاجم ایرانی ها را شکست می‌دهند. سربازان پیاده داوطلب ارتش را به دلیل حمل هوپلون (سپرهای گرد)، به نام هوپلایت ها می خواندند.

  • ۴۸۰ پیش از میلاد

نیروهای ایرانی، در جنگ ترماپیلای، ارتش منطقه شهری یونانی، اسپارت، را در هم می کوبند. مدتی بعد همان سال، در جنگ سالامیز، یک ارتش متحد از مناطق شهری یونانی، ایرانیها را در دریا شکست می‌دهد. ناوگان پیروز یونانی، از بیش از 200 کشتی جنگی (کشتی های پارویی جنگی) تشکیل می‌شد.

  • ۴۷۹ پیش از میلاد

متحدان مناطق شهری یونانی ایرانیها، را در جنگ «پلاتایا» به سختی شکست داده و سر انجام به تهدید حمله ایرانیها به سرزمین های یونانی، خاتمه دادند.

  • ۴۲۹ - ۴۶۲ پیش از میلاد

آتن تحت حکومت پریکلس، ژنرال و سیاست‌مدار یونانی، شکوفا شد. او بعد از تخریب آکروپولیس در آتن در اثر حمله ایرانیان، دستور بازسازی آن را صادر کرد.

  • ۴۰۴ - ۴۳۱ پیش از میلاد

ناحیه شهری نیرومند آتن و اسپارت برای بدست گرفتن کنترل امپراتوری یونان با هم وارد جنگ می‌شوند. این جنگ سنگین و تلخ، که نام «جنگ پلوپونزیان» نیز معروف شد، و به مدت 27 سال طول کشید، به تلخ اسپارت به پایان رسید.

  • ۳۳۸ پیش از میلاد

[فیلیپ] اهل مقدونیه، پدر اسکندر کبیر و فرمانروای قویترین بلاد (منطقه شهری) یونان، در جنگ چایرونی، سراسر یونان را فتح می‌کند. پیروزی فیلیپ، عصر استقلال مناطق شهری یونان را پایان می‌دهد.


دستاوردهای فرهنگی دولت ـ شهرهای یونان در طول دوران قدیم (500 قبل از میلاد ـ 500 میلادی) برای مدت هزار سال جهان غرب را تحت تأثیر قرار داد. دانشمندان یونانی اکتشافاتی در امور طبیعی انجام دادند. فلاسفه نظریاتی در زمینه اداره جوامع را به جهان ارائه دادند و هنر و درام یونانی شکوفا شد.

  • ۵۵۰ پیش از میلاد

فیثاغورث، فیلسوف و ریاضی دان یونانی، رابطه بین ضلعهای مثلث قائم الزوایه را کشف کرد.

  • ۵۴۵ پیش از میلاد

فیلسوف یونانی، آناکسیمنس اهل سیلتوس، واقع در آسیای صغیر «ترکیه کنونی)، سعی می‌کند که آغاز جهان و ساختار آنرا کشف کند. او نتیجه می‌گیرد که هوا مهم‌ترین ماده جهان است.

  • ۵۲۴ پیش از میلاد تا ۴۵۶ پیش از میلاد

آشیل، نمایشنامه نویس یونانی، را برای موضوع نمایشنامه هایش، مورد استفاده قرار می‌دهد. مشهورترین نمایشنامه او به نام «اورستیا» سرگذشت یک خانواده سلطنتی را در طول «جنگ تروا» نشان می‌دهد.

  • ۴۲۸ - ۵۰۰ پیش از میلاد

ستاره شناس یونانی، آناکساغورس، متوجه می‌شود که نور ماه انعکاس نور خورشید است. پریکلس، سردار آتنی، واریپیدس (اریپید)، تراژدی نویس نامدار، در محضر وی تعلیم می‌یابند.

  • در حدود ۴۰۶ - ۴۹۶ پیش از میلاد

سوفوکلس (سوفوکل)، تراژدی نویس نمایشنامه می‌نویسد. معروفترین نمایشنامه او «ادیپ شهریار» نام دارد که سرگذشت پادشاهی را که ندانسته پدر خود را به قتل می رساند و با مادر خود ازدواج می‌کند، به تصویر می‌کشد.

  • در حدود ۴۳۰ - ۴۹۰ پیش از میلاد

فیدیاس، مجسمه ساز یونانی، مجسمه‌هایی برای معبد «پارتنون» و «اکروپلیس» در آتن، یونان، مجسمه غول پیکر زئوس، خدای خدایان یونانیان باستان، را می آفریند.

  • در حدود ۴۰۶ - ۴۸۶ پیش از میلاد

اوربپیدس، تراژدی نویس یونانی، نمایشنامه‌هایی را بر پایه اساطیر یونان می‌نویسد. مشهورترین نمایشنامه وی، «مدیه»، داستان ساحره‌ای است که فرزندان خود را به قتل می رساند.

  • در حدود ۳۹۹ - ۴۷۰ پیش از میلاد

سقراط، فیلسوف یونانی و ملقب به پدر فلسفه، در آتن به تدریس می‌پردازد. مقامات آتن از عقاید او به خشم می‌آیند و او را به مرگ محکوم می‌کنند. او با نوشیدن سم، خودکشی می‌کند.

  • در حدود ۳۸۵ - ۴۵۰ پیش از میلاد

آریستوفانس (آریستوفان)، نمایشنامه نویس یونانی، در نمایشنامه‌های کمدی اش مسائل روز را در قالب طنز مورد بحث قرار می‌دهد. برای مثال، نمایشنامه «ابرها»، فلاسفه آتن را به طنز می‌کشد.

  • در ۳۴۷ - ۴۲۷ پیش از میلاد

افلاطون، فیلسوف یونانی، نخستین دانشگاه ، «آکادمی»، را در آتن دایر می‌کند و مردان جوان در آن به تحصیل فلسفه می‌پردازند. وی در رساله «محورات»، مجموعه مباحثات استاد خویش، سقراط، را با اهالی آتن به رشته تحریر در می‌آورد. او با انتشار «رساله جمهوریت» به بیان عقاید خویش درباره نحوه اداره یک حکومت ایده آل می‌پردازد. در زبان یونانیان قدیم، کلمه فلسفه به معنی «عشق به دانایی» است. در طول سالهای 300 ـ 500 قبل از میلاد، تمامی علوم عقلانی رونق یافتند.

  • در حدود ۳۸۴ تا ۳۲۲ پیش از میلاد

ارسطو، فیلسوف یونانی، تعلیم و تربیت اسکندر مقدونی را که بعدها به سرداری بزرگ مبدل شد، به عهده می‌گیرد. ارسطو در آتن، مدرسه‌ای به نام لیسیوم (لوکیون) تأسیس می‌کند. وی رساله «سیاست» را می‌نویسد و در آن به بحث درباره شش روش اداره حکومت می‌پردازد. او همچنین «نمودار نردبانی طبیعت» را که در آن موجودات زنده بر اساس پیچیدگی ساختمان بدنشان طبقه بندی شده اند، ابداع می‌کند.

  • در حدود 335 تا 280 پیش از میلاد

در شهر اسکندریه، که به‌وسیله یونانیان در مصر بنا گردید، پزشکی به نام هیرو فیلوس به منظور بررسی دستگاه عصبی و اجزای بدن انسان، به تشریح اجساد می‌پردازد.

  • در حدود 330 تا 275 پیش از میلاد

اقلیدس، ریاضیدان یونانی، مقدمات هندسه را به وجود می‌آورد.

  • در حدود 310 تا 230 پیش از میلاد

آریستارخوس (ارسطرخوس)، ستاره شناس یونانی، خورشید را به جای زمین، مرکز علم می پندارد.

  • در حدود 287 ـ 212 پیش از میلاد

ارشمیدس در موطن خود، شهر سیراکوس (سوراقوسا)، به کشف این نکته که هر شیئی به اندازه حجم خود آب جابجا می‌کند، نائل می‌گردد. وی دستگاهی برای بالا کشیدن آب، پیچ ارشمیدس، اختراع می‌کند. و نام خود را بر آن می گذارد. سربازان رومی در جریان محاصره سیراکوس، ارشمیدس را به قتل می رسانند.

  • در حدود 2000 پیش از میلاد

تسبیوس اسکندرانی (اهل اسکندریه) ساعت آبی و تلمبه فشاری را اختراع می‌کند.

  • در حدود 144 تا 127 پیش از میلاد

هیپارخوس (ابرخس)، ستاره شناس یونانی، فهرستی از اسامی ستارگان، گردآوری می‌کند و زمان کسوفهای خورشیدی را محاسبه می‌کند. در حدود 168 تا 90 قبل از میلاد بطلمیوس در شهر اسکندریه مصر، که به دست یونانیان بنا شده بود، با استفاده از طول و عرض جغرافیایی ، نقشه‌ای از جهان شناخته شده آن زمان، ارائه می‌دهد.

  • ۱۸۷ پیش از میلاد

یونان نابود می‌شود و رومیان جای آن‌ها را می‌گیرند.

  • سده ۱۹ بعد از میلاد

پس از حاکمیت امپراطوری عثمانی٬ در سال ۱۸۲۱ پس از حدود ۲۰۰۰ سال از نابودی یونان باستان٬ کشور مدرن یونان بدست آن‌ها که یونانی سخن می‌گفتند به شکلی نمادین ساخته شد٬ که این فاصلهٔ ۲۰۰۰ ساله خود بهترین دلیل برای نمادین بودن ایجاد چنین کشوری است.





نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :


سه شنبه 20 بهمن 1388 :: نویسنده : رادین گودرزی
شیوه زندگی رومیان

حکومت اولین امپراتور روم، آگوستوس در سال ۲۷ قبل از میلاد آغاز شد. این حکومت شاهد آغاز پکس رومانا، با دوران ثبات سیاسی و شکوه و جلال فراوان که حدود ۲۰۰ سال ادامه داشت، بود. در طول این دوره، امپراتور روم به مدیترانه و بخش اعظم اروپای غربی حکومت می‌کرد. امپراتوری به شکل کاملی سازماندهی شده بود و به خوبی اداره و کنترل می‌شد. یک شبکه از راهها سرزمین های امپراتوری را به پایتخت، رم، متصل می‌کرد. لژیون آموزش دیده روم از تمام نقاط بحرانی در طول مرزهایش دفاع می‌کرد. شهروندان رومی از یک قانون مشترک، فرهنگ مشترک و زبان مشترک، لاتین، بهره مند بودند.

در دنیای رومی ها خیلی مهم بود که افراد سایو (شهروند رومی) باشند. ابتدا، مقامشهروند فقط به افرادی که در درون شهرها زندگی می‌کردند، داده شد. در سال ۸۹ قبل از میلاد، مقام شهروند به تمام ایتالیایی ها اعطا شد. تا پیش از 212 قبل از میلاد، مقام شهروند رومی به همه مردان آزاد که در محدوده امپراتوری روم زندگی می‌کردند، اعطا شد. مقام شهروندی به بردگان و زنها داده نمی‌شد.

 
خرابه‌های امپراتوری رومیان باستان

 نظم اجتماعی روم

جامعه رومی بر اساس طبقات کاملاً مجزا سازماندهی شده بود. این تقسیم بندی جامعه در ابتدایی تاریخ روم، در حدود قرن ششم قبل از میلاد آغاز گردید. صاحب امتیاز ترین و قدرتمندترین شهروندان رومی اشراف بودند. بسیاری از اشراف از نوادگان مالکین ثروتمند زمین و خانواده‌های سیاست‌مداران انتخاب می‌شدند. سناتورهایی که بر روم حکومت کردند، از خانواده‌های اشراف ثروتمند بودند. در طبقه اجتماعی بعدی، اسب سوارها (اعضاء گارد سلطنتی) قرار داشتند. این گروه غالبا تجار ثروتمند یا صرافان (بانکداران) بودند. بسیاری از افراد در ارتش روم با دوایر دولتی اجرایی آن خدمت کردند.


 توده مردم

بخش اعظم شهروندان رومی، توده مردم بودند، که جزء فقیرترین شهروندان نیز محسوب می‌شدند مردم معمولی سرانجام توانستند تساوی سیاسی در مقابل اعضاء گارد و اشراف، را بدست آورده و حق رشد و ارتقاء تا مقام افسر ارشد نظامی و مشاغل دولتی، را بدست بیاورند.

  بردگان

در پائین هرم نظام اجتماعی جامعه رومی، بردگان قرار داشتند، که سخت ترین و کم اهمیت ترین کارها را انجام می‌دادند. رومیها از اسیران جنگی به عنوان برده استفاده می‌کردند. بردگان هیچ گونه آزادی و حق انتخابی نداشتند. حتی در میان بردگان نیز طبقه‌های مختلفی وجود داشت. زندگی سخت روزانه یک برده که در معدنها کار می‌کرد، از زندگی روزانه یک برده تحصیلکرده یونانی که به عنوان یک معلم خصوصی محترم به کودکان رومی تدریس می‌کرد، بسیار فاصله داشت. به هر حال، از اولین قرن میلادی، شرایط زندگی بردگان بهبود پیدا کرد و بسیاری از آن مردان آزادی خود را بدست آوردند.


 زبان

زبان مشترک در سراسر امپراتوری روم، زبان لاتین بود. از آنجایی که دیگر کسی به زبان لاتین صحبت نمی‌کند، آنرا «زبان مرده» می نامند. به هر حال، بیشتر زبانهای امروزی اروپا، از جمله ایتالیایی، اسپانیایی ـ فرانسه و رومانیایی، از لاتین گرفته شده اند. بسیاری از لغات موجود در زبان انگلیسی نیز از لاتین گرفته شده اند.


 خانه‌های رومی

رومیان ثروتمند در خانه‌های بزرگ و وسیع شهری زندگی می‌کردند. از بیرون جلوه این خانه‌ها زیاد چشمگیر نبود. زیرا تنها تعداد محدودی درب و پنجره کوچک نرده‌ای داشتند که مانع ورود دزدان می‌شد.


 امپراتوری روم

از قرن سوم قبل از میلاد، رومیها شروع به تشکیل امپراتوری خود کردند. تا قبل از قرن دوم میلادی، رومی ها بیشتر نواحی غرب اروپا، شرق نزدیک، و شمال آفریقا را تحت کنترل داشتند. موفقیت امپراتوری روم نتیجه استفاده از اژبون های بسیار ورزیده و تعلیم دیده و مدیریت بسیار موثر آنها بود که از مرکز پایتخت رم، به خوبی کنترل می‌شد.

در سال 27 قبل از میلاد اکتاویان (63 قبل از میلاد ـ 24 میلادی)، اکتاویان یا همان اگوستوس سزار، اولین امپراتور روم می‌شود. اگوستوس، که به مدت 40 سال بر امپراتوری روم حکومت کرد، مسئولیت اداره آن را با مجلس سنا (گروهی از مسئولین اداره کننده روم)، تقسیم کرد. او از ارتش روم یک نیروی قوی و آموزش دیده ساخت. روم در طول حکومت او دورانی پر از صلح و شکوه را پشت سر نهاد. اگوستوس همچنین در مورد حفظ موقعیت خود به‌عنوان امپراتور خیلی دقت کرد. او یک گارد محافظ ایجاد کرد که به آنها دستمزد خوبی می‌داد و آنها را گارد پراتور می نامید.

سنای روم

 کالیگولا

اولین امپراتورهای رومی اعضاء خانواده اگوستوس بودند. گایوس سزار (12 ـ 41 میلادی)، که به کالیگولا (به معنی پوتینهای کوچک) معروف بود، در سال 37 میلادی به امپراتوری رسید. سربازان ارتش، که پدرش فرماندهی آنان را به عهده داشت، نام مستعار کالیگولا را به او دادند، چرا که او پوتین های سربازی کوچکی به پا می‌کرد.

  امپراتور دیوانه

بعد از آنکه کالیگولا امپراتور شد، سلامتی عقل خود را از دست داد. یکی از وقایعی که توسط تاریخ نگار رومی سیوتاتیوس (69 ـ 104 میلادی) ثبت شده است، توضیح می‌دهد که کالیگولا به ارتش بسیار آموزش دیده و قدرتمند خود دستور داد در ساحل دریا صدف حلزون جمع کنند. او به اسب مورد علاقه خود لقب کنسول (عنوان یکی از مسئولین رده بالای روم)، داده بود. وی همچنین با خواهر خود، «دروسیلا» ازوداج کرد، اما بعدا او را کشت. اعضاء گارد محافظ او (پراتورها) در سال 41 میلادی، او را به قتل رسانند.


 نرون

آخرین امپراتوری که به خانواده اگوستوس تعلق داشت، نرون (37 ـ 68 میلادی) بود. در سال 54 میلادی، مادر جاه طلب او، آگویپینا (15 ـ 59 میلادی)، شوهر دون خود را مسموم کرد. شوهر امپراتور کلودیوس (10 قبل از میلاد تا 54 میلادی) بود. در نتیجه پسر 17 ساله او جانشین پدر شد. بعد از آغاز امیدوار کننده حکومت او، نرون بی نهایت بی رحم و فاسد شد. وقتی آگویپینا در زندگی خود سرانه فرزندش دخالت کرد، نرون او را کشت. او به خاطر ضیافت های وحشی خود و توهم او در مورد استعدادش در شعر و موسیقی، شهرت داشت!


 رم در آتش

در سال 64 میلادی، آتش سوزی بزرگی شهر رم را نابود کرد. نرون تظاهر کرد که قصد داشته تا شهر رم را با طرح جدیدی بازسازی کند. بسیاری از مردم رم عقیده دارند که خود نرون عمدا آتش سوزی را آغاز کرده است. اما به هر حال، نرون گروه مذهبی جدید، یا مسیحیان را مقصر دانست و آنها را کشت. مخالفان حکومت نرون آنقدر قدرت گرفتند که او را مجبور کردند در سال 68 میلادی، خود کشی کند.


مجسمهٔ رومی

 سال چهار امپراتور

در سال بعد از مرگ نرون، 4 امپراتور بر سر کار آمدند. یک فرمانده نظامی به نام گالبا (3 قبل از میلاد تا 69 میلادی)، ابتدا قدرت را در دست گرفت. گالبا به‌وسیله گارد پراتور، کشته شد. این گارد اتو (32 ـ 69 میلادی)، (حاکم استان رومی اسپانیا) را به عنوان امپراتور اعلام کرد. لژیون روم که در آلمان مستقر بود، با شنیدن این خبر، فرمانده خود وتیلیوس (15 ـ 69 میلادی)، را به عنوان امپراتور معرفی کردند. وسپاسیان (9 ـ 79 میلادی)، یک فرمانده رقیب، وارد رم شد. او وتیلیوس را کشت و خود امپراتور شد.


 انتخابات جانشین

وسپاسیان سنتی را ایجاد کرد که بر اساس آن، یک امپراتور حاکم در طول حکومت خود جانشین خود را انتخاب می‌کرد. و سپاسیان نظم را به روم بازگرداند. او همچنین یک برنامه ساختمان سازی که شامل استادیوم ورزشی رم بود، آغاز کرد. ساخت این آمفی تئاتر بزرگ که سرگرمیهای عمومی در آن اجرا می‌شد، در طول حکومت فرزند وسپاسیان، تیتوس (39 ـ 81 میلادی)، که بعد از پدرش به امپراتوری رسید، پایان یافت.


 امپراتوری استانی

در قرن دوم میلادی، خانواده‌های حاکم روم، صاحب نفوذ کمتری در امر انتخاب امپراتور بودند. شهروندان استان‌های رومی شروع به اشغال پستهای عالی رتبه در دولت و ارتش، کردند. امپراتورهای بعدی روم از استان‌های درون امپراتوری روم، انتخاب می‌شدند.


 تراجان

امپراتور تراجان (53 ـ 117 میلادی) در یکی از استان‌های روم به نام آیبیریا «اسپانیای امروز) به دنیا آمد. او یک فرمانده نظامی بزرگ بود و در طول حکومتش، امپراتوری روم از نظر وسعت به اوج خود رسید. وی پیروزیهای نظامی خود را با ساخت بناهای یادبود (ستونهای تراجان)، جشن می‌گرفت. این ستونها به‌وسیله مجسمه‌هایی که پیروزیهای معروف او را نشان می‌دادند، تزئین شده بودند.


 هادریان

پسر خوانده تراجان، هادریان (۷۶ ـ ۱۳۸ میلادی) بعد از او به امپراتوری روم رسید. هادریان بیشتر دوران حکومتش را به مسافرت در استان‌های مختلف امپراتوری روم گذراند. او موانع ثابتی در مقابل حمله بربرها که به این سرزمینها روم حمله می‌کردند، بنا کرد. نمونه چنین بناهای دفاعی، دیوار هادریان، هنوز در شمال غربی انگلیس باقی مانده‌اند. هادریان همچنین تغییرات زیادی ایجاد کرد که اداره امپراتوری روم را آسان تر می‌کرد.

 لژیونر رومی

ارتش روم از سربازانی به نام لژیونر تشکیل می‌شد. یک لژیونر خیلی ورزیده بود. او می‌توانست در یک روز ۳۲ کیلومتر (۲۰ مایل) در حالیکه یک بسته به وزن ۴۰ کیلو گرم حمل می‌کرد، راه برود. یونیفورم یک لژیوتر او را در نبردها محافظت می‌کرد، و در عین حال به او امکان می‌داد که به آسانی حرکت کند.

 واحد ارتش

«قرن»، واحد ارتش روم بود. هنگامی که در سال 340 قبل از میلاد ارتش روم تشکیل شد. یک قرن شامل 100 سرباز می‌شد. وقتی فرمانده نظامی رومی، کابوس ماریوس (157 ـ 86 قبل از میلاد) ارتش روم را در سال 100 قبل از میلاد، دوباره سازماندهی کرد، تعداد افراد را در یک قرن به80 نفر کاهش داد. دلیل این کاهش چنین بیان می‌شد که یک گروه کوچک‌تر، آسان تر کنترل می‌شد

 





نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها :




درباره وبلاگ


با سلام.به شما دوست عزیز خوش آمد می گویم امیدوارم که از این وبلاگ و مطالبش خوشتان بیاید و بتوانید بهره ی کافی از این مطالب ببرید.لطف کنید به مطالب نظر بدهید.

باتشکر مدیر وبلاگ

مدیر وبلاگ : رادین گودرزی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
تیم مورد علاقه شما کدام است













جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Iranbloglist.com